لیبی (پایان)

و سرانجام همه دیکتاتورهای تاریخ این گونه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸
تگ های این مطلب :سیاست


تسلیت

در خانواده روستایی بزرگی که من هم ریشه هایم در آن جا دارد ممکن است آدم کم حرفی باشم. هم قبیبله ای ها به احوالی از من و من از آنها اکتفا می کنم. در گفتگوهای طول و درازشان از همه چیز و همه کس شنونده ام و گاه به تکان سری و تائید و تکذیبی به اشاره اکتفا می کنم. اما اگر دهانم بسته است چشمانم را می گشایم و تلاش می کنم آن تجارب را ببینم و فهم کنم.

در این ایل همه جور چیزی دیده می شود که یکی شان اولین سطح برخورد قبیله با مدرنیته است. عموی بزرگ خانواده این سطح بود. مردی که به صورتی کاملا غریزی می دانست که تمدن خیلی چیزهایش را می گیرد و او نیز به گونه ای غریزی بقای جهان خویش را ژاس می داشت. مردی که 90 سال مدرنیته را تاب آورد و اوایل فکر می کرد هرچه که در کتاب و روزنامه نوشته اند حقیقت است. برای ارائه دلیل اشاره به نوشته کفایت می کرد.

انسانی که ارابه را برای بسیاری از ما کشف کرد و آموختیم چگونه اسب را کنترل کنیم. تجربه ای که ممکن است دیگر به کار نیاید اما حسی انسانی را از وسیله نقلیه برایمان ساخت.

مردی که بیکاری برایش معنا نداشت و آخرین تصویر از او پیرمردی خمیده قامت که با "واش ورینی" بر دوش یا سر یا بر سر  زمسن می رفت یا در حال بازگشت از ان بود. زمین همه چیزش بود.

بخاری هیزمی خانه اش حتی وقتی همه داشتند تغییر می کردند نمادی از از سرسختی اش برای تغییر بود.

پیرمرد رفت و حیف شد که نتوانستم در آخرین لحظه ببینم اش و با او وداع کنم که قسمتی از همه ما بود.

محمد عامی خداحافظ از راهی دور

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳
تگ های این مطلب :خانواده


یادداشت های روزانه

دوران نوجوانی ام آنگاه که پسرکی 14 ساله ام و همه چیز در تلاطمات بزرگ است، تنها دلخوشی آن روزگارانی که خوشبختانه تلویزیون در حضیض ذلت بود، بزرگ و بزرگ تر شدن خانواده ای است که به همه هویت می داد و بازی با بچه هاییست که از راه می رسند. در این میانه یکی شان متولد مهرماه است که بعد از گریان بودن اولش بامزه و عزیز بود. حالا اون دختر سرزنده برای خودش خانمی است که عمیق می خواند و از بیماری زمانه که ابتذال است به دور است و تند و تند می نویسد و زیبا و من هم یکی از خوانندگان همیشگی یادداشت های روزانه اش. اینک خود ملجا و مامن بچه هایی است که احتمالا در یک جامعه سالم اجازه تکفل را از والدیشان سلب می کردند. کسی که قاپ بچه هایی بسیاری را دزدیده است یکی اش همین خانم کوچک خانه ما.

حمیده خانم تولدت مبارک. هنوز زندگی زیباترین هدیه خدا و شادی پرفایده ترین کاری است که می توان با این هدیه انجام داد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱
تگ های این مطلب :خانواده


رسانه

بحران زیبایی در تلویزیون

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
تگ های این مطلب :ما


این روزها

1. می شود از کتاب هم خاطره ساخت.

2. تولدت مبارک

3. روزگار بشدت در حال چرخیدن است.

4. حرف زدن راحتتر از نوشتن است.

5. بی اخلاقی گاه ناشی از اعتماد به نفس نداشته است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠
تگ های این مطلب :روزمره ها


معنا

معنای کلمات مهم زندگی را در لغت نامه ها نمی توان یافت آنها را در ارتباط با مفاهیم دیگر باید فهمید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
تگ های این مطلب :واگویه


اعدام در ملاء عام

ملتی که کتاب نمی خواند باید تمام تاریخ را تجربه کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢
تگ های این مطلب :ما