عدالت

١. عدالت بروایت جان راولز یعنی

اول: آزادی.

دوم - یک : برسمیت شناختن نابرابری مشاغلی که همه میتوانند بدان برسند.

دوم - دو : دادن حداکثر به آنها که در حداقلها هستند.

٢. خوش بحال ما که محکم ترینها را داریم. این اجنبی ها، حالا تنها شاخص شان برای ارزیابی تئوری هایشان، تطابق بیشتر با داوریهای جا افتاده است یعنی حرف مردم. مردم هم که صغیرند. حقیقتا سرور کائنات مائیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٩
تگ های این مطلب :تفلسف و تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :جامعه


عیدانه

مدتهاست خندیدن به قهقهه، رقصیدن، شاد بودن، بازی کردن دست جمعی، دم گرفتن بشادی را از یاد برده ایم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٠
تگ های این مطلب :ما


مهارت

مهارت زیستن، گذر تلخ از مرغزار خوشی نیست، عبور خوشدلانه از میان بلایا و شداید زندگی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٢
تگ های این مطلب :زندگی


پادگان

در پادگانها افعال مربوط به پاداشها آینده و زمان افعال مربوط به تنبیهات گذشته است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
تگ های این مطلب :سازمان


گریز از آزادی

نقیض آزادی، بی مسئولیتی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
تگ های این مطلب :گفتگو


روحانیت و موسیقی

بخشی از آنچه که روحانیت تقدیم موسیقی ایرانی نمود:

ادیب خوانساری

اقبال آذر

تاج اصفهانی

سید حسین طاهرزاده

عبدالوهاب شهیدی

محمودی خوانساری

مرضیه

 

البته پدر استاد شجریان قاری و استاد گلپایگانی نیز مداح اهل بیت بوده اند.

البته اکنون از این دست گلها کمتر دیده میشود نمیدانم آیا به این علت بوده است که روحانیون قبلی روشن ضمیرتر بوده اند یا اینکه فرزند امروزیها ناخلف ترند؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧
تگ های این مطلب :موسیقی


شرق و غرب

١. آدمها رویه های بسیار دارند که البته نه الزاما با هم سازگارند.

٢. این رویه های از صورت دیو تا سیرت فرشته است.

٣. نه البته هر دیو درونی، نتواند فرشته نیز باشد که میتواند.

۴. بدشانسی ما است که در این تاس انداختن برای روبرو شدن با صور گوناگون، مهر بنام دیو می افتد.

۵. دیو سیرتان فرشته خویانند برای بسیاری.

۶. این بدشانسی است که شیر سماور متصل به پلیدی، در اختیارمان قرار میگیرد که بازش کنیم، بجای شیر مخزن عسل.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧
تگ های این مطلب :قدم زدن


ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

دنیا چینی ها را از گرسنگی رهاند مرفه شان کرد و سطح زندگیشان را بالا برد.

چینی ها نیز دنیا را فقیر کردند سطح زندگیشان را کاهش دادند و دارند آنها را به گرسنگی میکشانند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٤
تگ های این مطلب :قدم زدن


فاجعه

برخی رخدادها نشانه فاجعه اند.

اینکه مشاغل، اخلاق حرفه ای خویش را وانهند، فاجعه است.

اینکه دیگر بهترین ها، در این شغل انتخاب نمیشوند، شیادان برنده میشوند فاجعه است.

اینکه هدف وسیله را توجیه میکند، فاجعه است.

اینکه راههای موازی هم برای تلاش است، فاجعه است.

اینکه ارزش شغل نه به اندازه تلاش، بلکه به اندازه امکان دسترسی اختصاصی و رانتی است، فاجعه است.

اینکه روزگاری این شغل مهارت ارزشمندی بود، اما اینک بیشتر بازی کثیفی شده است، فاجعه است.

اینکه قیمت معامله، از نجات جان آدمها بیشتر میشود، فاجعه است.

اینکه اعتماد جامعه ای به شغلی چنین حساس برباد رود، فاجعه است.

آقای دکتر، دکتریت رو چند خریدی؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :اخلاق و تگ های این مطلب :ضعفها