روزمره گی

بسیاری وقتی می میرند که چون یک روز صبح درب خانه را به سمت خیابان باز می کنند ندانند به کجا بروند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٦
تگ های این مطلب :قدم زدن


سکوت

مدتهاست فلاسفه همه را در منازعات و کفتگوهای انسانی به سکوت واداشته اتد. طبیعت، خدا، تاریخ، علم 

گه گاهی صدایی محو از مردم به گوش می رسد که ممکن است بجز آدمی کسی دیگری در آن دمیده باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٤
تگ های این مطلب :قدم زدن


آب

کمترین تحریری از یک آرزو این است

آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی 

در قناری ها نگه کنَ در قفسَ تا نیک دریابی 

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است

 

کمترین تحریری از یک زندگانی :

 

آب ، نان ، آواز!

 ور فزون تر خواهی از آن

 گاه گه،، پرواز 

ور فزون تر خواهی از آن،، شادی آغاز

 ور فزون تر ، باز هم خواهی .... بگویم ،، باز؟

 آنچنان بر ما به نان و آب ، اینجا تنگ سالی گشت 

که کسی به فکر آوازی نخواهد بود....

 

وقتی آوازی نباشد 

شوق پروازی نخواهد بود

 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٥
تگ های این مطلب :شعر