نماد

معضل دولت - ملت ما در همان خط فاصل (واصل) است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
تگ های این مطلب :سیاست


نه به یارانه

خوشبختانه این بار حماسه سرایی نشد این یعنی اینکه شعور آدمها مهمتر از شور آنها قلمداد شده است یا حداقل اینگونه تصور می شود.

عموم افراد جامعه بر چند واقعیت اقتصادی و اجتماعی اجماع دارند. مثلا اینکه اگر دولت پولی به آنها می دهد با چاپ پول آن را بر میگرداند. ارزش پول، با دادن یارانه به همه، کم می شود و این یعنی اینکه پولی به من نداده است. یا اینکه هنوز رای دادن ادامه دارد و چهارسال بعد خدمت می رسیم. قرار نیست اول همه چیز خوب و روبراه شود آنگاه ما به وظایفمان عمل خواهیم کرد.

دکتر نیلی در ارزیابی مرحله اول هدفمندی جایی گفته بود که برای اجرای برنامه هدف مندی سه شرط لازم است. اول ارتباط بسیار خوب دولت-ملت و دوم بهترین شرایط رشد اقتصادی و سوم دارا بودن بهترین روابط با جهان. حداقل امید است که شرط اول وچود داشته باشد.

امیدوارم دولت به شفافیت محل هزینه کرد ناشی از انصراف از دریافت یارانه ها اقدام نماید و با این معیار راست کرداری اش سنجیده شود. بیمه تمام ایرانیان برنامه مناسبی می تواند باشد که اعلام شده است.

نقش علی ربیعی در این میانه بسیار است.

تعداد انصراف دهندگان شاخص مناسبی برای ارزیابی میزان صحت عبارات اول و دوم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :جامعه


نقد-4

یکی از موضوعات مرتبط با مباحث قبلی تعیین سطح تحلیل است.

هر سطح از تحلیل از مفاهیمی استفاده می نماید که در دستگاه معنایی آن سطح تعریف می شود. مثلا در فیزیک انرژی قابلیت انجام کار تعریف می شود که قابیلت  کار نیز خود مفاهیمی معنا دار در آن سطح هستند.همین مفهوم در روانشناسی ممکن است که بکار گرفته بشود بدون آنکه ربط وثیقی با معنای آن در سطح تحلیل فیزیک داشته باشد.

از این منظر "مردم" فقط در سطح تحلیل جامعه شناختی معنادار است و در سایر سطوح ممکن است فاقد معنا باشد.

یکی از خطاهای روش مند در گفتگوها برداشتن مفهوم از یک چتر فکری تعریف شده و برد ن آن به جتر فکری دیگر است. همچنین در هر گفتگو باید سطوح تحلیل برای طرفین گفتگو یکسان باشد و تحلیل و نقد باید در یک سطح صورت ژشود. در سطح فلسفه مطلق هیچ چیز قابل تائید یا رد نیست در ساحت زندگی ما بسیاری از چیزها رد و یا تائید می نماییم. خطا در این است که گستره هر تحلیل را تا بی نهایت بگسترانیم و یا مفاهیم معنا دار آن سطح را در سطوح دیگر تحلیل به همان معنا بکار بگیریم.

بنابراین "نقد مردم" فقط در محدوده مشخصی معنا دارد و نمی توان آنرا به هر عرصه ای برد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٩
تگ های این مطلب :ما


نقد -3

تاریخ

تاریخچه تحلیهایی که موضوع آن مردم می باشد را در گذشته وقتی جستجو می کنیم به انسانشناسی های اسطوره ای می رسیم که البته موضوع آن مرتبط با ما نیست. اسطوره ها هر یک قصه آفرینش زمین و انسانی دارند که برخی صفات اجتماعی انسان را در قالب آن قصه ها بیان می داشتند. اینک انسان پلید است یا پاک است در گذشته ها عموما مبتنی بر قصه آقرینشی استوار بود. بدیهی است در این فضا بواسطه عدم باور به تغییر، نقدی معنا ندارد.

بعدها در قرون هفدهم و هجدهم و نوردهم با بدنیا آمدن انسان ماجراجو در جهان غرب که به کشف جهان بر آمده بود چیزی شبیه به روح ملتها کم کم رواج یافت که اوج این سنخ تحلیل ها را در  بین موجوداتی بنام شرق شناسان بود. جهانگردان مردم را می دیدند هر چند عموما کج و معوج و عجیب و غریب.

در جهان ایرانی مرحوم مهدی بازرگان یکی ازمعدود افرادی است که نقد مردم جزو علائق اش بوده است.

خطر

خطر تحلیلهایی که به نقد مردم می پردازد آن است که معمولا تمام عوامل موثر را حذف نموده و همه مسئولیت ها را بدوش موجود موهومی بنام مردم گذارده و سایر عوامل عینی تر را لباس عافیت می پوشاند.

دیگر آنکه خصایص فرد را به جامعه نسبت داده و آنیمیسم و جان انگاری جامعه سبب ارائه تحلیل های نادرست می گردد.

همچنین تقریبا بسیاری از گزاره های از این سنخ، فاقد قابلیت ارزیابی اند بنابراین این جنس تحلیل ها غیر قابل نقد اند و گاه تا حد گفتگوهای بی مایه پایین می آید.

مبنا

مبنای ارزیابی صدای مردم دو شاخص مهم است که اولی عقلانیت و دومی اخلاق است. یعنی آنچه که از سنن، عرف، مد، انتخابات، هیجانات اجتماعی و ... که نشانه های مردم است با دو شاخص عقلانیت (آنچه که مزایایش بر معایبش می چربد) و اخلاق (قاعده زرین) سنجیده می شود.

تفضیل شان بماند برای بعد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۸
تگ های این مطلب :ما


نقد-2

در بررسی های از جنس پست قبلی این موارد مهم است:

نقش "مردم" در کنار سایر عوامل باید سنجیده شود. یدیهی است آنجا که وزن این مولفه ار بقیه بیشتر است می تواند بعنوان "نقد مردم" در نظر گرفته شود. بدیهی است نقد این مولفه نافی نقد سایر علل نمی باشد.

اما اولین مانع پیش رو این است که آیا اساسا "مردم" معنای محصلی دارد؟ البته "مردم" خود را در انتخاب های جمعی افراد یک جامعه نشان میدهد. بدیهی است که شامل همه افراد نمیشود بنابراین هر فردی می تواند خود از این دایره بیرون ببیند. نکته دیگر آن که انتخاب های مردم هم البته همیشه روشن، روش مند و واضح نیست. همچنین همدلی با رفتار و ایده ای خاص بگونه ای که کم کم بصورت عادتی اجتماعی در می آید نیز مردم را بصورت محوی نشان می دهد.

اما با این ملاحظات "نقد مردم" به از جمله به نقد سنن و عرف های اجتماعی بدل می شود. همچنین رفتارهای که بصورت کلان در عرصه های احتماعی ظهور پیدا می کند در این مفهوم می گنجد. میتوانیم بدون مجادله زیادی بگوییم که مردم ایران  از پیروزی تیم شان در برابر استرالیا خوشحال بودند. چرا که بخش زیادی را ملاحظه کردیم که شادی شان را نشان می دادند و بیشتر دیگری از همان افراد همدلانه با این رفتار بودند. بنابراین اگر واکنشی به موضوعی مانند اختلاس های کلان در سطوح اجتماعی نمی شود نشان دهنده آن است که مردم حساسیتی به این موضوع ندارند میزان تلفات زیاد جاده ای در کنار عوامل سخت افزاری بخشی نیز ناشی از نحوه رانندگی افراد است.

شخصا معتقدم با توجه به محدودیتهای انتخابهای اجتماعی یکی از بهترین عرصه ها برای دیدن و شنیدن چهره و صدای مردم ورزش است. به همین دلیل بررسی و پیگیری موضوعات ورزشی در جوامعی مانند ما یکی از روشهای مناسب برای ارزیابی و نقد است.

نقد خصایص ما می تواند به راههای گوناگونی کشیده شود. می توان برای آنها دلایل و علل مختلفی ارائه نمود. می توان به تمرینی برای اصلاح آنها بیانجامد و هر راهی دیگر اما گام اول پذیرفتن این موضوع است که وزن مولفه فردی و مردمی این معضل از بقیه عناصر بیشتر است و باید بپذیریمشان و کتمان شان نکنیم.

برخی از اساسی ترین موضوعاتی که با این مقدمات می توان در باره اش سخن گفت این موارد است که برخی از آنها می توانند با هم ربط های وثیقی داشته باشند:

1. بنظرم یکی از مهمترین خصایص ناپسند مان آن است که ارزشی برای کاری که انجام میدهیم قائل نیستیم با این نشانه ها که براحتی کارمان را تغییر می دهیم، عموما کارمان را دوست نداریم یا کاری را که دوست نداریم انجام می دهیم.

2. در کنار آن موضوع این خصیصه نیز بسیار برجسته است که ما بشدت مادی هستیم با این نشانه ها که همه چیز از نظر ما یک قیمت قابل پرداخت دارد، کارمان را با پول می سنجیم یعنی اگر کسی پول بیشتری بدهد کارمان را رها می کنیم و آن کار را انجام می دهیم، اساسا کار می کنیم تا پول در بیاوریم و اگر پولدار باشیم کار نمی کنیم

3. برای بسیاری از بی اخلاقی ها و بداخلاقی هامان انبانی پر از توجیهات (دلایل درست نما و نه درست) داریم. اگر خیانت در امانت می کنیم، اگر به عهد خود وفا نمی کنیم، اگر سر قولمان نیستیم، اگر یاری نمی رسانیم، اگر رنجی می دهیم، اگر کاری می کنیم یا کاری نمی کنیم و .... برایشان هزار توجیه داریم و همه مان آن را بکار می گیریم و همدیگر را قانع می نماییم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٧
تگ های این مطلب :ما


نقد-1

مسئولیت روشنفکر در تمام دوران گذشته نقد قدرت بود یا اینکه نقد قدرت، روشنفکری بود. این موضوع بر این فرض استوار بود که برای رهایی باید از استبداد رهید. تمام معضلات در عرصه سیاست جستجو می شد و اگر در این عرصه معضلات برطرف می گردید دیگر کار تمام شده بود.

اما در جهان اندیشه، روشنفکران معمولا کاری عظیم تر را بردوش خویش قرار داده بودند و آن نقد طرف دیگر قدرت یعنی مردم بود. در این عرصه معمولا هیچ کسی اقبالی از سوی مردم نمی یابد. اینکه بسیاری از آنچه از آن نفرت داریم ریشه در زمین خود ما دارد اما خود را به ندیدن آنها می زنیم.

این مقدمه آمد که اشاره ای بشود به اقبالی که جامعه ایرانی به سخن گفتن بزبان لاتی-جاهلی (خود این کلمات نشانگر بار ارزشی آن نوع سخن گفتن است) دارد. آن بلندی و سلامت و سلاست زبان سعدی و حافظ کجا و این شلختگی در کلام که فاقد هر اصلی است و یا اصل رکین آن تقلب و دگرگونی در کلام است.

موسیقی ها و سریال های تلویزیونی پر اقبال نشانه ای از علاقه جامعه ایرانی به این جنس عرضه شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٦
تگ های این مطلب :ما


سیستم

عظیم ترین دستگاههای فکر و زندگی محصول تصور شنیدن صدای خش خشی از پشت دیوار و یا دیدن تصویری محو از پشت پنجره ای شاید باشد آدمی سامانه ای است که با داده ای اندک کوهی از خروجی تحویل می دهد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۳
تگ های این مطلب :قدم زدن