جمله همانگویانه

همیشه عاقلانه رفتار کردن، عاقلانه تر از، احساسی یا غیرتی (یا هر صفت دیگری) رفتار کردن است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱
تگ های این مطلب :قدم زدن


فیلتر

دسترسی به اینترنت در سرزمین مادری با دیواری روبرو است که این چیزها را مانع میشود:

  1. هر چیزی که از جنس خبر ها و تحلیلهای ناهمخوان با روایت رسمی است.
  2. سایت ها و وبلاگهایی که در کمال تعجب نه تیزتر، نه تندتر و نه بی محاباتر از برخی دیگری که فیلتر نشده اند می نویسند.
  3. هر چیزی که حرف ز و Z دارد. همین است که هم بازتاب و هم وبلاگهای زنان فیلتر می شود.
  4. بنظر میرسد که فیلترچی ها از اینکه زنان نیز قادرند بنویسند کهیر می زنند.
  5. بلاگ رولینگها هم از تیررس فیلتر ها بیرون نیستند. یک وقتی از طریق این بلاگ رولینگها بود که میتوانستی کشف کنی و این نیر بسته شد.
  6. بسیار ی از آمارگیرهای وبلاگی هم به سرنوشتی مشابه بقیه چیزها دچار شده اند.
  7. کاشکی کمی هم فکر برای فیلتر کردن وجود داشت.
  8. تاسف انگیزتر و در عین حال خنده تر از همه اینکه فیلترها به آسانی شکسته میشوند.

همه اینها یعنی اینکه در سرزمین من عبور از خط قرمزها راحتتر از رعایت قوانین است. و قوانین چنانند که همه را مجرم میشمارند مگرآنکه خلاف اش ثابت شود. اصل اصلا بر برائت نیست. انسان شناسی فیلترچی ها بر پلیدی روح و روان آدمها استوار است. و تنها راه نابودی اش را در این میبینند که دیو درون آدمها را بی خورد و خوراک بگذارند تا از گرسنگی بمیرد. اما مگر این روح خبیث به همین سادگی از پای در می آید. بازیگران این صحنه ما نیستیم ارواح پلید و پاسداران مرزهای عفت، اخلاق و معنویتتند. گور بابای ما.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۳۱
تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :گفتگو


مرد معمولی

اینها نقاط عطف زندگی یک مرد معمولی ایرانی است:

  1. سربازی رفتن
  2. ازدواج کردن
  3. پدر شدن
  4. مرگ

عباس خان هنوز خیلی راه در پیش داری برای یک مرد عادی شدن.

شما هم خوب این کامنت دون وبلاگت رو بسته نگهداشتی و ما رو بی نصیب گذاشتی.

حامد خان ما هنوز سیر ندیدیمتا. ببینیمت

فارسی نویسی یادت رفته شایان؟

دوبیتی (وصف حال مراجعین به وبلاگت) :

ز وصلت تا به کی فرد آیم و شم

چگر پرسوز و پر درد آیم و شم

به مو گویی که در کویم نیایی

مو تا کی با رخ زرد آیم و شم

حسین عزیز هم که فقط وبلاگ داره همین. نه نوشته ای کلمه قصاری چیزی.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢۸
تگ های این مطلب :زندگی و تگ های این مطلب :گفتگو و تگ های این مطلب :روزمره ها


شرق دیگران و غرب ما

۱. میدانم نوشتن در باره تعطیلی شرق، که دیگر این اواخر چندان چنگی به دل برای خواندن نمیزد، کمی دیر باشد. خیلی ها میتوانند موضوع را سیاسی قلمداد نمایند، اینکه شاید در فضای انتخاباتی، برخی ها که زور بیشتری دارند، شاید دوست داشته باشتند بعضی ها نباشند، و با چنین توجیهاتی تمام بار مسئولیت را از دوش خویش بردارند.

۲. این تعبیر که هیچ چیزی، آزادی افراد را محدود نمی نماید، الا آزادی دیگران، چندان نیاز به ارائه حجت و دلیل نداشته باشد.

۳. این تعبیر جان رالز، در موضوع عدالت نیز، چندان نامعقول به حساب نمی آید، که تنها نابرابریهایی موجه اند که همگان از آن منتفع شوند.

۴. ارزیابیهای اعمال و رفتارها را نه در حیطه انگیزه ها که در حیطه روش و نتایج نیز باید تسری داد.

۵. از این دو تعبیر میتوان نتیجه گرفت که آدمیزاده تقریبا در هیچ نظام سازگاری از تعیین حقوق و تکالیف، فعال مایشاء نیست. و این دیگران هم از اهمیتی برخوردار هستند.

۶. با این مفروضات تصور میکنم مسئولیت اخلاقی تعطیلی شرق و به تبع آن آسیب رساندن به افرادی دیگر که از راه شرق ارتزاق میکردند، میخوانندش، در آن می نوشتند، کمی هم به عهده شخص آقای مجتبی پورمحسن باشد حتی با آن همه توجیهات مطولش.

۷. قربانی دانستن ایشان و درونی سازی سانسور و همه زشتی ها را در دیگران دیدن و چیزهایی از این دست، یعنی اینکه افراد چندان تعهدی اخلاقی، در مقابل رفتار و نتایج اعمالشان ندارند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢٤
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :اخلاق و تگ های این مطلب :ضعفها


وارونگی

روزگاری فیلمها بر اساس زندگی آدمها ساخته میشد و حالا مدتی است زندگی آدمها شده است شکل فیلمها.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢٤
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :فیلم


لاله عباسی-آواز گیلکی

برای خواهر خوبم.

برای برادر خوبم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢٤
تگ های این مطلب :موسیقی و تگ های این مطلب :خانواده


هیچ

۱. سه غم آتش به جونم کرده یکبار            هیچکدوم هم چاره نداره

2. وبلاگ نمی نویسم یعنی نیستم؟

3. رامتین چرا کامنتدونت بسته است یا درستترش اینکه باز نمیشه؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢۳
تگ های این مطلب :روزمره ها


روشنفکر

این روزها، لگد زدن به مرده، شده کار روشنفکرهای وطنی و ضدروشنفکرهای وطنی. گنجی که روزی روزگاری برای خود یلی بود در متنی طویل و بلند حسابی از خجالت دکتر شریعتی درآمده است. با دوستانی زیادی در گفتگوهایمان حرفها به شریعتی نیز کشیده میشود. تقریبا ترجیع بند بسیاری از نقدهای از شریعتی این است که همه آن چیزی که جمهوری اسلامی خوانده میشود محصول اندیشه های شریعتی است.

اما تصور میکنم باید ببینیم انتظارمان از شریعتی چه بود و آیا این انتظار برآورده شد؟. و از این پس از چونان شریعتی ها چگونه باید باشد؟

در اینکه شریعتی رهبر یا حتی عضو یک گروه قانونی و غیرقانونی سیاسی نبوده است تقریبا وفاقی همگانی وجود دارد. سمپاتی داشتن نسبت به یک حرکت چندان این گزاره را نقض نمیکند. بنابراین چندان در قالب یک سیاستمدار درنمی آید که بدنیال کسب قدرتی برای خویش بوده باشد.

مزدبگیر روزنامه، مجله، دانشگاه و موسسه ای برای تولیدات اش نبوده است.

شریعتی روشنفکری بود که نقش خویش را بدرستی به انجام رساند. یعنی روشنفکری که با اقتدار باورهای مسلط بر جامعه، در بسیاری عرصه ها به مقابله برخاست و بسیاری از بتهای ذهنی جامعه خویش را شکست، بی آنکه برای اینکار مزدبگیر جایی باشد و یا انتظار دستآوردی حرفه ای برای خویش داشته باشد.

خواست به خاک سپردن شریعتی مانند این است که بخواهیم حافظ را به خاطر مدح هایی که در حق شاه اسحاق کرده است، از طاقچه های خانه هایمان برانیم.

بنابراین به نظرم کسی که به علت دریافت حقوق از موسسه ای تولید میکند روشنفکر شناخته نمیشود چون احتمالا باید در باره چیزی بیاندیشد که موسسه برای آن سرمایه گذاری کرده است.

تصور میکنم تنها عرصه ای که اینک میتوان روشنفکر اصیل را، که دو خصلت آماتوری و درافتادن با باورهای مسلط در حیطه های مختلف را داراست، دید، در محیط فضای مجازی وبلاگستان باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢۱
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :سیاست


خراب

به آدرس http://www.persianblog.ir/ که وارد می شوی متنی قرار دارد که از همان چند جمله بر می آید که:

  1. بی شک طرف (طرفها) عربند. نگاه کنید به کلمه ما در جمله اول و مشغله  در پاراگراف آخر و مذنوب در بخش خاتمه. اینهمه غلط انشایی تهوع آوره.
  2. ایرانی ها ۱٪ جمعیت جهانند و فارسی زبانان ۵۰٪ یا ۶۰٪ از ایرانیان را تشکیل میدهند. ضریب نفوذ اینترنت در میان این فارسی زبانان هم نباید از ۱۰٪ بیشتر باشد و در این میان شاید زیر ۱۰٪ چیزی در وبلاگ ها مینویسند. اینرا هم به اینها نمیخواهند. زیاد به رقم ۸۰۰۰۰۰ تایی وبلاگهای پرشین بلاگ دل نبندید که بسیاری شان حالا تعطیل است.
  3. مدیریت جدید پرشین بلاگ لقب است نه اسم اینها اسم ندارند. ایشاا... نامدار شوند.
  4. ربطی به موضوع شاید نداشته باشد اما با این بازی ها همچنان در persianblog.ir خواهم نوشت.
  5. خانه های بسیاری اند که بر آب بنا نهاده شده اند این یکی اش.
  6. من هموطنی ندارم که از کلمه مذنوب در جمله ای فارسی استفاده نماید. چندان علاقه ای به داشتن آسمانی مشترک با اینها ندارم.
  7. یک روزی ما هم سوار خر مراد خواهیم شد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٧
تگ های این مطلب :اخلاق و تگ های این مطلب :ضعفها و تگ های این مطلب :رسانه


قانونگذاری

برای عمل به قواعد، قوانین و دستورالعمل ها توسط بخش زیادتری از افراد، کدام روش مطلوبتر است:

همه در تهیه این قواعد تشریک مساعی نمایند

یا اینکه قواعد، قوانین و دستورالعمل ها باید با روحیات، آموخته ها، آرزوهای آدمها سازگارتر باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٦
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه


مرامنامه اخلاقی مهندسین

اصول بنیادی

 

مهندسین از خرد، اعتبار و بزرگی پیشه مهندسی، بوسیله اصول زیر حمایت و آنهارا افزایش میدهند:

 

I.                 استفاده از دانش و مهارت خویش، برای بالابردن خیر انسانی

 

II.             درستکاری، بیطرفی و انجام خدمت وفادارانه به مردم، کارفرمایان و مشتریان

 

III.         کوشش برای افزایش شایستگی و حیثیت پیشه مهندسی

 

IV.         پشتیبانی از مجامع حرفه ای و فنی در حیطه فعالیت مربوطه

 

قوانین بنیادی

 

1.               مهندسین باید ایمنی، سلامت و خیر عمومی را، در اجرای ماموریتهای حرفه ای،  وظیفه اصلی خویش قرار دهند.

 

2.               مهندسین باید فقط در حیطه شایستگی های خویش، فعالیت نمایند.

 

3.               مهندسین باید در بیان نظرات خویش، راستگو و بیطرف باشند.

 

4.               مهندسین باید بصورت حرفه ای و به عنوان نمایندگان وفادار و مورد اطمینان، برای کارفرمایان و مشتریان عمل نمایند و از برخوردهای مغرضانه بپرهیزند.

 

5.               مهندسین باید اعتبار حرفه ای خویش را، مصروف بهبود خدماتشان نمایند و از رقابت های غیرمنصفانه بپرهیزند.

 

6.               مهندسین باید آنگونه فعالیت نمایند که سبب حمایت و افزایش اعتبار، کمال و شان پیشه مهندسی گردد.

۷.       مهندسین باید در تمام مسیر حرفه ای خویش، توانائی هایشان را بهبود بخشیده و امکانات بهبود حرفه ای سایر مهندسین تحت نضارت خویش را فراهم سازند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٦
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :اخلاق


هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین

هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین هر کی ز ماه گویدت بام برآ که همچنین
هر کی پری طلب کند چهره خود بدو نما هر کی ز مشک دم زند زلف گشا که همچنین
هر کی بگویدت ز مه ابر چگونه وا شود باز گشا گره گره بند قبا که همچنین
گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد بوسه بده به پیش او جان مرا که همچنین
هر کی بگویدت بگو کشته عشق چون بود عرضه بده به پیش او جان مرا که همچنین
هر کی ز روی مرحمت از قد من بپرسدت ابروی خویش عرضه ده گشته دوتا که همچنین
جان ز بدن جدا شود باز درآید اندرون هین بنما به منکران خانه درآ که همچنین
هر طرفی که بشنوی ناله عاشقانه‌ای قصه ماست آن همه حق خدا که همچنین
خانه هر فرشته‌ام سینه کبود گشته‌ام چشم برآر و خوش نگر سوی سما که همچنین
سر وصال دوست را جز به صبا نگفته‌ام تا به صفای سر خود گفت صبا که همچنین
کوری آنک گوید او بنده به حق کجا رسد در کف هر یکی بنه شمع صفا که همچنین
گفتم بوی یوسفی شهر به شهر کی رود بوی حق از جهان هو داد هوا که همچنین
گفتم بوی یوسفی چشم چگونه وادهد چشم مرا نسیم تو داد ضیا که همچنین
از تبریز شمس دین بوک مگر کرم کند وز سر لطف برزند سر ز وفا که همچنین

مولوی

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱۳
تگ های این مطلب :شعر


واگویه

گاه از پس خودت بر نمی آیی از پس دیگران هم.

گاه باید دو چهره داشته باشی چهره ای که می خندد و چهره ای که میگرید. چهره ای که میخنداند و چهره ای که میگریاند.

گاه به تنگ می آیی از آنچه که آمد و گاه می ترسی از آنچه که خواهد آمد.

گاه دلتنگی با هزاران علت و گاه دلخوشی بی هیچ دلیلی.

گاه خسته ای از تحمل و گاه مکدری از کم طاقتی.

در شرجی هوا دلتنگ سرمای زمستانی و در سرما دلتنگ آب تنی کردن در حوض یک روز تابستان گرم.

فرصتها همه درگذشته اند و دلتنگ گذشته ها.

گاه قادر به انجام کاری که دوستش داری نیستی و گاه آنچه که میکنی را دوست نداری.

اطاق گرفته جانت بی در و پنجره ای است.

آنچه که میخواستی نشد و شد آنچه که نمیخواستی.

نمیتوانی خود را اثبات کنی و دیگری نفی ات نکند.

کجاست کودک بیخیال ذهن و جان جوان و رشید وشجاع و نترس و مرد عاقل زیستن.

وره وره جادو، مترسکها، سگهای پارس کننده، سوسکهای تهوع آور که وقتی با دمپایی له شان میکنی آبی تیره و کدر بر زمین میریزد، تهوع تهوع تهوع.

هیچ کسی نیست. هیچ چیزی هم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۸
تگ های این مطلب :واگویه


کراوات و عقاله

نتایج غیررسمی انتخابات زودهنگام پارلمانی در ترکیه حکایت از کسب 47 % آرا توسط حزب عدالت و توسعه می نماید. به نظر میرسد صحنه سیاست جهان اسلام شاهد تلاش دو حرکت تقریبا متضاد برای بدست گرفتن رهبری فکری و سیاسی است. الگوهایی برای تسری دادن اسلام به عرصه سیاست.

 

اولین آن را بن لادن، طالبان و القاعده و بنیادگرایی تشکیل میدهد که وجه مشترکشان این است که ریشه در سرزمین عربستان دارد و بدجوری بوی نفت میدهد و شعارهای ضدغربی انقلاب ایران را عملیاتی میکند و قبل از اینکه دغدغه رفاه و تعیین جایگاه جوامع اسلامی در معادلات جهانی را داشته باشد نگران عمل به  شعائر است. بنابراین بعد از نابود کردن امریکایی ها و غربیها، خدمت شیعیان و دیگران مذاهب غیر حنفی و وهابی خواهد رسید. بوی خون میدهد.

 

گروه دوم همین اسلامگرایان عدالت و توسعه ترکیه است. کراوات زده و بیدار و آگاه و سیاستمداران اهل جهان جدید. اگر نگوییم تنها، ولی یکی از مهمترین موتورهای فکری و عقیدتی شان باز یک ایرانی است بنام دکتر علی شریعتی. وقتی اقبال شریعتی در سرزمین خویش عدول میکرد آفتاب اقبالش در ترکیه در حال بالا آمدن بود. البته بیش از آنکه مقلد باشند منتقدش نیز هستند.

 

طبق معمول ایده ها از این ورند و استفاده اش را دیگران می برند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٧
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


به سوی دمکراسی

تلویزیون ایران به مدت دو شب برنامه ای تحت عنوان به سوی دموکراسی پخش کرد که اعترافات سه نفر بنامهای رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش را با صحنه هایی از تظاهرات و غلیان های سیاسی کشورهای آسیای میانه و اروپای شرقی را با هم ترکیب کرده بود.

 

صغری و کبرا ها اینها هستند:

 

  • در آن کشورها با یک انقلاب رنگی و براندازی نرم هیات حاکمه قبلی برکنار شد.

     

  • گرداندگان اصلی این برنامه ها عده ای خارجی بودند.

     

  • این خارجی ها عده ای را به دموکراسی علاقمند کردند.

     

  • بعد بهشان پول یا بورس یا روزنامه دادند یا بردنشان سمینار، که بقیه را تحریک کنند و آنها انقلاب رنگی بکنند.

     

  • این بانیان اعضای یک بنیاد متعلق به شخصی بنام سوروس بوده اند.

     

  • سوروس یک یهودی است.

     

  • سوروس از مبانی فکری پوپر فیلسوف نمای یهودی در خصوص جوامع آزاد سود جسته است.

     

  • سوروس با رهبران امریکایی زیاد پالوده خورده است.

     

نتیجه گیری ها اینها است:

 

  • هرکی با سوروس مرتبط باشد برانداز است و جاسوس.

     

  • هرکی پوپر خوانده باشد برانداز است و جاسوس.

     

  • هرکی پولی از خارجی ها بگیرد برانداز است و جاسوس.

     

  • روزنامه نگاران، اندیشمندان، استفاده کنندگان از بورسهای تحصیلی، یهودیان، خوانندگان آثار پوپر، امریکاییها، جوانها، دانشجویان به علت گول خوردن از دشمن و بقیه مردم به علت گول خوردن از آن قبلی ها متهم هستند.

     

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٧
تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :ضعفها


رشته ها

مدتی این مثنوی تاخیر شد.

این مثنوی چندجاش بنزینی و رو به سوی دموکراسی بود.

جامعه باز بازی قدغن است.

بورس بگیران جاسوس های دشمنان هستند.

عراقی ها پرشین بلاگ را حک میکنند خبر میگوید دشمنان با عنوان عراقی دست به این کار زدند. البته فقط توانستند com را بدزدند وحالا اینها جاش ir گذاشتند.

عراقیها به فینال جام ملت های آسیا میرسند با عربستانی ها.

ما هم در بازیهای ملتهای آسیا تجارب گران قیمتی به دست آوردیم، گرانترینش حذف از این بازیها بود.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٤
تگ های این مطلب :روزمره ها