بررسی آماری مدت سلطنت پادشاهان ایرانی

برای درس فوق العاده جذاب روش تحقیق در تاریخ با استاد عزیز و بزرگوار هاشم آقاجری، مقاله ای با عنوان "بررسی آماری مدت سلطنت پادشاهان ایران" تهیه شد که مقدمه آن را می گذارم:

قریب به دوهزار و پانصدسال تاریخ مدون در ایران، سخنان بسیاری برای گفتن وفهمیدن دارد که شکستها و پیروزیهای شاهان فقط یکی از آنها است. تاثیرات و تاثرات سلطنت بر رشد و یا زوال این سرزمین موضوعی است که همواره می تواند دست مایه محققین و تحقیقات بسیار گردد. اما جستجوی برای کشف روند های ثابت و همیشگی (اگر وجود داشته باشد)، می تواند یکی از مقدمات اصلی برای هر تبیینی باشد. یکی از این موضوعات، بررسی مدت سلطنت هر یک از سلاطین و پادشاهان است. این موضوع از این منظر اهمیت می یابد که بواسطه مطلق العنان بودن پادشاه، نبود نهادهایی برای تثبیت دستاوردهای هر پادشاه، و همچنین بحران جانشینی، گاه تنها طول سلطنت وی تنها عنصر تثبیت کننده این دستاوردها بوده است. در کنار این موضوع باید این نکته را نیز در نظر داشت که اصولا هر تغییر سلطنتی و نه حتی تغییر سلسله، گاه سبب دگرگونی های بسیار می شد. شواهد متعددی می توان در تاریخ ایران یافت که چگونه پادشاه جدید، سازوکارهای پادشاه قبلی، که عموما پدر خود اوست، را دگرگون نموده و چون کودتایی همه آن دستاوردها را منکر شده و ابطال کرده است.

در این مقاله مدت حکومت پادشاهان بعنوان داده آماری مورد بررسی قرار گرفته تا مشخص شود که آیا از روند مشخصی برخوردار است؟ در صورت وجود چنین روندی، چه قواعدی می توان از آن استنتاج نمود؟

همچنین در بخش دوم، مقادیر آماری برای هریک از سلسله های هخامنشی، ساسانی و صفوی نیز بصورت جداگانه و در مقایسه با هم محاسبه و به بررسی فعلی افزوده شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ایران


ایده نوشت - 1

لذت گذراندن دو ترم فوق العاده در رشته تاریخ جهان (اروپا) در دانشگاه با دوستانی خوب، انگیزه فراوانی برای اندیشیدن در حیطه ها مختلف را فراهم ساخت. ایده ها فراوان است و که برخی بطور کامل بدل به مقالاتی شد که جائی چاپ نشدند، برخی دیگر در حد چکیده ای شکل گرفته است و برخی دیگر هنوز در حد ایده باقی مانده است. اینجا برخی را به اشتراک ی گذارم که یادم باشد انجام شان دهم.

یکی از از این چکیده را می گذارم:

گاو در تمدن کرتی

در اساطیر یونان یکی از حیواناتی که ارجاعات فراوانی بدان در افسانه های مختلف شده است، گاو می باشد. مشهورترین آنها در افسانه تسئوس آمده است که در آن قهرمان به جنگ موجودی نیمه انسان - نیمه گاو بنام مینوتور می رود. این جنگ شاید نمادی از تلاش آتن برای رهایی از سلطه کرت باشد. این موضوع با این نکته همراه است که احتمالا یکی از نمادهای تمدن کرتی در جهان یونانی گاو باشد. دراینصورت آیا می توان بخشی از اساطیر یونانی که در آن گاو وجود دارد از این نقطه نظر بررسی نمود. آیا می توان گاو را در اساطیر یونانی نماد کرت، تمدنی قدیمی که هم ریشه یونانیان دارد و هم یونانیان در حال بریدن از بخشی از این میراثند، دانست؟

برای نشان دادن این موضوع، باید در آثار باقیمانده تمدن کرتی آثار بیشتری از گاو را بعنوان توتم مشاهده کرد. در بخشی از این مقاله، جستجویی برای آثاری از این دست انجام خواهد شد. آیا تصویر گاو در آثار بجای مانده کرتی به اندازه ای است که بتوان برای آن نقش و معنای ویژه ای قائل شد؟

گاو در اساطیر کرتی، نشانه دیگری از مبادلات فرهنگی کرت با تمدنهای مجاور مانند مصر می باشد. برای نشان دادن این موضوع فهم عنصر گاو در این تمدنها و خصوصا در مصر نیز ضروری می باشد. گاو در اساطیر مصری به چه معنایی است؟ نماد کدام مفهوم می باشد؟

نتیجه آنکه اسطوره کشتن گاو آیا نشانی از بریدن یونان از کرت نیست؟ کرت همه آن چیزی است که در تاریکی تاریخ، یونانیان از آن گریخته بودند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
تگ های این مطلب :تاریخ


زنان سیاستمدار

برخی از موضوعات برای تحقیق تاریخی در باره تاریخ اروپا:

چرا ناگهان در قرن شانزدهم زنان نقش مهمی در سیاست می یابند از فرزندان هنری هشتم در انگلستان، ماری و الیزابت، گرفته تا ماری استوارت اسکاتلندی،‌ و زنان نایب السلطنه. علل و عوامل این موضوع و تاثیر و تاثرات آن بر عرصه سیاست. واکنش دیگران به این امر از جمله نقد بسیار تند جان ناکس اسکاتلندی کالوینیست گرفته تا اقبال مردم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


ترجمه

نسبت جالبی بین جریان ترجمه کتاب مقدس و جنبش پروتستانتیسم وجود دارد که می توان در باره اش تحقیق کرد. از ترجمه آلمانی توسط لوتر، ترجمه اراسموس، ترجمه ویکلیف، تیندل بزبان انگلیسی، و بزبانهای اسکاتلندی، دانمارکی، سوئدی، چک و ...

هرچند ترجمه بزبانهای اسلاوی و زیر سلطه مسیحیت ارتدکس سابقه قدیمی تری دارد. ترجمه تلاشی برای حذف نهاد کلیسای روم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دین


لوتر

شیعه - کاتولیک

سنی - پروتستان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٤
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ


سیاه و سفید

کشتن مرغ مقلد: لیبرالیسم، دموکراتها، برابری، نوجوانی، اسیر در چنبره قضاوت دیگران

شاهدی برای تعقیب: تزویر، معنا، عشق، گول خوردن، شوک آور، 

بعضی داغش را دوست دارند: پدر فیلم فارسی، پدر چیچو و فرانکو و فردین بازی، تقلب، بی شعوری، سطحی

محله چینی ها: آب، توسعه، حرام، گناه، گذشته یوغی بر گردن،

نشانی از شر: شر مطلق، کثیف، مرز، حرکت دوربین، آوردن ولز، جادوگر، 

سینما پارادیزو: جادوی سینما، انسان، خدای تماشاچی، میوه ممنوعه، سانسور، فراری، زندگی

 

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢۳
تگ های این مطلب :فیلم


چپ

چرا روشنفکران با سرمایه داری مخالفت می کنند؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٦
تگ های این مطلب :مقاله


کتابفیلم

پنجره پشتی : معنا، تماشاگر، زندگی، صامت، راز، عمیق

سرگیجه: دوبینی، عشق برهم زننده تصمیم ها، معنا، عمیق

شمال از شمال غرب : تعویض، مرز روزمره گی و هیجان، عشق برهم زننده تصمیم ها،

طناب : نیچه، ابرمرد، زندگی، اخلاق، سلطه، معنا، عمیق

غلاف تمام چرمی: جنگ، بیهودگی، فرقه گرایی، رسانه، عمیق

در بارانداز: انقلابی گری، شورش، پدر فیلمهایی فارسی و هندی،

اتوبوسی بنام هوس : نهانی، دروغ، پوسیدگی، ویرانی، ضد زن، خشونت، هیولایی بنام جامعه

در بروژ: معماری گوتیک، برزخ، پای بندی به اصول، بلژیک، بروژ

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٥
تگ های این مطلب :سینما


عارف

برای رانندگی در تهران باید کف نفس داشته باشی، صبور باشی، ریاضت بکشی

وگرنه هر روز عذابش یک سال است.

اینجا برای گرفتن گواهینامه رانندگی باید هفت شهر عرفان را گشته باشی

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٤
تگ های این مطلب :ما


سرعت

برای ثبت در تاریخ

در سال 2015 برای نصب ویندوز 10 چهار شبانه روز به اینترنت دخیل بستم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٦
تگ های این مطلب :ما


همه چیز در باره ایو

چیزها همیشه آنگونه نیستند که بنظر میرسند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٥
تگ های این مطلب :فیلم


هزار و یک شب

اول سعید فغفوریان دوستی جوان چندصدتا فیلم زیبای تاریخ سینما را برایم توی هارد کپی کرد. به ممد آقایی دادم تا برای خودش بزنه.  فیلم ها بعدا پرید.

دوم هدیه عید یکی یک هارد اکسترناله.  از ممد فیلما رو کپی می کنم. یاد گرفتم چه جوری برایشان زیرنویس اضافه کنم. 

سوم تلویزیون اتاق دخترک نازنین بهش هارد وصل میشه.  حالا دیدن فیلم راحت ترین کاره.

چهارم هزارویکشب سینما. هر شب شهرزاد قصه گو قصه ای دارد.  شب اول هفت سامورایی.  شب دوم پرتقال کوکی. ترس از دانش. از کسانی که ادعای ستیز با بدی ها را دارند. ایدیولوژی.  اخلاق محصول آزادی انسان ها است. 

شب سوم 12 مرد خشمگین.  مگه وونه مگه دارمی.  فضایی خفه و گرم برای تصمیم گیری در خصوص زندگی دیگری.  چطور این همه سال ندیدمش.  حقیقت چیزها در جزییات قایم شده است. روانشناسی معرفت. آدمی اسیر تجاربش است و اندیشه اش بیشتر. هیجان انگیز بی هیچ صحنه ای بیرونی.  همچون حل جدول. سینمایی ناب. هیجان انگیز ترین فیلمها و  آثار گفتگوی آدمهاست. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۳
تگ های این مطلب :فیلم و تگ های این مطلب :حقیقت


میتینگ

وقتی در میتینگ هستی باید بپری وسط بحث. نمی توانی منتظر باشی تا بهت وقت بدند. اما در کنفرانس ها وسمینارها باید صبر کنی تا نوبتت برسد. باید بگزاری بقیه حرفشان را تمام کنند. (نقل به مضمون از دوست خوب آقای قنداقساز)

حضور در صفحات اجتماعی مثل شرکت در یک میتینگ است اما وبلاگ نوشتن شرکت در سمینار.

دیگر مدتی است رغبتی به حضور در میتینگ های اجتماعی کلان ندارم. حداکثر یک گوشه می ایستم  تماشا می کنم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۱
تگ های این مطلب :وبلاگ و تگ های این مطلب :جامعه


اینروزها

هفت سامورایی را دیدم. کسی یادش هست؟ مردم و قهرمانان.  ترس و شجاعت. سیاه و سفید. بهلول و عاقل. عشق زیر سایه جنگ. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۱
تگ های این مطلب :ف


توبه

این روزگاران دورانی است که بسیاری به ریختن آب توبه بر سر گذشته مشغولند.

تصویر آن دوران برای امروزی ها شمال شهر تهران خلوت و تمیز زیر دامنه کوه البرز است که مردم در رفاه میزیسند.

نتیجه آنکه آنان که انقلاب کردند مسبب اوضاع پیش آمده اند. آینده به آن گذشته وعده داده می شود.

اما این تصویر و هدف چند مشکل بزرگ دارند.

هیچکس خفقان ساواک را بیاد نمی آورد همه دلار 7 تومانی را بخاطر دارند.

اول آنکه نه شمال شهر تهران، همه تهران بود و نه تهران، همه ایران. اوضاع بدتر از آن چیزی بود که فکر می کنند.انسداد  فضای سیاسی، نبود احزاب، مکانیسم نادرست تصمیم گیری های کلان، بسته بودن محیط نشر، فضایی بسته و امنیتی را نشان می دهد که میخواهد تمام قدرت را قبضه نماید بی هیچ شریکی.

افتخاراتش و استدلال دوستدارانش اما رفاه بود و فراوانی که البته در بسیاری مواقع با اعداد و آمار تایید نمی شود و حتی به فرض که بخشی از آن صحت داشته باشد، خود نشانه بدتری است. اینکه منابع کمیاب در اختیار دولتی مستبد بود که همه را از میدان بدر کرده بود، هرگز اجازه نداد جامعه مدنی برای پاسداشت حقوق فرد در برابر دولت مستبد پا بگیرد، و همه چیز را دولتی کرد و همه وظایف بازار چون تولید ثروت و کاهش فقر را، با کم ترین بازده و بیشترین تلفات منابع، خود بدوش گرفت. اگر رفاهی آورد هزینه اش فروش حال و آینده بود.

یکی از خطاهایی خطرناک برای اندیشه، استفاده از قیاس برای ارزیابی پدیده ها و نهادها است. وظیفه دولت‌ها پاسداشت حقوقی سیاسی افراد جامعه بود و بر این قاعده نمره اش بسیار پایین بود و با فیل هوا کردنهای اقتصادی اش نمی تواند آنرا تغییر دهد و بهبود ببخشد. یا اینکه بگویند آن دوران آن سیاق حکومت را می پسندید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :منطق


جاودانگی

جستجوی برای یافتن راز ماندگاری شهر قصه چیزهای بسیاری در باره هنر تاتر می آموزد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :انتخابات


تثلیث

شباهت های هنرمندان و پزشکان و مهندسین

  • بسیاری شان در مرز دانش حرفه هایشان نیستند
  • حرفه ای نیستند یا اخلاق حرفه ای ندارند یا بدان عمل نمی کنند
  • موفقیت های حرفه ای خود و هم صنفی شان را با پول می سنجند
  • هیچ نسبتی جز از طریق پول با جامعه هدفشان ندارند
البته همانگونه که آمد بسیاری شان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳
تگ های این مطلب :جامعه


برنامه

این طرحی از موضوعی است که شاید به نوشتن برسد:

در پاسخ به سوال "آیا حاضرید به ازای دریافت پولی کافی که گذران امور شمارا بنماید، از "کار"دست بکشید؟"  چه تعداد از ما ایرانیان جواب مثبت خواهیم داد؟ یا اینکه تصور می کنیم چه درصدی از ما حاضریم در صورت دریافت پولی کافی از "کار" کردن دست بکشیم؟ چه تعداد از ما ایرانیان در پاسخ به سوال اینکه "چرا "کار" می کنید؟" جواب "بخاطر پول" را ارائه می دهند. آیا کارکردن خوب است یا بد؟

در برخی ارزیابی ها از وضعیت موجود جهان و انسان ایرانی، "نگاه ما به کار" دارای اهیمت ویژه ای است و گاهی کامیابی ها، یا ناکامیها، شکست ها و یا پیروزی ها، پیشرفت ها و یا پسرفت ها به این نوع نگاه منسوب می شود. امید است فرصتی دست دهد که تبارشناسی مفهوم "کار" در اندیشه ایرانی واکاوی شود تا معنا، خاستگاه، جایگاه و تاثیرات این مفهوم در موقعیت فعلی ما سنجیده شود. در کنار آن تعبیری از "کار" ارائه گردد که تصور می شود عامل محرکه برخی تغییرات اساسی جهان غرب بوده باشد و سپس نسبت آن مفهوم ایرانی "کار" با این مفهوم جدید سنجیده شود.

موضوع احتمالا با تعریف لغوی "کار" آغاز می شود و آنگاه در محمل های فرهنگ ایرانی مانند منابع دینی و ملی چون قرآن و احادیث و آثار ادیبان، گنجینه ادبیات مردمی مانند ضرب المثل ها و متلها و چیستان ها، برای آن به دنبال شاهد، فهم معنا و ارزش گشت. در نگاهی کلان به تبار شناسی این مفهوم، آیا کارکردن دارای ارزش ذاتی است یا آنکه در ذات خود فاقد ارزش است و ارزش خود را از چیزهای دیگری می گیرد.؟ آیا ربط وثیقی بین مفهوم "کار" در گذشته با معنای این مفهوم در حال حاضر وجود دارد؟ آیا معنای آن در طی قرون تغییر نموده است یا همچنین ثابت باقیمانده است؟ آیا معادل یا معادلهایی در تطور تاریخ فرهنگی برای مفهوم امروزی "کار" می توان یافت؟

در فرازی دیگر شاید برخی از دیدگاهها که بر پایه مفهوم "نگاه ایرانی به کار" به ارزیابی وضعیت فعلی ما پرداخته است، بیان شود و بررسی شود عناصر قوت و ضعف این مفهوم کجاست و آیا برای ضعف های آن می توان چاره ای اندیشید؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۱
تگ های این مطلب :قدم زدن


هیاهو

این روزها طرف های امریکایی مذاکره کننده با ایران تحت فشار مخالفین توافق قرار دارند.

آنچه به ذهن متبادر می شود اینها است:

مخالفین فاقد منطقند.

فقط می پرسند بی انتظاری برای پاسخ شنیدن.

اگر احمق نباشند حتما پول عربها و اسرائیلی ها خیلی زیاد است یا اینها ارزان قیمتند.

در ابن میان جنگ طلبی و له له زدنهایشان برای جنگیدن ترسناک است. این هلهله ها امید که مانند شعارهای اینوری ها باشد بی هیچ برنامه ای برای عمل کردن به آن شعارها

اینکه این توافق به بندی نازک بند است که میتواند براحتی توسط دیگران گسسته شود.

بنظر می آید از این پس این راه حلها قابل طرحند:

اقتصاد دو طرف را باهم قاطی کنند. هجوم سرمایه های آنوری ها، مدافعان توافق سرسختی می سازد که نه برای چیزی جز سرمایه هایشان حتی هیاهوی جنگ را برنتابند. هر چقدر این درگیری اقتصادی با فضای اقتصاد کشور بیشتر باشد امنیت بیشتری به همراه دارد.

دیگری پا گرفتن بخش خصوصی قوی در این ور که می تواند ارتباطات را از دو طرف تقویت کند. چیزهای بسیاری است که افراد می توانند بخرند و بفروشند اما برای دولت ها ممنوع است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٩
تگ های این مطلب :سیاست


داشتن و بودن

طرف پشت پیکانش آرم پراید چسبانده. یکی دیگه پشت پرایدش آرم پژو را جعل کرده. پژویی آرم بنزی چیزی .

راضی به داشته ها یا بودنها؟

از چیزهایی که داریم راضی هستیم یا نه؟

از بودنمان راضی هستیم یانه؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱۱
تگ های این مطلب :قدم زدن


سکوت

با تکنولوژی گفتگوها خاموش و بی حضور سر می شوند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳۱
تگ های این مطلب :گفتگو


راه

کلافی سردرگم و پیچیده و حوصله ای برای باز کردن و مرتب کردن همه چیز. آنچه می پیچد طوفان حوادث نیست سرعت گذر عمر است. لب مرزند همه چیز. توکلی و بستن زانوی شتر و فارغ از خیال آینده. یه چیزی هست که بعضی مواقع جور میکند و باز برهم میزند. حسرت و حسرت. این روزها تماشاگر چنین صحنه هایی.  چرخ روزگار با هم نمیچرخد. از این کلک چوبی کوچک باید به دریا پرید. روزگار روزگار ما نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳٠
تگ های این مطلب :واگویه


دموکراسی آب

پنجشنبه روزی در 27 تیرماه 1347 قانونی در مجلس شورای ملی تصویب شد که کل مسیر مدیریت آب کشور را به کانال دیگری وارد نمود و تبعات و نتایج آن تا سالها گریبان مان را رها نخواهد ساخت. ‌قانون آب و نحوه ملی شدن آن در 12 تیرماه در مجلس سنا و سپس در 7 مرداد ماه همان سال توسط شاه توشیح شد.

فرازهای اصلی این قانون شامل دو مورد مهم زیر است:

  1. تبدیل مالکیت خصوصی آب به مالکیت عمومی و حقابه (فصل اول)
  2. بسط ید وزارت آب و برق به عنوان هم شاکی، هم ضابط قضایی (ماده 21)  و هم قاضی (ماده 25)

تاریخ تسلط دولت ها بر آب کشور تاریخ جذابی است و وضع قانون مزبور بر پایه ای از خوش بینی ها و قول و آرزوها صورت گرفت که وقنی به اجرا رفت بسیاری شان محقق شد و اما بخشی هم محقق نگردید.

تا پیش از قانون مزبور، البته دولت با تشکیل بنگاهی بنام بنگاه مستقل آبیاری خود را شریک آب مردم نموده بود. دولت در این بنگاه توان مهندسی خود را به مصرف کنندگان‌ آب توصیه می نماید (ماده 5) و ادعایی مانند مالکیت آب در آن دیده نمی شود هر چند می شد تشخیص داد که دولتی که به بنگاه داری رو می آورد روزی هم مالکیت را طلب خواهد کرد. در آن روزگاران، دولت، کار اصلی اش بنگاه داری بود. از کارخانه قند گرفته تا راه آهن و بانک و همه چیز با مشروطیت در ید قدرت دولت قرار گرفت که شاید در آن زمان اجتناب ناپذیر بود.

دولت اکنون پذیرفته است که کارخانه دار خوب، بهره بردار خوب، مهندس خوب، پزشک خوب، پیمانکار خوب، مشاور خوب و بانکدار خوب و خیلی چیزهای دیگر نمی تواند باشد و دارد از بسیاری از مشاغل گذشته اش دست بر میدارد اما آیا می تواند میرآب خوبی باشد؟

از گذشته دور تا مشروطیت، مدیریت منابع آبی در یک سازوکار تا حد زیادی مدنی انجام می شد که در این سازوکار بالاترین اقتدار به میرآب سپرده می شد که توسط مردم انتخاب و هزینه هایش پرداخت می شد. فردی که اشراف کامل به مهندسی آب دارد و امکانات و وسایل مختلفی برای تامین و تخصیص و توزیع آب را در اختیار دارد.

از سویی مالکیت زمین با سهم آب تعیین می شود که مساحی با دیگری اما نگهداری سهم آب یا میرآب است.

آن نظام البته کاستی هایی داشت که مهمترین اش نزاع دائمی بر سر منابع آب بود اما بمدت هزاران سال بطرز مناسبی کار می کرد. شاید اینک فرصت مناسبی برای ارزیابی حذف کامل آن نظام مبتنی بر حقوق مالکیت افراد و سپردن مالکیت به دولت باشد. اینکه آن منازعات را تعطیل کردیم اما کلا همه سهم مان را ازدست دادیم معقول بوده است یا خیر؟

دولت ها با این ادعا که صاحب پولند و صاحب دانش، مالکیت را تغییر دادند. اینک که اولی را ندارند و دومی را نیز به بخش خصوصی واگذارده اند، آیا توجیه موجه دیگری بر اقتدار دولت می توان یافت؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٧
تگ های این مطلب :سیاست


توابع

بزرگترین دردسرها با کوچکترین ناهنجاری ها آغاز می شود

بزرگترین جنگ ها با بی احترامی های کوچک.

عظیم ترین سوتفاهم ها با لغزش کوچک زبان.

بعضی توابع بطرز بیش از حد زیادی وابسته به برخی متغیرها هستند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۳
تگ های این مطلب :قدم زدن


پارادایم

کتابهایی در باره دانش متعارف در قرن سوم و چهارم هجری میلادی. کتابی که میتواند بسیاری از تکه های خالی پازل های اساطیری داستانهای اشعار و متون کهن و جدید را پر کند. دانشی متعارف که حداقل ده قرن بر اندیشه ما مسلط بوده است  در برخی زمینه ها هنوز هم همین مبنا بر معارف آنها حاکم است.

اینکه مترجم کتاب هم آدم بزرگی است نکته جالبی است.

آفرینش و تاریخ جلد سوم +  آفرینش و تاریخ جلد چهارم + آفرینش و تاریخ جلد پنجم


  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٤
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :تاریخ


کتاب

همیشه مردم بیشتری به قصه گو ها اقبال داشتند تا حکما. پس حکما هم پس ار قرنها شدند راوی

اما دریغ، مردم دیگر نه به نقالان که به شومن ها روی آورده اند. به همین ناریختی زبان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
تگ های این مطلب :ما


ترس

گذشته هایمان رهایشان نمی کتتد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٧
تگ های این مطلب :ما


اینروزها

فرصت های چون برق می آیند و چون باد میگذرند.

چالشها چون برف می آیند و چون بهمن می گذرند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۳
تگ های این مطلب :روزمره ها


نقدی بر طرح ایرانرود

بررسی طرح ایرانرود

از منظر مبانی

اولین و اصلی ترین چالش طرحهایی عظیمی از این دست، در  تفاوت زیربنایی بین مبانی فلسفی تکنولوژی و محیط زیست است. در نگاه تکنولوژیک به جهان (بر گرفته از باورهای مدرنیستی) آدمی می تواند-باید به نفع خویش در طبیعت تغییر ایجاد نماید و از طبیعت بعنوان ابزار سود جوید. حال آنکه در نگاه زیست محیطی (برگرفته از نقدهای پسا مدرن) نسبت انسان و طبیعت نه رابطه مولا-بنده که رابطه همزیستی است. طبیعت نه بعنوان ماشین، بلکه بعنوان یک سیستم کل، که ما را نیز در بردارد، در مقابل هر کنش ما، واکنشی انجام می دهد که زنجیره تبعات آن ممکن است در حیطه نه تنها معرفت ما بلکه تصور ما نیز قرار نگیرد. بنابراین هر دستکاری عظیم ممنوع و به همراهی کامل با طبیعت توصیه اکید می شود.

نگاه تکنولوژیک، از جمله براساس رویکرد فایده گرایی اخلاقی، برای خود شواهد تائید کننده جمع آوری می نماید. به این معنا که مدعی است مسبب پیشرفت در عرصه های مختلف زندگی آدمی بوده است و البته این فواید هزینه هایی نیز دربرداشته است که وزن فواید بر وزن هزینه ها تفوق دارد. از این منظر تمام نقدهایی که بر رویکرد فایده گرایی اخلاقی وارد می شود، بر نگاه تکنولوژیک نیز قابل اطلاق است. اینکه تبعات و نتایج اعمال ما کی بپایان می رسد تا آنگاه بتوان وزن فایده و هزینه ها را محاسبه کرد؟ یا شاخص عینی کمی نمودن عناصر کیفی چگونه است و آیا این عناصر اساسا وجود دارد یا خیر؟ آیا میتوان شاخص های خارج از مرزهای فرهنگی و زمان و مکان یافت که برای ارزیابی نتایج بکار گرفته شود؟ با شهود اخلاقی ما سازگار است؟

این دو دیدگاه متعارض هر یک برای خود شواهد موید فراوان و همچنین شواهد مخالف فراوانی دارند که سبب می شود جمع بین آنها تقریبا غیرممکن گردد و مصالحه های انجام شده، بوسیله اقتداری بیرون از حیطه معرفت شناسی این دو دیدگاه مانند قدرت های سیاسی ایجاد شده است.

بدیهی است برای این طرح شواهد موید در آینده و شواهد مبطل در گذشته قرار دارند. اینکه در آینده درآمد های اقتصادی فراوانی از ترانزیت حاصل خواهد نمود، زیست بوم بی حاصل کویر را به محیطی جنگلی بدل خواهد ساخت. اما تبعات آن بلایایی است که بر سر دریاچه اورال و ارومیه در آمده است یا از شور شدن بسیاری از منابع زیرزمینی ناشی از اختلاط با آب شور  و بسیاری موارد که امروزه منابع آب کشور با آن دست به گریبان است.

از منظر فنی

در کل متونی که در ارتباط با این طرح در رسانه های مختلف آمده است تقریبا هیچ گونه اطلاعات فنی همراه نمی باشد یا این اطلاعات بسیار اندک است یعنی اعداد و ارقام در آن بسیار بسیار کم است ضمن آنکه در گزارشات مختلف این اعداد با تردید بسیاری آمده است که براحتی می تواند کنار گذارده شود.

  • مبلغ اجرای طرح:       80 میلیارد دلار
  • عرض کانال:              250متر
  • طول کانال:               30 متر
  • طول کانال:               2070 کیلومتر
  • بعلت تفاوت مشخصات آب دریای مازندران و دریای عمان، ارتباط مستقیمی بین آنها ایجاد نخواهد شد.
  • از دیدگاه فوق منتج می شود که آب شور دریای عمان انتقال می یابد.
  • از مقایسه این طرح با کانال پاناما در بسیاری از متون، بنظر میرسد از روش تغییر سطح آب استفاده می شود ولی ارتفاع مورد نیاز برای بالا بردن آب در این طرح (چندین هزار متر)با تغییر ارتفاع آب طرح کانال پاناما (چند ده متر) قابل مقایسه نمی باشد و روشهای بکار رفته در آن طرح ها را از حیز انتقاع ساقط می سازد.

برای نقد طرح البته باید اعداد سخن بگویند اما از سویی چون اطلاعات بسیار کمی توسط علاقمندان طرح ارائه شده است که تازه بر روی هیچ یک از آنها نیز توافقی وجود ندارد، مفروضات زیادی باید بکار گرفته شود که می تواند توسط ارائه کنندگان طرح با استدلال نهایی نشدن به چالش کشیده شود. بنابراین از منظر فنی طرح همواره از دسترس نقد لیز می خورد و خارج می شود. اما این موضع شمشیر دو لبه ایست که ممکن است چندان بکار نیاید. بدین معنا که نقد کنندگان هم می توانند مدعی شوند برای طرحی که هنوز هیچ چیز آن مشخص نیست، وقتی این همه مصاحبه، مقاله، سایت، رسانه و ... را بسیج می شوند و بعنوان طرحی ملی و جهانی و قابل ثبت در عجایب جهان به خورد دیگران داده می شود، باید تصور نمود که موضوعات غیرفنی از وزن بیشتری برخوردارند.

هیچ بررسی فنی و اقتصادی برای این طرح در دسترس قرار نگرفته است تا مثلا بتوان عناصر اصلی فنی و اقتصادی طرح را بدست آورد.

  • هزینه های پیدا و پنهان طرح چه میزان است؟
  • قیمت تمام شده محصولات طرح مثلا آب چه میزان است؟
  • میزان مصرف برق به چه میزان است؟
  • حجم ماشین آلات و مواد و مصارف چه میزان است؟
  • میزان تخریب محیط زیستی آن کدام است؟
  • مطالعات اجتماعی آن صورت گرفته است؟

از منظر روش شناسی

این معضلات روش شناختی در ارائه طرح ایرانرود برجسته است:

مشخص نیست دست اندرکاران طرح تحت چه شرایطی حاضرند آن را کنار بگذارند؟ هزینه ها، تبعات و یا شاخص های دیگر از چه میزان معینی تجاوز نمایند طرح کنار گذاشته می شود؟. هرگز این مقادیر حدی ارائه نشده است.

اینکه دیدگاهی کویر را وضعیتی بی حاصل می داند مبتنی بر بی حاصلی برای نفع آدمی از منظری خاص است و بر آن ایردادت روش شناختی و معرفتی بسیاری مترتب است. آیا نفع آدمی معنای محصلی دارد؟ پس از آن، نفع آدمی را چگونه، کی، چه کسی میتواند یا باید تعریف نماید؟ پس از آن، چرا کویر نفعی ندارد؟ آن منظر کدام است؟

روش بکار رفته در طرح برای احتراز از بررسی های فنی، دادن نشانهایی مانند عناوین ملی و جهانی است تا اجرای آن را به روشهای پوپولیستی به مراجع تصمیم گیری تحمیل نمود که بهیچ وجه موجه نمی باشد. چگونه طرحی که هنوز جنبه های فنی آن معلوم نیست به چنین مقام رفیعی می تواند برسد که بعنوان طرحی ملی شناخته شود؟

روش بکار رفته در این طرح بر این فرض استوار است که هر کاری که از نظر فنی امکان پذیر باشد الزاما مطلوب نیز می باشد حال آنکه همیشه محدوده کارهای مجاز برای آدمی،  نه مرزهای فنی بلکه مرزهای زیست محیطی، اجتماعی و اخلاقی نیز می باشد.

فرض کنیم آرزو کنیم برای حل معضل تامین آب بشریت، تمام آب های جهان را شیرین سازیم. یا آرزو کنیم برای رفع گرسنگی در جهان، فقط گاو و گوسفند باقی بمانند. این آرزوها براحتی با شهود ما درتعارض است. طرح ایرانرود با چنین آرزوهایی از مناظر گوناگون شباهت دارد.

بطرز معناداری طرحهایی چنین عظیم، نه حاصل سازمانها بلکه زاییده ذهن افراد است. تخیل افراد را با واقع بینی سازمانها میشود مهار کرد. ایده ها باید در سازمانها ورز داده شوند  ارزیابی شوند و نقد گردند و سره از ناسره شان تعیین گردد. مشخص نیست چرا این طرح به عنوان محصول یک سازمان دارای هویت حقوقی ارائه نمی شود؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠
تگ های این مطلب :آب


ین و یانگ

شاید

فلاسفه نقادانی زبردست و توصیه گرانی نابلد و بد اند و

مصلحین توصیه کنندگان ماهر و ناقدانی ناشی اند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٦
تگ های این مطلب :قدم زدن