کپی برابر اصل

بسیاری ساخته و نهاده ها از آن سوی آبها به این سرزمین آورده شد که همیشه مردمان این سرزمین وقتی میخواستند تقدش کنند گفتند برداشتی کاریکاتور وار از چیزهای اصل است. و البته پربیراه هم نمیگفتند. کافیست دور و برمان را ورانداز کنیم تا این وبال گردن و قاتل جانمان را ببینیم.

اما در این میانه دو نهاد بودند که به تمامی اهداف خویش رسیدند و طابق النعل بالنعل با اصل خود اینجا جا افتادند. هنوز اگر میخواهیم به جهان قدیم برگردیم نیازی نیست تلویزیون و پارلمان و ماشین و هزاران چیز مانند اینها را از دست بنهیم، میشود اینها را همینگونه معوج داشت و جدید نشد. برای برگشتن به سنت، قدیم، روزگار گذشته، بهشت اولیه باید دانشگاه و مدرسه را تعطیل کرد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٩
تگ های این مطلب :جامعه


اینروزها

معمم مکلا شد.

کفتره را پر دادم.

طاقت طاق شد و کوزه ها شکست.

و باز آخر سال شد و فنرها جمعتر میشوند.

رشته نازک میشود اما پاره نمیشود.

و می نشینم پشت میز مدرسه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۸
تگ های این مطلب :روزمره ها


رنسانس

از هر طرف که رفتم جر وحشتم نیفزود فریاد از این بیابان زین راه بی نهایت.

رنسانس انسان ایرانی سال ۶٧ است. تفاوت انسان ایرانی قبل و بعد این زمان مانند تفاوت دنیای جدید و قدیم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٥
تگ های این مطلب :ما


جاهلیت

گر تو قرآن بدین نمط خوانی     ببری رونق مسلمانی

دهن طرف را بستی فکر کردی منطقت خیلی قویه

ای میل اینترنت خبر تحیلی شنیدن گفتن نتوانم نتوانم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۳
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :منطق


وضع طبیعی

گفتم فوتبال آیینه تمام نمای جامعه است.

قوتبال ما در وضعیتی است که بدان وضع طبیعی میگویند.

این یعنی اینکه، وضع طبیعی که توصیفی از شرایط آرمانی بدون دولت و قانون است، خیالی نیست، ما در اینجا آنرا توانسته ایم بسازیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن


خانه ایرانی

خانه در جامعه ایرانی

گاه استادیوم فوتبال، گاه استودیو موسیقی، گاه دانشگاه، گاه مدرسه، گاه سینما، گاه سن تئاتر، گاه قهوه خانه، گاه پارک، گاه پارکینگ، گاه کافه، گاه کتابفروشی، گاه کافی شاپ، گاه خوابگاه است. بیرون هیچ است فقط جایی است برای پول درآوردن.

آدمیزاد دیگ بزرگ را روی شعله کوچک و دیگ کوچک را روی شعله بزرگ نمیگذارد. اینحوری یا غذایت میسوزد یا نمیپزد. هرچی که هست خوردنی نمیشود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :جامعه