صلح

هنوز از این جمله ماندلا میتوان درس گرفت:

فراموش نمیکنم اما میبخشم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٩
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


موضوعات قصه نویسی

چرا از شادیهای آدمیزاد نمیتوان قصه نوشت اما رنجهای آدمی اصلیترین دست مایه رمانهای بزرگ است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٦
تگ های این مطلب :واگویه و تگ های این مطلب :حسرت


چهارگاه

شجریان در چهارگاه میخواند:
چه خلاف سرزد از ما، که درسرای بستی
بر دشمنان نشستی دل دوستان شکستی
سر شانه را شکستم به بهانه تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
به غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی
شب تاریک و سنگستان و من مست
قدح از دست من افتاد و نشکست
نگهدارنده اش نیکو نگه داشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٤
تگ های این مطلب :موسیقی و تگ های این مطلب :شعر


دین ایرانی

نمیدانم چرا هر وقت به کسی میگویم که ایرانی ها، یکی از لاقید ترین ملتها،در دینداری هستند، شاکی میشود؟ دلیلم این است که ما ایرانی در طی ۱۴۰۰ سال گذشته، بطور کامل، با دین پدران مان، قطع رابطه کرده ایم. گبر بودیم شدیم مسلمان و سنی بودیم و شدیم شیعه. در این مدت ولی، مثلا زبانمان را مثل مصریها و یا ترکها از دست ندادیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٢
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دین


روزگار بیوفا

۱. «چه کسى گفته ناوگان هوایى ما فرسوده است؟ میانگین عمر ناوگان مثلاً ۲۰سال است. مگر شما در ۲۰سالگى فرسوده هستید؟ دیگر از کلمه فرسوده استفاده نکنید.» سعید حسامى مدیرعامل شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى درباره عمر بالاى پرنده هاى هما این گونه گفت و گفت: اینقدر در روزنامه ها علیه هواپیماهاى شرقى ننویسید، خدا را خوش نمى آید. شرق ۱۸ بهمن ۸۴
کسی میداند این آقای سعید حسامی قبلا چه کاره بودند؟
۲. مصداق این شعر باباطاهر که میگفت
گل از ما دیگری گیره گلابش
حماس نیست؟ همان شرق
امیدوارم حماس ها سری به ایران هم بزنند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٩
تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


حافظ برره ای

ناگهان پرده برانداخته ایی یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ایی یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ایی یعنی چه
زلف در دست صبا گوش بفرمان رقیب
اینچنین با همه درساخته ایی یعنی چه
نه سر زلف خود اول تو بدستم دادی
بازم از پای در انداخته ایی یعنی چه
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر بیان
زین میان تیغ بما آخته ایی یعنی چه
هر کس از مهره مهر تو بنقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته ایی یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته ایی یعنی چه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٦
تگ های این مطلب :شعر


تولد

متولد ۱۵ بهمن ۱۳۴۶
دوازده ساله انقلاب و تا ۲۴ سالگی جنگ
بعد کار و زندگی
همه چیز چنان گذشت که ناگهان از بچگی پرت میشوی به دنیای مردانه و سخت.
بی نوجوانی و جوانی میانسال میشوی.
و دور برت پر است از مرگ واین یکی آدمی را به انتهای خط میرساند در همه چیز.
در دهه سوم زندگی همه را کودکانی مییابی که عمر هدر میدهند و خود نیز بشکل آنها در میآیی.
آرمانها یکی یکی تمام میشوند و می بینی سخت ترین کار نه غیرعادی بودن و خلاف آب شنا کردن که عادی بودن است و با رود پیش رفتن است. که می بینی در این یکی کلی دست و پا چلفتی هم هستی.
همیشه فکر میکردی در هر کاری اولی و این میبینی که از متوسط ها هم عقب افتادی.
امروز پیرتر شدم که پیر بودم از خیلی قبلترها.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٥
تگ های این مطلب :تولد


خطای منطقی

توهین به باور و اعتقادات دیگران، منطقا معلول اثبات نادرستی آن باورها نیست، بلکه بیشتر نشانگر عصبیت و کینه به دیگران است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱۳
تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :گفتگو


حاکمان جهان

هنوز هم فکر میکنم آنانیکه بر جهان حکم میرانند عقل و اخلاق و سلامت روانیشان از متوسط جهانی بسیار پائینتر است و این ترسناکترین کابوس همیشه بشریت بوده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٢
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :سازمان


موهومات و اصالتها

دنیا را جو گرفته است که در مقابل اعتراض مسلمانان، به توهین به حضرت رسول، برای دفاع از آزادی بیان، توهین به مقدسات مسلمانان را، با حدت بیشتری پی بگیرند. فرض کنیم مسلمانان نیز بمنظور چزاندن اونوریها، با باطل خواندن افسانه هایی در باره هولوکاست، و یا هر باور غیرقابل خدشه غربیها، همین بازی را در آورند، و خوب حتما، به جنایت علیه بشریت محکوم میشوند، با این دلیل که، آنجا از یک عنصر اصیل بنام آزادی بیان دفاع میشود و اینوریها از یک واقعیت تاریخی گریزانند. خوب دنیا دست اونوریهاست و یکی میشود اصلی اصیل و آن دیگر میشود خیالات. ولی خیلی سخت است که هر دو را اصیل ندانیم و یا هر دو را موهوماتی برای دیگران بدانیم.
فکر میکنم در همه جا توهین به ایده های طرف مقابل، کاری ناپسند باشد. چه اینور و چه آنور.
آنچه در این میان عذاب آور است درکی سطحیست که از اسلام چهره مینمایاند. از بن لادن به درکی از پیامبر اسلام رسیدن، مانند آن است که هیتلر را محصول نیچه بدانیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٢
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :منطق


اینترنت ایرانی

فضایی که تنها منبع خبرش ایرنا است و تنها کار قابل تصورش، وبلاگ نوشتن است بدون آنکه حتی گاهی قادر باشی وبلاگ بقیه را بخوانی. حداکثر چیزی در حد کتاب اول، که البته جستجویش بسیار کندتر از آن هم هست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٩
تگ های این مطلب :رسانه


برف تهران

رانندگی در هوای برفی تهران، میتواند یکی از بدترین کابوسهای زندگیت باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٩
تگ های این مطلب :شهر


مرو

... تولی شخصا همراه با پانصد سوار گرداگرد شهر بگشت و تا شش روز مغولان به تحقیق در باب استحکامات شهر ادامه دادند، و بدین نتیجه رسیدند که کثرت عدد ایشان کفایت میکند و حصار شهر نیز پایداری خواهد کرد. در روز هفتم به شهر حمله عمومی کردند. اهل مرو دوبار از دروازه شهر بیرون رفتند، اما هر دوبار لشکر مغول بیدرنگ آنان را عقب راند. پس از آن ظاهرا آنان تمام اراده مقاومت را از دست دادند. روز بعد حاکم مرو شهر را تسلیم کرد و به او مواعیدی دادند که در واقع به هیچیک عمل نکردند. اکنون تمام جمعیت شهر را را به صحرا بردند، و چهار شبانروز خلق بیرون می آمد. چهارصد تن از حرف را گزین کردند و شماری از کودکان را به اسیری بردند و تمامت خلق را با زنان و فرزندانشان بکشتند و بر هیچکش از زن و مرد ابقا نکردند. برای این مقصود آنان را میان سربازان قسمت کردند و به هریک سیصد تا چهارصدتن رسیده بود که بکشتند. در میان این سربازان عده ای حشر بودند که از شهرها گرفته بودند، و جوینی گوید که اهل سرخس که نسبت به مردم مرو کینه داشتند در کشتار همدینان خود از سبعیت مغولان کافرکیش گوی سبقت برده بودند.
با اینهمه آزمون سخت مرویان هنوز پایان نگرفته بود. چون لشکر مغول بازگشت هر کس که با پنهان شدن در سوراخها و نقبها از مرگ خلاصی یافته بود باز آمد. بدین ترتیب قریب پنجهزار خلق جمع شدند. دسته ای از مغولان که محافظ عقبه سپاه بودند بازگشتند و از اهل شهر مردم کشی خواستند و به بیچارگان نگون بخت فرمان دادند که هریک دامنی غله برگیرند و به صحرا بیرون شوند. و بدین ترتیب آنان را بدست آوردند و بقیه السیف ناتوان یکی از بزرگترین شهرهای جهان اسلام را به چاه فنا افکندند.
ابن اثیر مورخ هشیار و دقیق که معاصر این وقایع بوده، رقم مقتولین مرو را هفتصدهزار تن می داند. اما جوینی، رقمی حتی از این بیش بدست می دهد. وی می گوید سید عزالدین نسابه " با جمعی، سیزده شبانروز شمار کشتگان شهر کرد و آنچه ظاهر بودست و معین، بیرون مقتولان در نقبها و سوراخها و رساتیق و بیابانها، هزار هزار و سیصدهزار و کسری".
ص ۲۹۸ تاریخ ایران از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان* پژوهش دانشگاه کمبریج. جلد پنجم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۸
تگ های این مطلب :تاریخ


اسلحه و انتخابات

با پیروزی حماس در انتخابات فلسطین، جز فلسطینیها، همه شکست خوردند. هم اسرائیلیها، هم خود حماس، هم شرق و هم غرب. فلسطینها، حریفانی را که بهم شلیک میکردند، روبروی هم بر روی میز نشاندند. امیدوارم هر دوطرف، حرف زدن را هم بخوبی کشتن، بلد باشند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٧
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


بمب اتمی

تصور میشد جهان در خصوص عدم استفاده از بمب اتم، تحت هر شرایطی، به توافق رسیده بود، فقط به این دلیل ساده که، این یکی از اصلی ترین وسایلی است که میتواند زندگی در کره خاکی را به انتهای خویش برساند. سیاست مداران نیز هرگز سعی نکردند خلاف این بینش را ترویج کنند.
حالا شیراک میگوید که برای مقابله با تروریسم، حق استفاه از این سلاح، برای فرانسه محفوظ است. آنچه در این میان تهوع آور است این است که نفس استفاده از بمب اتم از نظر ارزشگذاری، خنثی است و آنچه این عمل را موجه یا ناموجه میسازد، نیت استفاده کننده است. منطقی که تقریبا تمامی نظامات ضد انسانی، برای توجیه اعمال غیراخلاقی شان، از آن بسیار خوب سود می جویند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٦
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :منطق


شیرازیه

۱. برایم کمی عجیبه که چرا برای دیدن حافظ و خوردن چای و کشیدن قلیانی در قهوه خانه آنجا باید ورودیه داد؟
۲. برایم عجیب نیست وقتی توی فرودگاهای خودمان، مارا چنان میگردند که گویی جنایتکارترین ها هستیم، توی فرودگاههای مثلا امریکا انگشت نگاری مان نکنند. به دیگران گفته ایم ما به این مردم اعتماد نداریم، پس چطور انتظار داریم دیگران به ما اعتماد کنند. از همه بامزه تر، تنها چیزی که این وسط ممکن است گیر میآید، بدبختی است که بعضی چیزها را یادش رفته از جیبش در بیاورد مثلا دسته کلیدش را.
۳. یکی از راههای مناسب برای شناخت هرکسی، فکر نمیکنید دیدن لیست سرگرمی هایش باشد؟ سرگرمی، یعنی کاری که دوست باشی از جمع کناره بگیری و در تنهائیت انجامش دهی.
۴. هنوز فکر میکنم یکی از اصلی ترین گامها برای حل یک مسئله، بیان درست و روشن مسئله باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٥
تگ های این مطلب :روزمره ها


سوالات

۱. باران که در لطافت طبعش خلاف نیست چرا گاهی نمیذاره آدم بخوابه؟
۲. کسی را پیدا کردید که در سختیها حالتان را نگیرد؟
۳. وقت همه مسئولیت شکست را بر یک نفر بار میکنید، این سوال ساده را هم از خودتان بپرسید من چکاره بود؟
۴. تصمیم گفتم بروم خطاطی، شما هم میروید؟
۵. فرید کفائی پور مهندسی شیمی شریف میخواند و بعد رفت فروشگاه باباش، که وسایل کمباین و تراکتور میفروخت، مشغول بکار شد. یادمه حسین نوری همیشه بهش میگفت جای یکی را که میتوانست با مهندسیش یک زندگی را بگرداند، گرفتی. درسته که آدم نباید بیخودی جای یکی دیگه را بگیرد؟
۶. همکارای ضد زن گاهی گیر میدهند، بجای استخدام یک زن که پولش را خرج زندگیش نمیکند، مردی را استخدام کنند که خانواده ای را بچرخاند. آیا راست میگویند؟
۷. چرا بیشتر انقلابیون و همچنین فلاسفه بزرگ تاهل اختیار نمی کنند؟
۸. کسی میداند سقفی را که در زمستان چکه میکند، چگونه میتوان ایزوگام کرد؟
۹. کارمندی آدمهای پولدار، نشان از کدام قاعده دارد؟
۱۰. چرا دختربچه ها زبلتر از پسر بچه ها، برای خر کردن باباشان هستند؟
۱۱. چرا بیشتر کارمندهاییکه رئیس میشوند، و شاگردانی که معلم و استاد میشوند، بخش کارمندی و دانش آموزی و دانشجوئی زندگیشان را از یاد می برند؟
۱۲. آیا سعدی خالی بند، تعجب برانگیزتر از حافظ رند نیست؟
۱۳. چرا بسیاری از ما بیشتر از آنکه سوال کنیم، جوای یقیه را میدهیم؟
۱۴. چرا ما هنوز محکومیم که از اینترنت Dial Up استفاده کنیم؟



  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢
تگ های این مطلب :روزمره ها و تگ های این مطلب :واگویه