زندگی زیباست

معحزه یعنی اینکه چنان باشیم که همیشه زیر باران خیر باشیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۸
تگ های این مطلب :واگویه


توجیه

عموما دور از ادب میدانیم که از آنکه می آموزیم ایرادی بگیریم. یعنی نقد آنها که دوستشان داریم یا بزرگشان می شماریم ممنوع.

سالهاست که مرید پروری پایان یافته است.

بی شک بزرگترین شارح آرا هگل در دنیای ایرانی دکتر جواد طباطبایی است.

این استادی در فهم هگل، بخشی ناشی از سیراب شدن از منابع اصلی بوده است.

اصلی ترین بخش فهم اندیشه اندیشمندان، فهم مفاهیم بکارگرفته شده توسط آن بزرگان است. این موضوع در مورد هگل بسیاری کلیدی تر است چرا که قلب نمودن مفاهیم آشنا در آثار هگل بی نهایت است.

اقبال بزرگم این است که دکتر طباطبایی درس گفتارهایی درباره فلسفه حق و فلسفه سیاست هکل را مدتهاست دارد تدریس میکند البته نه در یک محیط آکادمیک که در یک موسسه غیرانتفاعی.

همه چیز خوب است الا دو چیزش چندان جذاب نیست.

یکی اش توهینهای نسبتا کلفت به تقریبا تمام کسانی که در نظام آموزشی ایران جامعه شناسی و سیاست می آموزند. نگاه کنید به مهرنامه شماره 2

روش چندان مناسبی نیست. بیشتر شبیه کینه کشی از همه کسانی است که در برابر اخراج ایشان از نظام آموزشی واکنش مطلوبی نشان ندادند که البته میتواند اخلاقی نبوده باشد اما لایجرمنک شنئان قوم علی الا تعدلوا خیلی وقت پیش صادر شده است.

دومی اش تلاش خستگی ناپذیرش در زدودن دامن هگل از اتهام بنیاد نهادن تئوریک نظامات توتالیتری است. همه تلاشش ایشان برای زدودن این اتهام برجسته نمودن مفهومی بنام آزادی درونی (ترجمه ای از Subjectivity) در کارهای هگل است

این دومی را معمولا با اتهام عدم فهم هگل توسط کسانی که این ادعا را دارند، بیان میدارد. اینکه هیچ از هگل نفهمیدند برتراند راسل و پوپر و افردای از این دست. اما تصور میکنم نه تنها اینها که تئوریسینهای توتالیتاریسم نیز به همان اندازه درکی از هکل ندارند و مدام با کمترین جستجوی عناصر توتالیتری فراوانی را در انبان هگل می یابند.

سالهاست مرید پروری پایان یافته است.

در خصوص امتناع اندیشه سیاسی در این سرزمین هم حرف و حدیث بسیار است که شرحش بماند برای وقتی دیگر.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٤
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه


در نعت هنر غیرمتعهد

دلنشین ترین ترانه ها، عاشقانه ترین قصه ها، زیباترین نقاشی ها، خاطره انگیز ترین فیلمها توسط هنرمندان عموما در روزگاری خلق می شد که شاید جامعه در تلاطمی عظیم بود.

اهل بازی عرضه سیاست بر این هنرمندان خرده میگرفتند که از جامعه بریده اند، هنرشان در راستای خواسته های سیاسی جامعه نیست، و بی خبر از اتفاقات دوربرشان هستند.

اهل سیاست بسیار علاقمند که تعداد زیادی بوق داشته باشند، و بجای خرید بوق  بسیار علاقمندند هنرمندان را برای این کار بخدمت بگیرند.

شانس جامعه ایرانی است که برای مبارزه با هجوم مغولها و حمله تیمور، سعد زنگی و شاه شجاع از سعدی و حافظ نخواستند برای مردم اشعار مهیج بسرایند یا سلاح در دست بگیرند.

سیاست در این سرزمین علاقه بسیار دارد که همه چیز  و همه کس را  تا حد یک سرباز ساده پائین بیاورد. همه برای اهداف موهومی بجنگند که بعدها معلوم میشود همان اهداف سیاستمداران است.

سیاست کسب و کاری است که بزرگترین ضایعات را تولید میکند. طلا تحویل میگیرد مس بیرون میدهد.

هنرمندان مان را بگذارید برای دل خودشان و دل ما و دل شما بخوانند، بنویسند، بسازند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :موسیقی


فراقانون

روزگاری خواست مردم وجود قانون بود.

آنگاه حکومتها یاد گرفتند که همه کارشان قانونی باشد. کافی بود قانون وضع کنند و آنچه میخواهند را لباس قانون بپوشند.

اینک زمانه ای است که باید برای وضع قانون نیز قانون وضع کرد. این قانون دوم، قواعد راهبردی وضع قانون است.

این یعنی اینکه قوانین وضع شده نباید از این حدود تخطی نمایند:

  • اصل آزادی لیبرالی (کسی حق محدود کردن مان را برای دنبال کردن آروزهای مان نداشته باشد الا عدالت و آزادی دیگران)
  • عدالت (بمثابه انصاف جان راولزی)
  • اصل تفکیک قوا منتسکیویی
  • آزادی بیان رسانه ای
  • مدت دار بودن هر مسئولیت دارای قدرت
  • اطلاق قانون (هیچ شیی بیرون قانون نمی افتد)

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦
تگ های این مطلب :سیاست


تنبیه

تلخترین تنبیه برای ما که خطاهای دیگران را نمی بخشیم، میتواند بخشیده شدن توسط کسانی باشد که در حقشان  ستم روا داشته ایم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٥
تگ های این مطلب :قهرمانان