قصاص

از دور بدیدار تو اندر نگرستم
مجروح شد آن چهره پر حسن و ملاحت
از غمزه تو خسته شد آزرده دل من
وین حکم قضائیست جراحت بجراحت
بوشکور بلخی

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢۸
تگ های این مطلب :شعر


تونل

سه شنبه ساعت ۱۴:۴۰ داخل تونل خط آبرسانی به سمنان از چشمه روزیه. تونلی که در دل کوهی حفر شده است تا مسیر را کوتاه کنند. و یکی از عجیبترین تجربیاتت از زندگی. تونلی بطول حدود ۲۰۰۰ متر. که با لامپهای ۱۰۰ واتی در فواصل ۱۰ تا ۲۰ متری روشن میکندش و هر چه جلوتر میروی تاریکی غلیظتر. برای اولین میبینی که چگونه طبیعت میتواند تا بدین حد محصور و مسحور و مبهوتت کند و دلهره ای که اگر تکانی بخورد میتواند ترا ببلعد و تو هیچ کار از دستت برنیاید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢٢
تگ های این مطلب :طبیعت


غیرقابل پیش بینی

کار کردن با آدمهای غیرقابل پیش بینی، میتواند دردناکترین تجربه آدمی باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٥
تگ های این مطلب :زندگی و تگ های این مطلب :قدم زدن


قانونی برای ارتباط

این قانون کمک زیادی برای ارتباط با دیگران می کند:
هرگز روی بیش از ۵۰ درصد توان آدمها حساب نکنید چون عموم ما، زیر بار تعهد و مسئولیت زیاد دیگران از خود، خرابی ببار می آوریم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٢
تگ های این مطلب :زندگی


کم و کیف زندگی

بعضی چیزها نمایانگر کمیت زندگی هستند و بعضی چیزها نشانگر کیفیت زندگی.
خانه، کتابخانه هر آدمی یکی از نمایانگرهای کیفیت زندگی اوست و ماشین و لباس و تلویزیون و وسایل صوتی و تصویری از جنس کمیات زیستن هستند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱۱
تگ های این مطلب :زندگی و تگ های این مطلب :خانه


قواعد تمیز کردن خانه

بسیاری از ما، در هنگام تمیز کردن جا و خانه مان با این سوال در باره تک تک اشیا روبرو میشویم که : دور بیاندازمش یا نه؟: شاید قواعد زیر برای یافتن پاسخ کمی کمکتان کند:
۱. زمانی را مشخص کنیم که اگر از چیزی در طی آن مدت استفاده نکردیم بتواند دور انداخته شود،به دیگری داده شود و یا فروخته شود. برخی از این زمان ها را میتوان برای اشیا مختلف به تقریب بدست آورد. پیشنهادم برای لباس و پوشاک ۲ سال، اسباب بازی بچه ها ۶ ماه، وسایل برقی ۲ سال، ظروف ۱سال، ....
۲. نسبت ارزش جا به قیمت اشیا را سرانگشتی حساب کنیم، مثلا قیمت هر متر مربع خانه ای که در آن مینشینیم اگر یک میلیون تومان است ارزش ندارد آن را با چیزهایی که که هر متر آن ده یا صد و یا پانصد هزار تومان است پر کنیم.
با چنین قواعد ساده ای فکر میکنید چقدر خرت و پرت در خانه دارید؟ پس سخت تان نباشد اگر بعضی چیزها را دور بریزیم یا به دیگران بدهیم یا تبدیل به احسنش کنیم چون جا، با ارزشتر از خیلی چیزهای دیگر است.
تبصره : قواعد فوق فقط یک استثنا دارند و آن استثنا کتابخانه شماست. علت ساده ای هم دارد و آن این است که قیمت کتاب را نمیتوان حساب کرد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱۱
تگ های این مطلب :روزمره ها


برای علی

تنها نه بر تو جور و جفای زمان برفت
داروی دل چه فایده دارد چو جان برفت
ما کاروان آخرینیم از دیار عمر
او مرد بود پیشتر زکاروان برفت
شاید که چشمه چشمه بگرید به های های
بر باغ که سرو بلند از میان برفت
همچون شقایقم دل خونین سیاه شد
کان سرو نو برآمده از بوستان برفت
عمرش درازباد که برقتل بیگناه
وقتی دریغ گفت که تیر از کمان برفت
اقبال خاندان شریف برادران
جاوید باد اگر یکی از خاندان برفت
آقاجان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٧
تگ های این مطلب :خانواده


اکسیر های اخلاقی

این تناقض را نتوانستم هضم کنم که چگونه قبایح به محسنات تبدیل میشوند؟
مثلا وقتی در محلی پروژه ای بزرگ یا کوچک اجرا میشود، طبیعتا قیمت زمین در پایان طرح با آغاز طرح تفاوت زیادی دارد. اگر فردی از این رانت اطلاعاتی سود ببرد و مثلا اقدام به خرید زمینهای ارزان در ابتدای طرح و بعد فروش آن در پایان پروژه نمایداحتمالا نه تنهاتوسط افکار عمومی مغضوب، بلکه شاید حتی توسط دستگاه قضاییه جلب شود. اما اگر همان سازمان مجری طرح از این رانت سود ببرد، این عمل صحیح قلمداد میشود. مبنای این ارزیابی اخلاقی این است که عده بیشتری از سود این رانت منتفع میشوند. مشکل اینجاست که بنظر میرسد وقتی افراد سود برنده از موقعیتی از حدی بیشتر میشود آن قبح اخلاقی به حسن تبدیل میشود. کسی میتواند بگوید آن حد، چند است؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٧
تگ های این مطلب :اخلاق


قومیتها

پاشنه آشیل استقلال ایران در سالهای آینده (شاید ۲ یا ۳ دهه دیگر ) رفتارهای گریز از مرکز قومیتها گوناگون ایرانی است. عموم این اقوام در مرزهای جغرافیایی ایران قرار دارند. آیا قواعد زیر دلایل خوبی بری خود مختاری نیست؟
عموم این اقوام نه دارای زبان مشترک، نه مذهب مشترک، نه فرهنگ و سابقه تاریخی مشترکی با مرکز ایران هستند. این لیست را کمی با دقت نگاه کنید. در غرب ایران، ترکها، کردها، عربها، در شمال ایران باز ترکها و ترکمنها و در شرق ایران بلوچها و در جنوب بازهم عربها. هیچیک از این اقوام سهمی از فرصتهای اقتصادی، دسترسی به لایه های بالای قدرت سیاسی و تصمیم گیری ندارند. احتمالا وقتی خودآگاهی این اقوام بعلت بهبود اوضاع اقتصادی کمی افزایش یابد باید از خود بپرسند سود زیان زیستن در درون مرزهای ایران بسمت کدام کفه می چربد. ما احتمالا نقش یوگسلائی منطقه را بازی خواهیم کرد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٦
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :جامعه


روستای ما (بقلم هومن)

*مردان و زنان در روستای ما برنج می کارند. مردان مشغول کار و یا چیز دیگری هستند.
بعضی از بچه های ما از درخت بالا میروند و میوه می چینند. زنان مشغول خرید و فروش، حرف زدن یا کار دیگری هستند. کوه های قشنگ مزرعه ها یا بازی کردن بچه ها دیدنی است. مردان در مزرعه ها درخت، گل، علف و میوه می کارند. مادر بچه ها فرش می بافند، بچه ها هم بازی میکنند.
مردان شیر گاو را می دوشند و به شهر می برند.
مردان دیگری هم برای خرید و فروش به شهرهای دیگر می روند.*
نوشته فوق تمرین آزاد نویسی درس آزاد با عنوان روستای ما در کتاب بخوانیم اول دبستان بود که آقا هومن نوشت.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٥
تگ های این مطلب :خانواده