معضل

مشخصه نگاه صحیح به وقایع و رخدادها، گاه متناسب با دقت در جزئیات است. مانند همه دورانهای زندگی آدمی، عموم نویسندگان و مردمان هر دوره، عصر خویش را منحط ترین دوره می دانند. چنین تلقی، از منظری، برای خواست اصلاح می تواند محرک خوبی باشد. این مقدمه آورده شد تا یکی از موضوعاتی که عصر ما را نامزد منحط ترین دوره ها میسازد، را دست مایه بررسی قرار گیرد.

نظام پزشکی ارائه خدمات سلامت به بیماران با انگیزه های مالی را ممنوع کرد.

نظام پزشکی اصلی ترین نهاد کنترل کننده فعالیت های پزشکان است، اجازه کار بدانها می دهد، به شکایات دیگران از پزشکان در رسیدگی می کند، نرخ فعالیتهای پزشکان را تعیین و پیشنهاد می کند. البته همه اعضای آن پزشک یا از کادر پزشکی و توسط پزشکان انتخاب می شود.

در متن خبر آمده است که توصیه هایی به پزشکان داده شده است که درست و اخلاقی رفتار کنند و بزبان عامیانه کلا مردم را تلکه ننمایند.

اولین نتیجه گیری ساده آن است که چنین شرایطی، بصورت یک جریان قابل توجه در حال حاضر در میان پزشکان وجود دارد، که مجبور شده اند آنرا را ببینند و اصلاح کنند.

نکته دوم آن است که روش رویارویی با معضل مزبور، از نظر نظام پزشکی، ارائه توصیه های اخلاقی می باشد. چنین رویکردی، نشان می دهد هیچ علاقه ای به حل معضل از مسیر قانون وجود ندارد. یعنی چنان معضلی هنوز به وضع قوانین پیشگیرانه منجر نمی شود. قانون، شاکله محدودیت متناسب با خطا را دارا می باشد. اما نظام پزشکی این امر را جرم تلقی نمی کند که انجام آن را منجر به داد کیفری قلمداد کند.

با این استدلال نظام پزشکی، می توان همه خطاها و جرم ها را به امری اخلاقی فروکاست، و سپس با توصیه های اخلاقی آنها را اصلاح کرد. کاری که در تاریخ ایران و جهان، با نصحیت نامه ها در صدد اصلاح قدرت سیاسی بودند و نتایجش را دیدیم. یه دیکتاتورها توصیه کنیم، ظلم نکنند. به سارقین و دزدان توصیه کنیم از فقرا ندزدند. به اختلاسگران توصیه کنیم، مال یتیم را نخورند. به کارفرمایان توصیه کنیم با کارگران مهربانه تر رفتار کنند. به برده داران توصیه کنیم، بر زنان و بچه ها سخت نگیرند. در همه این مثالها، قانون جای خود را به توصیه های اخلاقی میدهد و جنایت را بدل به بددلی می دهد.

اساسا نمی شود فقط به یک دسته از افرادی در امری ذی تفع هستند، قدرت تصمیم گیری را داد و دیگر ذی نفعان را محروم کرد. نظام پزشکی هنوز ساختاری غیردموکراتیک دارد که وظیفه اش را استیفای حقوق پزشکان در مقابل جامعه می داند که تقریبا هیچ قدرتی برای محدود کردن پزشکان ندارد. حتی آنجاهایی که دولت وارد اصلاح سازوکار نظام پزشکی می شود، باز هم از پزشکان سود می برد که خود عضو نظام پزشکی هستند.

هرگز مکانیسم قیمت گذاری فعالیت هایشان را در عرصه جامعه ارائه نمی دهند. بنابراین قیمت ها همچنان افزایش می یابد و اگر در صدد پیشگیری برآیند، تهدید به توقف خدمات می کنند. اینگونه است که مردم برای یک سرماخوردگی ساده باید بابت 5 دقیقه نشستن روبروی پزشک 200 هزار ریال می دهند. متخصصینشان برای همین زمان و حتی کمتر با کمترین میزان مشورت پزشکی دو تا سه برابر این مبلغ دریافت می کنند. همواره بطور کلی از برج های کارشان (منشی، جا، تجهیزات، تخصص) برای توجیه مبالغ دریافتی سخن می گویند. هیچ شکی نیست که هزینه های فعالیتهای پزشکی در همه جا گران است، اما تناسب نرخ ها با موفقیت ها و امکانات اینجا برای هیچ یک از افراد جامعه توجیه نشده است.

نمادی از رفتار اجتماعی مستبدانه را می توان در ساختار نظام پزشکی ایران دید. نظامی که معضلات فراوانی را به جامعه تحمیل کرده است. تقریبا همچون ارتشی اشغالگر به وضع قوانین می پردازد و جامعه را تنبیه می کند اما به اعضای خود فقط توصیه های اخلاقی می کند.

این متن هیچ تناقضی با احترام به پزشکانی که همه هم خویش را وقف کاهش رنج آدمیان می کنند ندارد. البته چنان سازوکاری کم کم مجبور است این چنین پزشکانی را بعنوان عنصر نامطوب از دیدرس خویش دور بدارد، که با پاداش دادن به افرادی که چنین مسیری ارزنده ای را در پیش نمیگیرند، تنبیه کند. کانت می گوید که شخص باید همواره چنان عمل کند که گویی شیوهٔ عمل او قانون فراگیر طبیعت خواهد شد و همواره و همه‌وقت قانون کلی خواهد بود. با چنین رویکردی نظام پزشکی نه یکی از برطرف کنندگان مشکل، بلکه خود مشکل است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :اخلاق


ام القرا

اگر روزگاری مکه را، قومی غیر مسلمان فتح کند، همه آثار دینی اش را تغییر دهد، و حتی نامش را عوض کند جهان اسلام و مسلمانان چه خواهند کرد؟. این همان بلائی است که بر سر قسطنطنیه از بیش 500 سال پیش آمده است. خوب است که عصبیت مذهبی مسیحیت مدتهاست از سکه انداخته شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :مسیحیت


ایده نویسی - پاپ ها

این گزاره ها در این ارتباط با اقتدار پاپ ها نیازمند بررسی و تحقیق است:

وصیت عمومی مسیحیان برای انتقال بخش از ماترکشان به کلیسا، آنرا اول ثروتمند ساخت. نهاد کلیسا برای گسترش مسیحیت، علاوه بر ایمان، نیازمند منابع مادی نیز بود.

ثروت آن عصر، عموما در قالب زمین نمود می یافت. بنابراین نظام کلیسیایی، شکل زمینداری بخویش گرفت. اگرچه آباد نمودن بخش زیادی از سرزمینهای شمالی اروپا مدیون عشق و ایمان راهبان مسیحی بود، اما ثروت کلیسا را نیز افزون کرد.

زمیندارن امیر و امرای زمیندار، توانی برای مقابله و رقابت با این نهاد بزرگ شونده نداشتند و خیلی زود به اقندارش تمکین کردند.

آمیزه ای از باور مردمان به تمکین به اقتدار پاپها بعنوان جانشینان مسیح، توان اقتصادی و تمرکز اداری در نهاد کلیسا، ضعف قدرت های دیگر، وحشت از هم گسیختگی امور، سلطه پاپان را ممکن ساخت.

منکوب ساختن پادشاهانی که سر از اطاعت پاپان برمی داشتند، دیانت را بر سیاست مسلط ساخت. پاپ علاوه بر نظام اداری و سیاسی، برای حفظ اقتدار خویش، اینک نیازمند ارتش نیز گشت.

اینبار ثروت بدنبال سیاست آمد. بخش از این ثروت، صرف مدنیت (معماری، هنر، آبادانی) و بخش اعظمی از آن بدل به تجمل در دستگاه پاپی شد.

ثروت چون آب شور، دارنده اش را نه سیرآب، بلکه تشنه تر می سازد. پس منابع درآمد قبلی کفاف نمی کند و بعد از مناصب کلیسایی، خانه های بهشت نیز به فروش گذارده می شود و پولش را نهاد کلیسا اخذ میکند.

تجمل نهاد کلیسا، با معماری عظیم و نقاشی و مجسمه هایی که در هنر هر یک شاهکاری برای خود محسوب می شوند، و زندگی لاابالی کاردینالانی که برای شراکت در اقتدار کلیسا، نه با ایمان که با پول وارد شده بودند، شراره های شورش را در میان مردمانی که هزینه های کلیسا را تامین می کردند بی آنکه بهره ای از مواهبش برند، روشن ساخت. در نگاهی برخی اینک پاپ جانشین مسیح به دجال و روم به بابل بدل گشته بود، و آوار ساختن نهاد کلیسا آرزویی بود.

اصلاح دینی جنبشی از نوع بازگشت به اصل بود که باور داشت ایمانی که در کتاب مقدس بود اولا توسط نهاد کلیسا غصب و تحریف شده بود و ثانیا هنوز بدون هیچ مانع و رادعی باز می تواند در اختیار انسانها قرار گیرد. همین ایمان مایه رستگاری است نه هفت فعل مقدس. اصلاح دینی سوال "مسیحیت چیست؟" را بدل به مسئله ای برای همه تاریخ کرد.

در سرزمینهایی شمال اروپا، نظامات حکومت های ملی، با چشم طمع دوختن به دارایی های کلیسا، جنبش های اصلاح دینی را پشتیبانی کردند. این جنبش ها نیز این جیفه  های دنیوی را به دولت های مدرن  سپردند.

یکی از واکنش های مسیحیت جهانی به اصلاح دینی، روشن کردن ماشین تفتیش عقاید بود. اما اینک زورها با هم برابری می کردند و هریک سرزمین هایی را برای خویش نگهداشتند.

مسیحیت بعد از مدتها سعی کرد غبار ثروت و قدرت را از دامن خویش بتکاند و جهان را به دولت های مدرن واگذارد و خود در پی ایمان رود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :اروپا و تگ های این مطلب :مسیحیت


نسل

ویل دورانت می گوید فلسفه هر نسل، ادبیات نسل بعد است. اینک جلف بازی های هر نسل، هنر نسل بعد است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :روزمره ها


تصادف

یکی از اتفاقی ترین رخدادهای تاریخ، سرآغاز علمی شدن تمدن غرب بوده است. عرفا و کشیش ها بانیان آن بوده اند. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :علم


ایده نویسی - یهودی مابی یا یهودی سیتزی اصلاح دینی

بازگشت به متن و انجیل از سویی یهودی مابی را در بین مصلحین دینی افزایش داد اما از سوئی دیگر یهودی ستیزی خصوصا در اندیشه های لوتری نسبت بین یهودیت و پروتستانیزم را دستخوض تحولات بسیار نمود. آیا می توان نسبت مشخصی بین این دو برقرار نمود؟ ایجاد موجی از آموزش زبان عبری و ترجمه و تنقیح متون عبری در عصر روشنگری، نگاه رهبرانی مانند تسوینگلی به یهودیت و زبان عبری در جنبش اصلاح دینی، دادن آزادی های دینی به یهودیان در برخی از سرمین های اروپای شمالی از جمله لهستان در برابر اندیشه ها لوتری، نسبت بین پروتستانیزم را همواره دستخوش تغییرات نموده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :مسیحیت و تگ های این مطلب :یهودیت


ایده نویسی - رادیکالیسم مسیحی

رگه های اصولگرایی و رادیکالیسم در اندیشه و مردمان پروتستان بیشتر است یا در اندیشه و مومنین کاتولیک؟

اندیشه رستگاری یکی از ارکان مهم پروتستانیسم، منبع اصلی رادیکالیسم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :مذهب


بررسی آماری مدت سلطنت پادشاهان ایرانی

برای درس فوق العاده جذاب روش تحقیق در تاریخ با استاد عزیز و بزرگوار هاشم آقاجری، مقاله ای با عنوان "بررسی آماری مدت سلطنت پادشاهان ایران" تهیه شد که مقدمه آن را می گذارم:

قریب به دوهزار و پانصدسال تاریخ مدون در ایران، سخنان بسیاری برای گفتن وفهمیدن دارد که شکستها و پیروزیهای شاهان فقط یکی از آنها است. تاثیرات و تاثرات سلطنت بر رشد و یا زوال این سرزمین موضوعی است که همواره می تواند دست مایه محققین و تحقیقات بسیار گردد. اما جستجو برای کشف روند های ثابت و همیشگی (اگر وجود داشته باشد)، می تواند یکی از مقدمات اصلی برای هر تبیینی باشد. یکی از این موضوعات، بررسی مدت سلطنت هر یک از سلاطین و پادشاهان است. این موضوع از این منظر اهمیت می یابد که بواسطه مطلق العنان بودن پادشاه، نبود نهادهایی برای تثبیت دستاوردهای هر پادشاه، و همچنین بحران جانشینی، گاه تنها طول سلطنت وی تنها عنصر تثبیت کننده این دستاوردها بوده است. در کنار این موضوع باید این نکته را نیز در نظر داشت که اصولا هر تغییر سلطنتی و نه حتی تغییر سلسله، گاه سبب دگرگونی های بسیار می شد. شواهد متعددی می توان در تاریخ ایران یافت که چگونه پادشاه جدید، سازوکارهای پادشاه قبلی، که عموما پدر خود اوست، را دگرگون نموده و چون کودتایی همه آن دستاوردها را منکر شده و ابطال کرده است.

در این مقاله مدت حکومت پادشاهان بعنوان داده آماری مورد بررسی قرار گرفته تا مشخص شود که آیا از روند مشخصی برخوردار است؟ در صورت وجود چنین روندی، چه قواعدی می توان از آن استنتاج نمود؟

همچنین در بخش دوم، مقادیر آماری برای هریک از سلسله های هخامنشی، ساسانی و صفوی نیز بصورت جداگانه و در مقایسه با هم محاسبه و به بررسی فعلی افزوده شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ایران


ایده نوشت

لذت گذراندن دو ترم فوق العاده در رشته تاریخ جهان (اروپا) در دانشگاه با دوستانی خوب، انگیزه فراوانی برای اندیشیدن در حیطه ها مختلف را فراهم ساخت. ایده ها فراوان است و که برخی بطور کامل بدل به مقالاتی شد که جائی چاپ نشدند، برخی دیگر در حد چکیده ای شکل گرفته است و برخی دیگر هنوز در حد ایده باقی مانده است. اینجا برخی را به اشتراک ی گذارم که یادم باشد انجام شان دهم.

یکی از از این چکیده را می گذارم:

گاو در تمدن کرتی

در اساطیر یونان یکی از حیواناتی که ارجاعات فراوانی بدان در افسانه های مختلف شده است، گاو می باشد. مشهورترین آنها در افسانه تسئوس آمده است که در آن قهرمان به جنگ موجودی نیمه انسان - نیمه گاو بنام مینوتور می رود. این جنگ شاید نمادی از تلاش آتن برای رهایی از سلطه کرت باشد. این موضوع با این نکته همراه است که احتمالا یکی از نمادهای تمدن کرتی در جهان یونانی گاو باشد. دراینصورت آیا می توان بخشی از اساطیر یونانی که در آن گاو وجود دارد از این نقطه نظر بررسی نمود. آیا می توان گاو را در اساطیر یونانی نماد کرت، تمدنی قدیمی که هم ریشه یونانیان دارد و هم یونانیان در حال بریدن از بخشی از این میراثند، دانست؟

برای نشان دادن این موضوع، باید در آثار باقیمانده تمدن کرتی آثار بیشتری از گاو را بعنوان توتم مشاهده کرد. در بخشی از این مقاله، جستجویی برای آثاری از این دست انجام خواهد شد. آیا تصویر گاو در آثار بجای مانده کرتی به اندازه ای است که بتوان برای آن نقش و معنای ویژه ای قائل شد؟

گاو در اساطیر کرتی، نشانه دیگری از مبادلات فرهنگی کرت با تمدنهای مجاور مانند مصر می باشد. برای نشان دادن این موضوع فهم عنصر گاو در این تمدنها و خصوصا در مصر نیز ضروری می باشد. گاو در اساطیر مصری به چه معنایی است؟ نماد کدام مفهوم می باشد؟

نتیجه آنکه اسطوره کشتن گاو آیا نشانی از بریدن یونان از کرت نیست؟ کرت همه آن چیزی است که در تاریکی تاریخ، یونانیان از آن گریخته بودند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ


زنان سیاستمدار

برخی از موضوعات برای تحقیق تاریخی در باره تاریخ اروپا:

چرا ناگهان در قرن شانزدهم زنان نقش مهمی در سیاست می یابند از فرزندان هنری هشتم در انگلستان، ماری و الیزابت، گرفته تا ماری استوارت اسکاتلندی،‌ و زنان نایب السلطنه. علل و عوامل این موضوع و تاثیر و تاثرات آن بر عرصه سیاست. واکنش دیگران به این امر از جمله نقد بسیار تند جان ناکس اسکاتلندی کالوینیست گرفته تا اقبال مردم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


ترجمه

نسبت جالبی بین جریان ترجمه کتاب مقدس و جنبش پروتستانتیسم وجود دارد که می توان در باره اش تحقیق کرد. از ترجمه آلمانی توسط لوتر، ترجمه اراسموس، ترجمه ویکلیف، تیندل بزبان انگلیسی، و بزبانهای اسکاتلندی، دانمارکی، سوئدی، چک و ...

هرچند ترجمه بزبانهای اسلاوی و زیر سلطه مسیحیت ارتدکس سابقه قدیمی تری دارد. ترجمه تلاشی برای حذف نهاد کلیسای روم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دین


لوتر

شیعه - کاتولیک

سنی - پروتستان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ


سیاه و سفید

کشتن مرغ مقلد: لیبرالیسم، دموکراتها، برابری، نوجوانی، اسیر در چنبره قضاوت دیگران

شاهدی برای تعقیب: تزویر، معنا، عشق، گول خوردن، شوک آور، 

بعضی داغش را دوست دارند: پدر فیلم فارسی، پدر چیچو و فرانکو و فردین بازی، تقلب، بی شعوری، سطحی

محله چینی ها: آب، توسعه، حرام، گناه، گذشته یوغی بر گردن،

نشانی از شر: شر مطلق، کثیف، مرز، حرکت دوربین، آوردن ولز، جادوگر، 

سینما پارادیزو: جادوی سینما، انسان، خدای تماشاچی، میوه ممنوعه، سانسور، فراری، زندگی

 

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :فیلم


چپ

چرا روشنفکران با سرمایه داری مخالفت می کنند؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :مقاله


کتابفیلم

پنجره پشتی : معنا، تماشاگر، زندگی، صامت، راز، عمیق

سرگیجه: دوبینی، عشق برهم زننده تصمیم ها، معنا، عمیق

شمال از شمال غرب : تعویض، مرز روزمره گی و هیجان، عشق برهم زننده تصمیم ها،

طناب : نیچه، ابرمرد، زندگی، اخلاق، سلطه، معنا، عمیق

غلاف تمام چرمی: جنگ، بیهودگی، فرقه گرایی، رسانه، عمیق

در بارانداز: انقلابی گری، شورش، پدر فیلمهایی فارسی و هندی،

اتوبوسی بنام هوس : نهانی، دروغ، پوسیدگی، ویرانی، ضد زن، خشونت، هیولایی بنام جامعه

در بروژ: معماری گوتیک، برزخ، پای بندی به اصول، بلژیک، بروژ

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :سینما


عارف

برای رانندگی در تهران باید کف نفس داشته باشی، صبور باشی، ریاضت بکشی

وگرنه هر روز عذابش یک سال است.

اینجا برای گرفتن گواهینامه رانندگی باید هفت شهر عرفان را گشته باشی

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :ما


سرعت

برای ثبت در تاریخ

در سال 2015 برای نصب ویندوز 10 چهار شبانه روز به اینترنت دخیل بستم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :ما


همه چیز در باره ایو

چیزها همیشه آنگونه نیستند که بنظر میرسند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :فیلم


هزار و یک شب

اول سعید فغفوریان دوستی جوان چندصدتا فیلم زیبای تاریخ سینما را برایم توی هارد کپی کرد. به ممد آقایی دادم تا برای خودش بزنه.  فیلم ها بعدا پرید.

دوم هدیه عید یکی یک هارد اکسترناله.  از ممد فیلما رو کپی می کنم. یاد گرفتم چه جوری برایشان زیرنویس اضافه کنم. 

سوم تلویزیون اتاق دخترک نازنین بهش هارد وصل میشه.  حالا دیدن فیلم راحت ترین کاره.

چهارم هزارویکشب سینما. هر شب شهرزاد قصه گو قصه ای دارد.  شب اول هفت سامورایی.  شب دوم پرتقال کوکی. ترس از دانش. از کسانی که ادعای ستیز با بدی ها را دارند. ایدیولوژی.  اخلاق محصول آزادی انسان ها است. 

شب سوم 12 مرد خشمگین.  مگه وونه مگه دارمی.  فضایی خفه و گرم برای تصمیم گیری در خصوص زندگی دیگری.  چطور این همه سال ندیدمش.  حقیقت چیزها در جزییات قایم شده است. روانشناسی معرفت. آدمی اسیر تجاربش است و اندیشه اش بیشتر. هیجان انگیز بی هیچ صحنه ای بیرونی.  همچون حل جدول. سینمایی ناب. هیجان انگیز ترین فیلمها و  آثار گفتگوی آدمهاست. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :فیلم و تگ های این مطلب :حقیقت


میتینگ

وقتی در میتینگ هستی باید بپری وسط بحث. نمی توانی منتظر باشی تا بهت وقت بدند. اما در کنفرانس ها وسمینارها باید صبر کنی تا نوبتت برسد. باید بگزاری بقیه حرفشان را تمام کنند. (نقل به مضمون از دوست خوب آقای قنداقساز)

حضور در صفحات اجتماعی مثل شرکت در یک میتینگ است اما وبلاگ نوشتن شرکت در سمینار.

دیگر مدتی است رغبتی به حضور در میتینگ های اجتماعی کلان ندارم. حداکثر یک گوشه می ایستم  تماشا می کنم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :وبلاگ و تگ های این مطلب :جامعه


اینروزها

هفت سامورایی را دیدم. کسی یادش هست؟ مردم و قهرمانان.  ترس و شجاعت. سیاه و سفید. بهلول و عاقل. عشق زیر سایه جنگ. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٤


توبه

این روزگاران دورانی است که بسیاری به ریختن آب توبه بر سر گذشته مشغولند.

تصویر آن دوران برای امروزی ها شمال شهر تهران خلوت و تمیز زیر دامنه کوه البرز است که مردم در رفاه میزیسند.

نتیجه آنکه آنان که انقلاب کردند مسبب اوضاع پیش آمده اند. آینده به آن گذشته وعده داده می شود.

اما این تصویر و هدف چند مشکل بزرگ دارند.

هیچکس خفقان ساواک را بیاد نمی آورد همه دلار 7 تومانی را بخاطر دارند.

اول آنکه نه شمال شهر تهران، همه تهران بود و نه تهران، همه ایران. اوضاع بدتر از آن چیزی بود که فکر می کنند.انسداد  فضای سیاسی، نبود احزاب، مکانیسم نادرست تصمیم گیری های کلان، بسته بودن محیط نشر، فضایی بسته و امنیتی را نشان می دهد که میخواهد تمام قدرت را قبضه نماید بی هیچ شریکی.

افتخاراتش و استدلال دوستدارانش اما رفاه بود و فراوانی که البته در بسیاری مواقع با اعداد و آمار تایید نمی شود و حتی به فرض که بخشی از آن صحت داشته باشد، خود نشانه بدتری است. اینکه منابع کمیاب در اختیار دولتی مستبد بود که همه را از میدان بدر کرده بود، هرگز اجازه نداد جامعه مدنی برای پاسداشت حقوق فرد در برابر دولت مستبد پا بگیرد، و همه چیز را دولتی کرد و همه وظایف بازار چون تولید ثروت و کاهش فقر را، با کم ترین بازده و بیشترین تلفات منابع، خود بدوش گرفت. اگر رفاهی آورد هزینه اش فروش حال و آینده بود.

یکی از خطاهایی خطرناک برای اندیشه، استفاده از قیاس برای ارزیابی پدیده ها و نهادها است. وظیفه دولت‌ها پاسداشت حقوقی سیاسی افراد جامعه بود و بر این قاعده نمره اش بسیار پایین بود و با فیل هوا کردنهای اقتصادی اش نمی تواند آنرا تغییر دهد و بهبود ببخشد. یا اینکه بگویند آن دوران آن سیاق حکومت را می پسندید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :منطق


جاودانگی

جستجوی برای یافتن راز ماندگاری شهر قصه چیزهای بسیاری در باره هنر تاتر می آموزد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :انتخابات


تثلیث

شباهت های هنرمندان و پزشکان و مهندسین

  • بسیاری شان در مرز دانش حرفه هایشان نیستند
  • حرفه ای نیستند یا اخلاق حرفه ای ندارند یا بدان عمل نمی کنند
  • موفقیت های حرفه ای خود و هم صنفی شان را با پول می سنجند
  • هیچ نسبتی جز از طریق پول با جامعه هدفشان ندارند
البته همانگونه که آمد بسیاری شان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :جامعه


برنامه

این طرحی از موضوعی است که شاید به نوشتن برسد:

در پاسخ به سوال "آیا حاضرید به ازای دریافت پولی کافی که گذران امور شمارا بنماید، از "کار"دست بکشید؟"  چه تعداد از ما ایرانیان جواب مثبت خواهیم داد؟ یا اینکه تصور می کنیم چه درصدی از ما حاضریم در صورت دریافت پولی کافی از "کار" کردن دست بکشیم؟ چه تعداد از ما ایرانیان در پاسخ به سوال اینکه "چرا "کار" می کنید؟" جواب "بخاطر پول" را ارائه می دهند. آیا کارکردن خوب است یا بد؟

در برخی ارزیابی ها از وضعیت موجود جهان و انسان ایرانی، "نگاه ما به کار" دارای اهیمت ویژه ای است و گاهی کامیابی ها، یا ناکامیها، شکست ها و یا پیروزی ها، پیشرفت ها و یا پسرفت ها به این نوع نگاه منسوب می شود. امید است فرصتی دست دهد که تبارشناسی مفهوم "کار" در اندیشه ایرانی واکاوی شود تا معنا، خاستگاه، جایگاه و تاثیرات این مفهوم در موقعیت فعلی ما سنجیده شود. در کنار آن تعبیری از "کار" ارائه گردد که تصور می شود عامل محرکه برخی تغییرات اساسی جهان غرب بوده باشد و سپس نسبت آن مفهوم ایرانی "کار" با این مفهوم جدید سنجیده شود.

موضوع احتمالا با تعریف لغوی "کار" آغاز می شود و آنگاه در محمل های فرهنگ ایرانی مانند منابع دینی و ملی چون قرآن و احادیث و آثار ادیبان، گنجینه ادبیات مردمی مانند ضرب المثل ها و متلها و چیستان ها، برای آن به دنبال شاهد، فهم معنا و ارزش گشت. در نگاهی کلان به تبار شناسی این مفهوم، آیا کارکردن دارای ارزش ذاتی است یا آنکه در ذات خود فاقد ارزش است و ارزش خود را از چیزهای دیگری می گیرد.؟ آیا ربط وثیقی بین مفهوم "کار" در گذشته با معنای این مفهوم در حال حاضر وجود دارد؟ آیا معنای آن در طی قرون تغییر نموده است یا همچنین ثابت باقیمانده است؟ آیا معادل یا معادلهایی در تطور تاریخ فرهنگی برای مفهوم امروزی "کار" می توان یافت؟

در فرازی دیگر شاید برخی از دیدگاهها که بر پایه مفهوم "نگاه ایرانی به کار" به ارزیابی وضعیت فعلی ما پرداخته است، بیان شود و بررسی شود عناصر قوت و ضعف این مفهوم کجاست و آیا برای ضعف های آن می توان چاره ای اندیشید؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :قدم زدن


هیاهو

این روزها طرف های امریکایی مذاکره کننده با ایران تحت فشار مخالفین توافق قرار دارند.

آنچه به ذهن متبادر می شود اینها است:

مخالفین فاقد منطقند.

فقط می پرسند بی انتظاری برای پاسخ شنیدن.

اگر احمق نباشند حتما پول عربها و اسرائیلی ها خیلی زیاد است یا اینها ارزان قیمتند.

در ابن میان جنگ طلبی و له له زدنهایشان برای جنگیدن ترسناک است. این هلهله ها امید که مانند شعارهای اینوری ها باشد بی هیچ برنامه ای برای عمل کردن به آن شعارها

اینکه این توافق به بندی نازک بند است که میتواند براحتی توسط دیگران گسسته شود.

بنظر می آید از این پس این راه حلها قابل طرحند:

اقتصاد دو طرف را باهم قاطی کنند. هجوم سرمایه های آنوری ها، مدافعان توافق سرسختی می سازد که نه برای چیزی جز سرمایه هایشان حتی هیاهوی جنگ را برنتابند. هر چقدر این درگیری اقتصادی با فضای اقتصاد کشور بیشتر باشد امنیت بیشتری به همراه دارد.

دیگری پا گرفتن بخش خصوصی قوی در این ور که می تواند ارتباطات را از دو طرف تقویت کند. چیزهای بسیاری است که افراد می توانند بخرند و بفروشند اما برای دولت ها ممنوع است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :سیاست


داشتن و بودن

طرف پشت پیکانش آرم پراید چسبانده. یکی دیگه پشت پرایدش آرم پژو را جعل کرده. پژویی آرم بنزی چیزی .

راضی به داشته ها یا بودنها؟

از چیزهایی که داریم راضی هستیم یا نه؟

از بودنمان راضی هستیم یانه؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :قدم زدن


سکوت

با تکنولوژی گفتگوها خاموش و بی حضور سر می شوند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :گفتگو


راه

کلافی سردرگم و پیچیده و حوصله ای برای باز کردن و مرتب کردن همه چیز. آنچه می پیچد طوفان حوادث نیست سرعت گذر عمر است. لب مرزند همه چیز. توکلی و بستن زانوی شتر و فارغ از خیال آینده. یه چیزی هست که بعضی مواقع جور میکند و باز برهم میزند. حسرت و حسرت. این روزها تماشاگر چنین صحنه هایی.  چرخ روزگار با هم نمیچرخد. از این کلک چوبی کوچک باید به دریا پرید. روزگار روزگار ما نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :واگویه


دموکراسی آب

پنجشنبه روزی در 27 تیرماه 1347 قانونی در مجلس شورای ملی تصویب شد که کل مسیر مدیریت آب کشور را به کانال دیگری وارد نمود و تبعات و نتایج آن تا سالها گریبان مان را رها نخواهد ساخت. ‌قانون آب و نحوه ملی شدن آن در 12 تیرماه در مجلس سنا و سپس در 7 مرداد ماه همان سال توسط شاه توشیح شد.

فرازهای اصلی این قانون شامل دو مورد مهم زیر است:

  1. تبدیل مالکیت خصوصی آب به مالکیت عمومی و حقابه (فصل اول)
  2. بسط ید وزارت آب و برق به عنوان هم شاکی، هم ضابط قضایی (ماده 21)  و هم قاضی (ماده 25)

تاریخ تسلط دولت ها بر آب کشور تاریخ جذابی است و وضع قانون مزبور بر پایه ای از خوش بینی ها و قول و آرزوها صورت گرفت که وقنی به اجرا رفت بسیاری شان محقق شد و اما بخشی هم محقق نگردید.

تا پیش از قانون مزبور، البته دولت با تشکیل بنگاهی بنام بنگاه مستقل آبیاری خود را شریک آب مردم نموده بود. دولت در این بنگاه توان مهندسی خود را به مصرف کنندگان‌ آب توصیه می نماید (ماده 5) و ادعایی مانند مالکیت آب در آن دیده نمی شود هر چند می شد تشخیص داد که دولتی که به بنگاه داری رو می آورد روزی هم مالکیت را طلب خواهد کرد. در آن روزگاران، دولت، کار اصلی اش بنگاه داری بود. از کارخانه قند گرفته تا راه آهن و بانک و همه چیز با مشروطیت در ید قدرت دولت قرار گرفت که شاید در آن زمان اجتناب ناپذیر بود.

دولت اکنون پذیرفته است که کارخانه دار خوب، بهره بردار خوب، مهندس خوب، پزشک خوب، پیمانکار خوب، مشاور خوب و بانکدار خوب و خیلی چیزهای دیگر نمی تواند باشد و دارد از بسیاری از مشاغل گذشته اش دست بر میدارد اما آیا می تواند میرآب خوبی باشد؟

از گذشته دور تا مشروطیت، مدیریت منابع آبی در یک سازوکار تا حد زیادی مدنی انجام می شد که در این سازوکار بالاترین اقتدار به میرآب سپرده می شد که توسط مردم انتخاب و هزینه هایش پرداخت می شد. فردی که اشراف کامل به مهندسی آب دارد و امکانات و وسایل مختلفی برای تامین و تخصیص و توزیع آب را در اختیار دارد.

از سویی مالکیت زمین با سهم آب تعیین می شود که مساحی با دیگری اما نگهداری سهم آب یا میرآب است.

آن نظام البته کاستی هایی داشت که مهمترین اش نزاع دائمی بر سر منابع آب بود اما بمدت هزاران سال بطرز مناسبی کار می کرد. شاید اینک فرصت مناسبی برای ارزیابی حذف کامل آن نظام مبتنی بر حقوق مالکیت افراد و سپردن مالکیت به دولت باشد. اینکه آن منازعات را تعطیل کردیم اما کلا همه سهم مان را ازدست دادیم معقول بوده است یا خیر؟

دولت ها با این ادعا که صاحب پولند و صاحب دانش، مالکیت را تغییر دادند. اینک که اولی را ندارند و دومی را نیز به بخش خصوصی واگذارده اند، آیا توجیه موجه دیگری بر اقتدار دولت می توان یافت؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :سیاست