شهریور شصت

از مراثی سعدی در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف.

دردی به دل رسید که آرام جان برفت

 

وان هر که در جهان به دریغ از جهان برفت

شاید که چشم چشمه بگرید به های های

 

بر بوستان که سرو بلند از میان برفت

بالا تمام کرده درخت بلند ناز

 

ناگه به حسرت از نظر باغبان برفت

گیتی برو چو خوش سیاووش نوحه کرد

 

خون سیاوشان زد و چشمش روان برفت

دود دل از دریچه برآمد که دود دیگ

 

هرگز چنین نبود که تا آسمان برفت

تا آتش است خرمن کس را چنین نسوخت

 

زنهار از آتشی که به چرخش دخان برفت

باران فتنه بر در و دیوار کس نبود

 

بر بام ما ز گریهٔ خون ناودان برفت

تلخست شربت غم هجران و تلخ‌تر

 

بر سرو قامتی که به حسرت جوان برفت

چندان برفت خون ز چراحت به راستی

 

کز چشم مادر و پدر مهربان برفت

همچون شقایقم دل خونین سیاه شد

 

کان سرو نوبر آمده از بوستان برفت

خوردیم زخمها که نه خون آمد و نه آه

 

وه این چه نیش بود که تا استخوان برفت

هشیار سرزنش نکند دردمند را

 

کز دل نشان نمی‌رود و دلنشان برفت

چشم و چراغ اهل قبایل ز پیش چشم

 

برق جهنده چون برود همچنان برفت

لیکن سموم قهر اجل را علاج نیست

 

بسیار ازین ورق که به باد خزان برفت

ما کاروان آخرتیم از دیار عمر

 

او مرد بود پیشتر از کاروان برفت

اقبال خاندان شریف و برادران

 

جاوید باد اگر یکی از خاندان برفت

ای نفس پاک منزل خاکت خجسته باد

 

تنها نه بر تو جور و جفای زمان برفت

دانند عاقلان به حقیقت که مرغ روح

 

وقتی خلاص یافت کزین آشیان برفت

زنهار از آن شبانگه تاریک و بامداد

 

کز تو خبر نیامد و از ما فغان برفت

زخمی چنان نبود که مرهم توان نهاد

 

داروی دل چه فایده دارد چو جان برفت

شرح غمت تمام نگفتیم همچنان

 

این صد یکیست کز غم دل بر زبان برفت

سعدی همیشه بار فراق احتمال اوست

 

این نوبتش ز دست تحمل عنان برفت

حکم خدای بود قرانی که از سپهر

 

بر دست و تیغ حضرت صاحبقران برفت

عمرش دراز باد که بر قتل بیگناه

 

وقتی دریغ گفت که تیر از کمان برفت

توی یک کتابی چندخطی از آخرای این مرثیه، بدستخط پدر، در دهه شصت هنوز هست. احتمالا وقتی داشته اونارو می نوشته گریسته.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٤
تگ های این مطلب :خانواده


قاجار

روزگارانی که همه چیز دست بدست هم داد تا اوضاع چندان بروفق مراد نباشد. نامی نیک از آنها بجا نمانده به این خاطر که بعد از آنها دشمنانشان غالب شدند و تاریخشان را نوشتند.

کمتر ار گذشتگانشان درنده خو و بیشتر از آیندگانشان علاقمند به سیاست. اون چهارمی آدم جالبی بود که بسیاری از طول و عرض حرمسراهایش بیشتر شنیدند تا تلاش هایش هرچند ناموفق اش برای ساختن نهادهای سیاسی. در آن تلاطمات قرن نوزدهمی، کشتی را بساحل رساندند هرچند کمی درب و داغان، که البته کشتی های بسیاری از آن ورطه سالم بیرون نیامدند. زمین و زمان یاریشان نکرد. برخی هایشان تنها کسانی هستند که به طوع از قدرت خویش بنفع دیگران و آن پنجمی و هفتمی بنفع ملت کاستند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۸
تگ های این مطلب :تاریخ


خیرالنسا

اولین شاه مازندرانی ایران نه مرد که یک زن بود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٧
تگ های این مطلب :تاریخ


رقومیت

این موارد سبب شده اند که فضای مجازی بواسطه قلت مستندات، کمک زیادی به فارسی زبانان در عرصه های مختلف نکند.

اولین معضل فضای مجازی، فقر بیش از حد در زمینه وجود آثار مختلف بزبان فارسی است. از این نظر فضای کاغذی کتابهای زبان فارسی بسی پیشتر از این فضا است. احتمالا لیست بلندبالای از کتابها در کتابخانه هایمان هستند که فایل آنها در فضای مجازی وجود ندارد. از این نظر زبان فارسی در اینترنت بشدت از وجود مراجع عظیم رنج می برد.

بنظر می رسد با فراهم ساختن بازار فروش ویرایش رقومی کتابها، میتوان جهش مناسبی برای تولید محتوا بزبان فارسی تصور کرد.

معضل دیگر آنکه فایلهای موجود در فضای مجازی، برای بسیاری از متون، چه بواسطه نحوه تبدیل متن به فایل و چه بواسطه برخی محدودیت های زبان فارسی، چندان بکار استفاده های بهینه مانند جستجوهای ساده و پیشرفته نمی آیند. همان بازار فروش منابع دیجیتالی می تواند این معضل را نیز حل کند.

بواسطه همان قلت منابع و مراجع اصلی، مقالات بوفور بر روی دکه فضای مجازی قرار میگیرد که عین فست فودها فقط آدمی را از مسیر تغذیه مناسب دور می سازد.

یکی از عظیم ترین منابع کاغذی ما، که اینک در حال خاک خوردن در گوشه و کنج کتابخانه ها، ادارت، سازمانها، موزه ها، پستوها و هزار انبار دیگرند، که دیجیتال کردن آنها بنظر از هز جهادی واجبتر است تا ارزش زبان فارسی را به جایگاه مناسبتری در فضای مجازی ارتقا دهد.

به همین خاطر فضای مجازی انتخابهای بسیار محدودتری از فضای کاغذی در اختیار افراد قرار می دهد.

کسی راه حلهای ساده برای تسریع دیجیتالیزه کردن کتابخانه های شخصی دارد؟

برنامه ای برای دیجیتالیزه کردن کتابخانه های عمومی، تخصصی، آرشیوها وجود دارد؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۱
تگ های این مطلب :قدم زدن


کردمحله

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در جلد دوم و سوم مرآت البلدان در خصوص وقایع سال  چهارم سلطنت ناصرالدین شاه بسال 1297 هجری قمری برابر 1850 میلادی، متن سفرنامه رضاقلی خان لله باشی (هدایت - جد صادق هدایت) را آورده که به سفارت ناصرالدین شاه به خوارزم رفته است. رضاقلی خان در شرح روز بیست و چهارم سفر خود آورده است:

"بیست و سیم در نوکنده که اصل انزان است به سر بردیم و فردای آن روز علی الصباح روانه کردمحله شدیم. همه جا در خیابان شاه عباس عبور نموده و به خانه رضاقلی خان سدن رستاقی آمدیم."

این قدیمی ترین تاریخی است که پیدا کردم که در آن نام کردمحله (کردکوی) آمده داست. قدیمی ترش هم هست؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٥
تگ های این مطلب :تاریخ


کتابخوانی

گاهی چیزهایی که خیلی واضح بنظر میرسند اصلا واضح نیستند. کافیست کمی بچکالینش (چکالیدن = هم زدن مازندرانی)

یکی از پربحث ترین آنها میزان کتابخوانی ایرانیان است. تقریبا هرکجا که سخنی در این باره می شود، همه متفق القولند که سرانه مطالعه ایرانیان فاجعه است. تیراژ چاپ کتابها به 500 رسیده است. ایرانی ها اصلا کتاب نمی خوانند و بعد بر اساس این باور، تحلیل های رنگ و وارنگی، هم از طرف کوچیکها و هم بزرگها ارائه می شود و خلاصه همه ما را شرمنده می سازند. "بانگ و افغان برآرند که (کتابخوانی) نیست"

اما واقعا ما آدمهای کنابخوانی هستیم یا خیر؟

با جستجویی در اینترنت، مراجع مختلفی وجود دارند که میتوان مثلا با جستجوی 'سرانه مطالعه" یا "Reading per Capita" به سایت ها و اطلاعات مختلفی بر می خوریم که مهمترینشان، فقدان مبانی و داده های معین و مورد وثوق همگانی می باشد یعنی هر کسی برای خودش عدد می سازد.

اما یکی از معتبرترین این گزارشات، گزارش سالانه انتشاراتی ها در سال 2014 است، که در بردارنده اطلاعاتی، مانند میزان کتابهای چاپ شده کشورهای مختلف عموما در سال 2013، و همچنین گردش مالی انتشاراتی و سرانه چاپ کتاب می باشد. شاخص مهم در این لیست، تعداد عناوین چاپ شده (چاپ جدید و یا تجدید چاپ) و همچنین نسبت این تعداد، به جمعیت است که با عنوان سرانه چاپ مشخص شده است. بالاترین میزان سرانه، متعلق به انگلستان است که  2875 کتاب برای هر یک میلیون نفر می باشد. البته در گزارش مزبور نامی از ایران نیامده، اما اطلاعات این سالنامه در صفحه فهرست کشورها بر پایه تعداد کتابهای چاپ شده آمده است که در آن ایران در رتبه بالای این جدول (نهم) قرار دارد. (البته سال های دریافت اطلاعات کمی با گزارش مزبور ناسازگار است اما این موضوع تاثیر زیادی بر نتیجه ندارد.) یعنی براساس شاخص مزبور، وضع به اسفناکی بیان شده نیست.

جالبتر آنکه سرانه چاپ به ازای هر یک میلیون نفر، با داده های سال مزبور برای جمعیت 80 میلیونی ایران، حدود 813 کتاب برای هر یک میلیون نفر است که از شاخص کشورهایی مانند کره جنوبی و ژاپن و استرالیا بالاتر است.

ضریب همبستگی 0.5 بین سرانه چاپ و سرانه GDP و وضعیت نامتعارف ایران در این خصوص هم جالب توجه است.

آیا می شود نتیجه گرفت که آن فرض کتاب ناخوانی ایرانیان کمی بیش از حد با برخی داده ها ناسازگار است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۳۱
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :کتاب


صحنه

پدیده کیارستمی و شرکت زیاد هنرمندان در سوگ او ویرایش روشنفکری پدیده پاشایی و شرکت عجیب مردمان بسیار در سوگ او می باشد. موضوع دیده شدن.

اینکه ببینیم کجاها صحنه ای برپاست و در آن شرکت کنیم. مردم همیشه در صحنه. زیر نور خیره کننده پروژکتورهای تبلیغات و رسانه. حداقل اگر نشود چیز دندان گیری ارائه نمود، می توان خاطره تعریف نمود که. احتمالا از فردا تا مدتی تورها و دور-دورهایی برای قبرستان لوسان راه می افتد.

کارگردان این نمایشات رسانه ها هستند. شاید قدیمیترین پدیده ای که بیاد مانده است مهوش است. استدلال هایی از این دست می چینیم: اگر در واقعه مهمی حضور داشته باشیم حتما مهم هستیم. راحتترین راه برای بزرگ شدن. شبیه تبلیغات اینروزها و همیشگی که عده ای با این فروش خیالات محالی مانند لاغری بدون ورزش و تغذیه، بلند شدن قد با خوردن چندتا قرص، جوان شدن با مالیدن چندتا کرم سرکیسه مان می کنند، بجای رهسپردن راه طولانی و خسته کننده و ریاضت وارانه جستجو های طولانی، خواندن های زیاد، دیدن های جزئیات، گوش دادن دقیق. خیلی بده که برای قهرمان شدن هنوز باید زیاد زور زد.

عده ای با فروش خیالات و آرزوهای خودمان به خودمان پول به جیب می زنند.

مهم، دیده شدن هست، به هر قیمت، حتی به قیمت فحاشی به یکی در آن سر دنیا برای موضوعی که هیچ ربطی ندارد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢۳
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :رسانه


هاویه

اینجا آدمها نمی میرند، کشته می شوند. قاتلین

غذا، هوا، پزشکان، شهر، فقر، آب، جاده، خودرو، صنعت و ...

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٩
تگ های این مطلب :ما


تاریخ

شمال مردانه - شمال زنانه

 

http://www.parsine.com/fa/news/294055/شمالِ-مردانه-ـ‌-شمالِ-زنانه

از محسن حسام مظاهری

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٧
تگ های این مطلب :تاریخ


تارت تاریخ

این روزها که نه این شبا این کتابارو می خونم:

آئین نگارش تاریخ: تزی ایرانی در باره تاریخ نویسی

استرآباد نامه: شاید روزی کردکوی نامه اش دربیاید

ایران از آغاز تا اسلام: فرق مسشرقین خوب با مورخین  داخلی در داشتن متدولوژی است

ایران و ترکان در دوره ساسانیان: روایتی از آریایی بودن تورانیان یا تورانی بودن اشکانیان

تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران: ضعف منابع در تدوین کتابهایی از این دست

چهل سال تاریخ ایران: ایراندوستی و تلاش و حجم کارهای ایرج افشار غبطه برانگیز است

تاریخ ایران باستان: جهان قدیم را ایرانیان و اسکندر و رومیان ساختند و تخریب کردند

تاریخ کلیسای کاتالولیک: منبعی خوب بزبان فارسی در باره مسیحیت

مقاله پایان تمدن کاریزی در ایران: یک پیشگویی حیرت انگیز در 43 سال پیش

این کتابها را در سایت کتابناک بیابید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٤
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ایران


دقت

دوتا کامنت هست که تقریبا همیشه و همه جا درست است:

جمع کل نوشته شده در جدول با جمع اجزا نمی خواند.

لینک آدرسی که نوشته شده است کار نمی کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٥
تگ های این مطلب :روزمره


مرغ سحر

عناصر مشخصه تاریخ معاصر در 150 سال گذشته، خود را در متون، وقایع، بناها و نمودهای بسیاری بازنمون می نماید که با توجه به تکرار آنها، تا کنون چندان کهنه نشده اند. هنوز هم وقایع و رخدادها و مفاهیم بکار رفته همان هایی هستند که بوده اند.

در این میانه یکی از برجسته نرین این نمادها ترانه ای است که هر ایرانی آن را شنیده و یا زمزمه اش کرده با عنوان مرغ سحر.

کلیپی از همه مردم ایران در خواندن این ترانه بر روی صدای مرغ سحر ایران.کاری زیبا از آقای سروش خطابی

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٠
تگ های این مطلب :موسیقی و تگ های این مطلب :تاریخ


هخامنشیان

تاریخ فتح جهان، دسیسه، سم، خشونت های زنانه، دسیسه های خواجه ها، رواداری، مزدوری، باز کردن مسیر اسکندر، برادرکشی، بالاندن یونان، شجاعت، مکر، ازدواج با محارم، ترکیب پروشات-اردشیردوم- کوروش صغیر ترکیب خشونت و دسیسه و اقتدار-مهربانی و گذشت و ضعف - تهور و وفاداری و رهبری. همیشه پای یک زن در میان است. سرزمینی که تاریخش یادش رفته و نه سر دلبران که زشتی هایش با کمی زیباهایش گفته آید در حدیث دیگران.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٥
تگ های این مطلب :تاریخ


ساسانیان

تاریخ ایران در دوران ساسانیان

تصویری از دیروز ایران که امروزمان را در آورده است.

چندان چیزی برای افتخار به این پدران نیست که مهیج ترین کارشان خلاقیت های فوق العاده در ابداع شکنجه های عجیب و غریب است و شاهانی که سنت شان شد رفتار و کردار پدران و مدیران و رهبران کنونی. هرچند نباید تئوری توطئه شرق شناسان را دستکم گرفت.

رد پای مازندرانی ها هم کم نیست بشکل و هیات سرداران و موبدانی از دودمان های قارن و اسپهبد برای شاه سازی و شاه کشی.

آون آخرا فیلم دور تند می شود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۳۱
تگ های این مطلب :تاریخ


تاریخ

در این روزگار تیره که خیرات بر اطلاق روی به تراجع آورده است و همت مردمان از تقدیم حسنات قاصر گشته ... می بینیم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد و چنانستی که خیرات مردمان را وداع کردستی ، و افعال ستوده و اخلاق پسندیده مدروس گشته و راه راست بسته و طریق ضلالت گشاده و عدل ناپیدا و جور ظاهر و علم متروک و جهل مطلوب و لوم و دنائت مستولی و کرم و مروت منزوی و دوستی ها ضعیف و عداوت ها قوی و نیک مردان رنجور و مستذل و شریران فارغ و محترم و مرگ و خدیعت بیدار و مظفر و حق منهزم و متابعت هوا سنت متبوع و ضایع گردانیدن احکام خرد طریق مشروع و مظلوم محق ذلیل و ظالم مبطل عزیز و حرص غالب و قناعت مغلوب و عالم غدار بدین معانی شادمان و به حصول این ابواب تازه و خندان... 

(دیباچه ی کلیله و دمنه)

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢٢
تگ های این مطلب :تاریخ


پارسا

بچه های ساکت مردان اندیشمند آینده اند

بچه های مهربان مردان استوار آینده اند

بچه های خونگرم پناه آینده اند

پارسای ساکت و مهربان و خونگرم تولدت مبارک

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱٩
تگ های این مطلب :خانواده


نازیسم

رمز گسترش بسیاری (افراد/جوامع) در فرمانبرداری است. ضمنا این یک طعنه نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱۸
تگ های این مطلب :قدم زدن


زیارت عاشورا

روایت هر واقعه خود یک واقعه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱۸
تگ های این مطلب :قدم زدن


هویت

موتور متحرک بسیاری از جوانان (بقول خودشان-خودمان دغدغه دار) دوره جوانیم بحران هویت بود. پاسخ به سوال اینکه "من کیستم؟"

ایرانی - غیرایرانی، مسلمان-غیرمسلمان، شیعه - غیرشیعه، مدرن - سنتی، شرقی -غربی، جوان- پیر، دارا-ندار و دهها دوگانه دیگر.

همه چیز بود. پاسخ آن سوالات را ادیان، ایدئولوژی ها، سیاست ها، به شکل "تو مجموعه ای از یکی از طرفهای دوطرفه ها هستی" میدادند. خیلی سخت بود. یعنی هر آدمی مجموعه ای از آن دوگانه ها است.

اما بعد آن سالها، حالا بشدت در مورد بعضی چیزهایش مشکوکم:

  • فصلی قاطع بین آن دوگانه ها وجود دارد؟ نمیشه هم این و هم آن بود یا نبود؟
  • آن عبارات هر طرف دوگانه ها به چه چیز مشخصی اشاره می کنند؟ اصلا چیزی هست؟
  • چرا بطرز معناداریهمه خشونتهای جمعی مذهبی-ایدئولوژیک متکی بر هویت (طلبی-جویی-خواهی) هستند؟
  • عقل کجاست؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱۸
تگ های این مطلب :قدم زدن


جدید

اگر شورای نگهبان موارد تخلف و تقلبی در نتایج انتخابات تهران پیدا نکند که سبب زیر و رو شدن نتایج شود، این موارد قابل توجه خواهد بود:

برای پیروزی نیاز به بسیج توده ها نیست، تحزب است. پس باید مانند حزب به لیست رای داد. با سطح مشارکت های متعارف هم میتوان قاطعانه پیروز شد.

روشهای پیروزی خنثی است یعنی همه از آن استفاده می کنند بنابراین یکبار مصرف است و برای هر بار استفاده باید هوشمندترش کرد چرا که طرف مقابل هم از آن سود خواهد جست و بنابراین در آینده می توان منتظر بود که بجای افراد، دو حزب دو حرکت دو جبهه در انتخابات رقابت کنند.

برای پیروزی نیازی به شهرت نیست کافیست متعلق به حزب باشى و البته به اصولش متعهد باشی. دوران مستقل ها ممکن است کم کم بسر آمده باشد.

البته باید احزاب حول مبانی شکل بگیرند و به تصریح و یا تلویح موضع خود در خصوص موضوعات اصلی را شرح دهند. که البته در اینجا موضوعات مناقضه برانگیز بسیار است:

  • قانون
  • نقش دولت
  • رابطه با جهان
  • بازار آزاد
  • فقر
  • آزادی های فردی
  • امنیت
  • اقوام
  • زنان
  • شفافیت
  • رهبری

همه چی از صفر شروع می شود اگر کسی زیر میز بزند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱۱
تگ های این مطلب :انتخابات


لیدر

بنظر میرسد قویترین مرد عرصه سیاست ایران اکنون خاتمی است. کسی که قادرست گمنام ترین اصلاح طلب را به مصاف سرلیست طرف مقابل بفرستد و پیروز بیرونش بیاورد. کسی که بدون حزبی کلاسیک، مسابقه را بین حزبی کند. قدرت عینی را با قدرت نرم افزاری بچالش بکشاند.

آیا قادر نخواهد بود رقبای طرف مقابل را در مسابقه ریاست جمهور بعدی از میدان بدر کند؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱٠
تگ های این مطلب :انتخابات


ریاست

بعضی آدمها زیباتر از چیزی هستند که ما دوست داریم بدانگونه باشند.

طبیعی زیباست.

قضاوت دیگران هنوز باید سخت ترین کار دنیا باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٥
تگ های این مطلب :قدم زدن


کاج

درختهای کاج نشانه های عجیبی هستند. متاثر از آدمی و طبیعت. همسایگان شهری ما. عموما در عنفوان جوانی خویش. ما را نشان می دهند. طرحی از عکسهایی از درختان کاج. روزی شاید

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥
تگ های این مطلب :شهر و تگ های این مطلب :ما


ترس

ادبیات واقعیت تلخ جهان را در خیال زیبا می سازد

اما ترسوها خیالشان از واقعیت دهشتناکتر است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢۱
تگ های این مطلب :قدم زدن


عیدی سود

دموکراسی (رای) بدون شفافیت شعبده بازی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٠
تگ های این مطلب :سازمان


راه آهن

تاریخچه راه آهن ایرانی - مالیات - اندیشه اقتصادی - مجلس - وزیر

وزیر مالیه- چون صحبت در مالیه است خوب است پروگرامى که بنده براى وزارت مالیه نوشته‌ام که یکى راجع به مالیات عمومى است و یکى راجع به مالیات خصوصى و بلدى قرائت شده تا اذهان آقایان وکلا مسبوق شده آن وقت از روى بصیرت رأى خود را اظهار دارید (در این وقع دو لایحه مزبوره که جناب صنیع‌الدوله وزیر مالیه نوشته پیشنهاد کرده بودند قرائت شد.) (لایحه اول وزیر مالیه).

پوشیده نیست که مالیه مملکت به منزله خون

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


سرهنگ

پیرمرد چشم و چراغ ما بود.

مردی که جز حرمت و احترام از او چیزی ندیدم و

مهربانی اش بیش از توان تحمل بسیاری بود و

پشت مدال سرهنگی اش قلبی از طلا داشت و

غرورش بلند بود و هرگز عزت نفسش را از دست نداد و مستغنی زیست و

بخشنده بود و بزرگ و

همیشه با یاد عشق دوران جوانی اش که در میانسالی به آسمانهایش سپرد عاشقانه زیست،

سرانجام با قلبی خسته از زندگی، ما را ترک کرد و رفت.

به گرامی همسرم و بهترین برادرها و خواهرش درگذشت نازنین پدر را تسلیت می گویم. باشد که نام و یاد نیکش همیشه در خاطره ها بماند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٩
تگ های این مطلب :خانواده


همشهری

مدتیست در حال خواندن مذاکرات مجلس شورای ملی هستم. تصویری از نزدیک و دقیق از برخی وقایع، خواست ها، اندیشه 

دوره اول دوره ای مهم است و یکی از موضوعات آن فروختن دختران قوچان به ترکمان ها است. هیجان و تهییجی که در جامعه و به تبع آن در مجلس کاملا مشخص است و مدتها بطول انجامید و مجازات عاملین و رهایی اسرا تقریبا مدتها از موضوعات مطروحه بوده است که کمتر به نتیجه می رسیده است.

در این میان ناگهان یک همشهری پیدا می شود که یکی را رهانده و ازو طلب رهاندن بقیه را می کنند. مذاکران مجلس شورای ملی در 18 مرداد 1286 اشاراتی به این موضوع دارد که آمده است:

آقا سید محمد تقی – ملامحمد حسین که از اجله علمای کرد محله هستند وقتیکه بسفر بیت الله مشرف شده بودند در مراجعت بطهران وکلای استرآباد و قوچان از ایشان استدعا کردند که در باب اسرای قوچان بهر وسیله می‌توانند فکری نموده عده از آنها را خلاص نمایند ایشانهم کمال مجاهدت را نموده یک نفر را مسترد داشته‌اند تلگرافی هم در این باب کرده‌اند بدین مضمون (بتوسط وکلای استرآباد بحمدالله بمحض ورود یکنفر اسیر مسترد و درخانه است تکلیف چیست؟) حال عقیده بنده این است که از طرف مجلس تلگراف امتنانی بشود که اسباب تشویق ایشان و سایرین گردد.

آقا میرزا محمود – بنده میدانم این شخص عالم بزرگواری است تاکنون خدمات نمایان بملت کرده گمانم این است اگر از طرف مجلس تلگراف تشکری بایشان مخابره شود امیدواریم ایشان لااقل ده پانزده نفر را مسترد دارند.

آقا سید حسین – این شخص از علما و خودش سوار کار است آن سالی که ترکمان مسلمانان را اسیر کرده بودند اینمرد خودش سوار شده و رفته بود اسرا را استرداد کرده بود باید ایشان را تشویق کرد و مدد داد

نشانی از این همشهری در جایی دیگری هم هست. در نامه ای که یکی از استرآباد برای عالمی در ضدیت بامشروطه می نویسد و دو سالی بعد از این جلسه است. نویسنده از مشروطه چی ها بد می نویسد. آنجا هم دوباره ملامحمدحسین از خود شجاعت بخرج داده و بروایات نویسنده یکی از تروریست های نصارا را دستگیر نموده است.

به‌ طوری‌ در مورد ایلخانی، استرآبادی‌ها همت‌ کردند که‌ رعایای‌ او را بر او شورانیدند؛ به‌ نحوی‌ که‌ مدتی‌ محصور؛ بالاخره، دختر او را به‌ حق‌ حجت‌ عصر(ع) مدتی‌ نگاه‌ داشتند --- البته‌ استرآبادی‌ها عرض‌ می‌کنند --- قناعت‌ نکردند، نصارا را به‌ البسه‌ مبدل‌ فرستادند که‌ به‌ آلت‌ ناریه(19) او را بکشند، خدا نخواست‌ که‌ اقدام‌ این‌ نصارا مقارن‌ تحصن‌ در سفارت‌ شد. آنها بعضی‌ گریختند؛ فعلا پانزده‌ نفر از نصارا را قنسول‌گری‌ روس‌ دستگیر؛ در استرآباد محبوس؛ چهار نفر آنها را در دریا، کشتی‌ جنگی‌ روس‌ دستگیر؛ یک‌ نفر را جناب‌ مستطاب‌ حاجی‌ ملا محمدحسین‌ کردمحله‌ دستگیر؛ چند نفر دیگر که‌ به‌ جهت‌ قتل‌ جناب‌ ایلخانی‌ رفته‌ بودند؛ دستگیر شدند. حسب‌ الامر ایلخانی‌ تا نیشابور به‌ موجب‌ تلگراف‌ امروز رفته، تعاقب‌ کردند؛ دستگیر نشدند. 

شزمی برای خودش بوده است.

یادم باشد نشانش را از محلی ها هم بجویم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۳
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


عدالت

"اگر کسی نشانی توسعه را از شما پرسید، چنین راهنماییش کنید: میدان آزادی، آزاد راه مردم سالاری، خیابان توانمندی و اگر شماره پلاک را پرسید بگویید: در آنجا نیازی به دانستن شماره پلاک نست، زیرا همه درها بر پاشنه مسئولیت آگاهانه می‌چرخد و به روی توسعه پایدار، گشوده می‌شوند."

بازخوانی اندیشه‌های آمارتیاسن در «توسعه و آزادی»؛ تبیینی ایرانی از نگرش‌های آمارتیاسن

از تببین ایرانی اش بگذریم موضوعات قابل تاملی یافت می شود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٧
تگ های این مطلب :اقتصاد و تگ های این مطلب :جامعه


قضا و قدر

آیا اینگونه ایم؟

در تحمل مشکلات و مسائل مهارت و

در حل مشکلات و مسائل بی دست و پائیم.

به همین دلیل مشکلات همیشه با ما همراهند و ما با آنها کنار می آئیم. اگر چاله ای در مسیر هر روزه مان باشد و ما یا دیگران هر روز تویش می افتیم و می افتند، سعی می کنیم که جوری بیافتیم که خیلی اذیت نشیم. کلا تنها موضوعی که زیاد بهش فکر نمی کنیم اینست که آیا می توانیم حل و برطرفش کنیم؟

گوئی مشکلات مانند ما از مخلوقات خداوند منان اند و حق حیات دارند و ما نباید ازبین شان ببریم و آنها را از هستی ساقط کنیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢
تگ های این مطلب :ما