فلسفه

عقل سر همه سروران را بریده است

دل یکی از زخمیها را برمی گزیند

و با مقراض عقل می پیرایدش و بعد افسارمان را می دهد دستش

اما می دانم زخمی است و از اسب افتاده و از اصل هم

دل هم به خوشی آنرا تیمار کرده بود اما خوشی دیگر در کار نیست

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٩
تگ های این مطلب :قدم زدن


تحقیر

آنکه تحقیر می کند تحقیرشدن خود را جبران می کند عزت نفس بزرگترین دستاورد زیستن آدمیست

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٢
تگ های این مطلب :واگویه


کشته

کهنگی حاصل نبودن شور زیستن است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۱
تگ های این مطلب :روزمره ها


برادر

آنچه تحمل ناپذیر است همچنان بعد از این همه سال مقدر نبودن حادثه است تصور وحشت جوانی هجده ساله از مواجهه با مرگ دهشتناک است امیدوارم آرمان یا باور به خداوند یا بیاد آوردن اینکه هرگز از یاد نخواهد رفت یاورش بوده باشد نترس

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۸


کاردملی ها

قرارمان روبروی دکه جابر زیر درخت اراردار کل حمیده اگر فرصتی می شد خاطرات کل صاحبه را از زندگی اش ضبط می کردی خوب می شد بی إحساس حضور دوربین

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٥
تگ های این مطلب :خانواده


خرافات

خرافه حاصلجمع بلاهت و استیصال است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱
تگ های این مطلب :دین