مهارتهای زندگی

هر وقت هومن پسر ۷ ساله ام و علیرضا و پارسا دوتا پسرهای ۹ ساله و ۷ ساله خواهرزاده ام کنار هم جمع میشوند برایشان مسابقه میگذارم. ابن دفعه تا عید باید این کار ها را یاد گرفته باشند و جایزه شان را ببرند. ۵۰۰۰ تومان:
۱. سوت بلبلی
۲. سوت با دست
۳. بشکن زدن
۴. آواز خواندن
۵. باز کردن پیج های چهارسو و دو سو
۶. خواندن دیوان حافظ
۷. حفظ ۵ خط اول مثنوی
۸. حفظ جزء ۳۰ قرآن.
۹. پشتک زدن
۱۰. جمع کردن بیست تا ضرب المثل
۱۱. یادگیری نام کشورها بهمراه پایتختهایشان
۱۲. یادگیری نام استانها بهمراه مراگزشان
۱۳. یادگیری نام کشورهاییکه به دریا راه ندارند.
۱۴. نام سلسله های پادشاهی ایران بترتیب

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۳٠
تگ های این مطلب :خانواده


مراسم رسمی

یکی از بیمزه ترین موقعیتها شرکت در یک مراسم رسمی شام یا نهار است، که تنها کار مفید قابل تصور در آن، خوردن است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۳٠
تگ های این مطلب :ضعفها


عقده مردهای ایرانی

یک دوست دکتری دارم (که به علت پیشگیری از مشکلات خانوادگی برای این دوست عزیز، از یردن نامش احتراز میکنم)که میگوید:همه مردهای ایرانی عقده فروخفته ای دارند که کتک زدن زنهایشان است.
راست و دروغش با خودش.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۳٠
تگ های این مطلب :ما


ایران، گاز، روسیه

۱. بر اوکراین، قطع گاز روسیه سخت آمد.
۲. اوکراینی ها، برای کمک به انتقال گاز ایران به اروپا، اعلام آمادگی میکنند.
۳. احتمالا چرخش اوکراینی ها، چندان خوشایند روسها نباشد.
۴. بنابراین روسها یک امتیاز منفی در کارنامه ها ایرانیها ثبت خواهند کرد.
۵. چانه زنی با امریکائیها در خصوص برنامه هسته ای ایران، اگر برای ما آب نداشته باشد، برای روسها نان که دارد.
۶. احتمال چرخش روسها به سمت امریکائیها، در موضع گیری نسبت به برنامه هسته ای ایران، کم نمیباشد.
۷. غیر قابل اعتماد ترین دوستهای ایرانیها، روسها هستند.
۸. مدت ۲۰۰ سال است که روسها کم از ما نبردند.
۹. چرا ما هیچ ارتباط استراتژیکی با روسها، جز دادن پول که برایمان نیروگاه هسته ای بسازند و هنوز ۱۰ سال از زمانی که برای راه اندازیش اعلام کرده اند میگذرد و راه اندازی نشده است، نداریم؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٩
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


موسیقی

۱. احتمالا نوحه های جدیدی بگوش تان خورده که وقتی اول بار آن را شنیده اید یاد یکی از خوانندگان پاپ افتادید مثلا یارو برای حضرت زهرا خوانده : تو عزیز دلمی: برگرفته از ترانه ای که منصور خوانده است. اولین حس القا شده این است که چنته ادبیات ما آنقدر خالیست که باید از کیسه ترانه برداریم یا اینکه این بی باری و عقیم بودن را نه به ادبیات که به مداحها نسبت دهیم. هریک که دوست دارید.
۲. ترانه های ماندگار، یعنی آن ترانه هاییکه بسیاری در تنهایی و خلوتشان زمزمه میکنند، حداقل در یکی از ارکان شعر، ملودی، خواننده در اوج بوده اند. حیف که سالهاست نه تنها بهترین اینها در کنار هم نیامده اند که حتی یکیشان هم در اوج پیدایشان نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢۸
تگ های این مطلب :موسیقی و تگ های این مطلب :دین


نه

نداشتن شهامت برای گفتن نه، گاهی آدمی را، به پلیدترین ها، بدل میسازد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۸
تگ های این مطلب :اخلاق و تگ های این مطلب :زندگی


جهش

هنوز متوجه نمیشوم چگونه شعارهایی مانند تنبیه اصغر گاریچی و تاسیس عدالتخانه، در انقلاب مشروطیت، به ترجمه قانون اساسی بلژیک و فرانسه منجر شد؟ فکر نمیکنید باید خوش اشتهایی را نیز، به لیست اخلاقهای عجیب ایرانیان، افزود؟ خیال ساختن بنایی عظیم در باتلاق.
بدون فهم مشروطیت، درک جهان ایران جدید ناممکن است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٧
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ


بار مرگ

جامعه سنتی، بار مرگ در یک خانواده را، در کل جامعه تقسیم میکرد، بهمین دلیل بنظر میرسید مرگ واقعه ای عظیم و دهشت بار نبود. جهان جدید نیز، دولت و نهادهای مدنی را، مسئول بر دوش کشیدن بخشی از این بار قرار میدهد، اما ما که این میانه ایستاده ایم، و نه این طرفی و نه آن طرفی هستیم، تمام وحشت مرگ را بر خانواده ای کوچک بار کردیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۳
تگ های این مطلب :جامعه


گاز روسیه

امیدوارم بلائی که روسیه بر سر اوکراین در خصوص گاز آورد، سر ایران موقع تحویل سوخت غنی شده نیروگاه نیاورد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٢
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


ماهیگیری

بعضی ها در مقابل این قاعده که، اگر میخواهی کسی را یک روز سیر کنی یک ماهی بهش بده، ولی اگر میخواهی یک عمر سیرش کنی ماهیگیری یادش بده، برای ندادن ماهی شان هم که شده، ادای تدریس ماهیگیری را در میآورند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٢
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :زندگی


تغییر

این هم موضع بسیاری از ما در مقابل تغییر:
چون تا کنون هیچ گاه تغییر وضع ها، به نفع مان نبوده است، پس حفظ وضع موجود بهترین کار ممکنه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۱
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :سازمان


تردید

خبری برای تحیر و تردید بین گریستن و خندیدن:
شرق ۱۰/۱۰/۸۴:
عجیب تر اینکه یک گروه تروریستى دیگر در عراق «برنار بلانش» یک تبعه فرانسوى را به گروگان گرفته و از دولت فرانسه خواست که نیروهایش را از عراق خارج کند!! این در حالى است که فرانسه هیچ نیروى نظامى در عراق ندارد. دیروز وزیر خارجه فرانسه با توضیح همین مسئله از گروگانگیران خواست که او را آزاد کنند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٠
تگ های این مطلب :روزمره ها و تگ های این مطلب :رسانه


ادبیات-قدما و نو

یکی از تفاوتهای اصلی ادبیات کلاسیک با ادبیات معاصر را، میتوان از منظر دانش نگریست. ادیبان ماندگار ایرانی عموما فقیه، متکلم، طبیب و در یک کلام عالم به علوم روزشان بودند و همین است که آثارشان میتواند نمایش دهنده دانش زمانه شان نیز باشد. بکارگیری استادانه آموخته ها شان در بسیاری از زمینه ها، در ادبیات، متون شان را غنای بسیار بخشیده است و یکی از دلایل جاودانگی شان است. اما بنظر میرسد نویسنده و شاعر امروزی چندان نیازی نمی بیند که خرمنی نیز از دانش پیرامونش برچیند و حداکثر آشنایی با کلمه را نیاز خویش حس میکند. همین است که ادبیات امروز از این عنصر امروزینش، تهی است. اگرچه شاعر یا نویسنده امروزی، کارش را بیان استادانه تجاربی میداند که ممکن است به آسانی بدام کلمات نمی افتد، اما شاید سود جستن از دانش مشا عرصه های دیگر، تور مناسبی برای دام انداختن این حس باشد. اینگونه نیست؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٧
تگ های این مطلب :گفتگو


اعراب

نمیدانم چرا هر وقت نهج البلاغه میخوانم، اول چیزی که به ذهن متبادر میشود، سرسختی اعراب است. بطور نمونه نگاه کنید به خطبه ۲۷نهج البلاغه ؛
... با شما جنگ میکنند و شما جنگ نمیکینید، خداوند را معصیت میکنند و شما راضی هستید، وقتیکه بشما در ایام تابستان امر کردم که بجنگ ایشان بروید گفتید اکنون هوا گرم است ما را مهلت ده تا سورت گرما شکسته شود، و چون در ایام زمستان شما را بجنگ با آنها امر کردم گفتید در اینروزها هوا بسیار سرد است بما مهلت ده تا چندانکه سرما برطرف شود، شما که این همه عذر و بهانه از جهت فرار از گرما و سرما میآورید پس سوگند بخدا از شمشیر زودتر فرار خواهید نمود، ای نامردهائی که آثار مردانگی در شما نیست، و ای کسانیکه عقل شما مانند عقل بچه ها و زنهای تازه به حجله رفته است، ایکاش من شما را نمیدیم و نمیشناختم که سوگند بخدا نتیجه شناختن شما پشیمانی و غم و اندوه میباشد، خدا شما را بکشد که دل مرا بسیار چرکین کرده و سینه ام را از خشم آکندید، و در هر نفس غم و اندوه بمن خوراندید، و بسبب نافرمانی و بی اعتنائی بمن، رای و تدبیرم را فاسد و تباه ساختید....
و فکر میکنم اگر اسلام در میان مردمانی دیگر پدید می آمد، دردسرهای کمتری را متقبل میشد. شاهدم نیز آیه ۹۷ سوره توبه که حضرت حق میفرمایند: اعراب در کفر و نفاق از دیگران سخت تر و به جهل و نادانی احکام خداوند سزاوارترند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٥
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :دیگران


قواعد کارمندی

۱. زور بازوتان را بخورید.
۲. سگ نباشید. کارمندهای بد، مانند سگانند. در پیش زبردستان، چون سگی با دمی در میان پا و در برابر زیردستان، چون سگان پاچه گیر.
۳. به آدمها احترام بگذارید نه به جایگاهها.
۴. یک کمی هم کار کنید تا بلکه نانتان حلال بشود.
۵. از پله های پلکان ترقی، یکی یکی بالا بروید. چندتا چندتا بالا نروید.
۶. اگر میخواهید سری میان سرها درآورید، روی سر و جسد دیگران نایستید.
۷. کمی هم شجاع باشید، آدمهای سازمان چون خداوند، فعال مایشاء نیستند.
۸. این قدر با پشت سرو جلورویتان کلکل نکنید.
۹. گزارش ماموریت یک روزه تان، اقلا از ده خط بیشتر باشد.
۱۰. مواظب باشید که همیشه در بر روی یک پاشنه نمیگردد، پس همه پلهای پشت سر را خراب نکنید.
۱۱. ارزش آدمها بیشتر از توپ بسکتبال است، پس این قدر به دیوار، پاس شان ندهید و به سقف شان نزنید.
۱۲. بقیه هم مثل شما دارند در سازمان پول در میآورند، پس خود را تنها نانوای سازمانتان ندانید.
۱۳. مال مردم خوری، عاقبت ندارد.
۱۴. دعا بجان کسی نکنید، اگر کسی را نفرین نمیکنید.




  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢
تگ های این مطلب :سازمان


محمل منطق ایرانی

روزگار ما زمانه ایست، که عاقلان، برای اقناع دیگران باید از روشهای معمول منطق همچون قیاس، استنتاجهایی معقول انجام دهند. اما برای ما ایرانیان، بیان مثل، یا شاهد آوردن شعری از شعرا، یا حدیث و قرآن، محمل منطق وسیعتریست که دیگران را به سکوت واداریم. هنوز دلایل نقلی مان بر ادله عقلی میچربد. بنابراین توصیه میکنم در کنار آموختن منطق، حفظ قرآن و حدیث و شعر و مثل را از یاد نبرید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :گفتگو