باغ بی برگی

در این مدت وبلاگنویسی، هراز چندگاهی، موجی راه می افتد از اندیشیدن یا نوشتن در باره چیزی. یلدا بازی ها، اعترافات، وطن و ....

در کنار همه خوبیهای چنین بازیهایی، یک چیز بیش از حد توی ذوق میزند. و آن چیزی نیست جز نبود ایده های نو. نیود ایده ها، سبب میشود که همه بر اساس ایده دیگران بنویسند. برهوتی این چنین، در حیطه نوشتن در فضایی که چندان دیگر محدود نمیشود بوسیله نیرویی، بنظر نشان از بی ایده گی در کل جامعه هم میتواند باشد. اوضاع از این نظر چندان مطلوب نیست ایده ای نیست و ایده های کم موجود نیز بسیار سطحی به قتل میرسند. یکجور اتلاف منابع را در این جا نیز میشود مشاهده کرد.

روزگاری فکر میکردیم در فضایی آزاد چیزهایی بسیار هستند که میشود در باره شان گفتگو کرد و عقیم بودن مان را معلول خیلی چیزها خواندیم. سیاست، زور و تزویر، خفقان و هزار دلیل موجه نمای دیگر.  اما معلم تاریخ با فرصتی این چنین که در اختیار مان گذارده، چندان نمره زیادی به ما نخواهد داد. آنچه که از این فضا گرفتیم خالی کردن دق و دلیمان سر چیزهایی بود که اصلا ربطی به موضوع نداشت. فقط فحش دادیم به همه چیز و همه کس.

باد ما را به هر کجا که بخواهد خواهد برد. خیلی هامان شدیم باز مصداق این شعر تلخ اخوان:

ای درختان عقیم ریشه تان در خاکهای هرزه گی مستور

یک جوانه ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند.

ای گروهی برگ چرکین تار  چرکین پود  یادگار خشکسالی های گردآلود

هیچ بارانی شما را شست نتواند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٩
تگ های این مطلب :وبلاگ و تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :ضعفها


ماشین

روزگار بدی است آنچنانکه هر خطای مان بطرز شگرفی بر همه چیز تاثیر میگذارد و دریغ از کمی توجه به این همه رابطه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٩
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه


ما و ایضا دیگران

اینطرفها، مشکل بزرگ عرصه سیاست، این است که برای ورود بدان، توشه چندانی نیاز نیست و بنابراین هر کسی میتواند، فقط با شعارهای گنده گنده، رای کسب کند و جایی در آن برای خویش بیابد. اما خوشبختانه بعد از چندسال، این آدمها کم هوش را عاقل نموده و سرجایشان می نشاند.

برخلاف آنورها، که نظام سیاسی اش وقتی کارآمد است، که نوابغ را به بله ها بدل سازد. بنابراین ورودی اش دارای چنان شرایط شاق و طاقت فرسایی است که فقط نوابغ میتواننند از سش برآیند اما میزان موفقیت آنها، با کاهش میزان تاثیر این نوابغ، نسبت مستقیم دارد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران


اینرسی

پیش از این در باره سیر تطورات تغییرات در سازمانها چیزی آمده بود. اما این بار شاید بد نباشد نگاهی نیز به مجموعه ای که باید در آن این تغییرات اعمال شود نیز داشته باشیم.

فروض کافی برای موفقیت تغییرات در سازمانها بی شک سازگاری در عرصه های تئوریک، کل نگری، تدریجی نگریستن به تغییرات و چیزهایی از این دست می باشد. این مبانی اساسا در حیطه کسانی که میخواهند تغییرات را اعمال کنند باید مد نظر قرار گیرد. اما برای مخاطبین این تغییرات هم میشود روی عناصری انگشت گذاشت البته فعلا از منظر سلبی قضیه. سناریو اینگونه است که مثلا قرار است یک تغییر متناسب با موازین علمی تو بگو مدیریت پروژه محور در سازمانی که سالهاست بصورت محوریت بخشهای تخصصی اداره میشد ساری گردد.

طراحان، هوشمندانه بسیاری از موارد را، پیش از جاری کردن رویه، اندیشیده اند و براساس دستاوردهای ملی و تئوریک، مدل مناسبی را طراحی کرده اند.

گام اول این است که جلسات هم اندیشی با بخشهای دست اندرکار برقرار میسازند. بنابراین از همه کسانی که قرار است بعدها بازیگران این سناریو باشند، دعوت میشود که بنشینند و مفاهیم، فروض، رویه ها و مشکلات را بررسی کنند تا بسیاری از بهبودها، پیش از اجرایی شدن انجام پذیرد.

اولین واکنش در چنین مواقعی سکوت است. یعنی همه بیشتر شنونده اند تا گوینده چون در گام اول تصور میکنند گریزی از اجرا نیست پس دیگر چرا خود را خسته کنند با حرف زدن.بنابراین تقریبا به هیچ طریقی نمیشود از دهانشان حرف کشید. حرف زده میشود، اما عموما نه در باره موضوع، که بیشتر حرفها گلایه و شکایت است از چین و ماچین. بنابراین در رای گیریها با درصد بالایی تغییرات رای می آورد.

اما همه آن چیزهایی که می بایست در ابتدای کار گفته میشد در حین کار زده میشود. تقریبا فقط غرزدنهای بی انتها. و چیزی که د رابتدا قرار بود تغییری هوشمندانه باشد، در اجرا میشود یک فعالیت بروکراتیک خسته کننده و دست و پاگیر و بی اثر و زاید. بنابراین کل سازمان را به این نتیجه میرسانند که اصولا دیکتاتوری بهتر از دموکراسی است (یعنی ببخشید بخش محوری بهتر از پروژه محوری است).

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۱
تگ های این مطلب :سازمان


انتخابات

بسیاری از باورهای عمیق و عظیم زندگی، پیش از آنکه نتیجه سلسله استنتاجاتی باشد، انتخاب ماست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱۳
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :زندگی


خاطرات عمر رفته

خاطرات خوش گذشته، لحظات بازیگوشی و یا خطرکردن های آدمی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱۱
تگ های این مطلب :واگویه و تگ های این مطلب :زندگی


غیبت خدا

در غیبت خدای انسان واره شریعت، خدای فلسفه و خدای عرفان جایگزین خواهد شد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٤
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :دین