سکوت

با تکنولوژی گفتگوها خاموش و بی حضور سر می شوند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳۱
تگ های این مطلب :گفتگو


راه

کلافی سردرگم و پیچیده و حوصله ای برای باز کردن و مرتب کردن همه چیز. آنچه می پیچد طوفان حوادث نیست سرعت گذر عمر است. لب مرزند همه چیز. توکلی و بستن زانوی شتر و فارغ از خیال آینده. یه چیزی هست که بعضی مواقع جور میکند و باز برهم میزند. حسرت و حسرت. این روزها تماشاگر چنین صحنه هایی.  چرخ روزگار با هم نمیچرخد. از این کلک چوبی کوچک باید به دریا پرید. روزگار روزگار ما نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳٠
تگ های این مطلب :واگویه


دموکراسی آب

پنجشنبه روزی در 27 تیرماه 1347 قانونی در مجلس شورای ملی تصویب شد که کل مسیر مدیریت آب کشور را به کانال دیگری وارد نمود و تبعات و نتایج آن تا سالها گریبان مان را رها نخواهد ساخت. ‌قانون آب و نحوه ملی شدن آن در 12 تیرماه در مجلس سنا و سپس در 7 مرداد ماه همان سال توسط شاه توشیح شد.

فرازهای اصلی این قانون شامل دو مورد مهم زیر است:

  1. تبدیل مالکیت خصوصی آب به مالکیت عمومی و حقابه (فصل اول)
  2. بسط ید وزارت آب و برق به عنوان هم شاکی، هم ضابط قضایی (ماده 21)  و هم قاضی (ماده 25)

تاریخ تسلط دولت ها بر آب کشور تاریخ جذابی است و وضع قانون مزبور بر پایه ای از خوش بینی ها و قول و آرزوها صورت گرفت که وقنی به اجرا رفت بسیاری شان محقق شد و اما بخشی هم محقق نگردید.

تا پیش از قانون مزبور، البته دولت با تشکیل بنگاهی بنام بنگاه مستقل آبیاری خود را شریک آب مردم نموده بود. دولت در این بنگاه توان مهندسی خود را به مصرف کنندگان‌ آب توصیه می نماید (ماده 5) و ادعایی مانند مالکیت آب در آن دیده نمی شود هر چند می شد تشخیص داد که دولتی که به بنگاه داری رو می آورد روزی هم مالکیت را طلب خواهد کرد. در آن روزگاران، دولت، کار اصلی اش بنگاه داری بود. از کارخانه قند گرفته تا راه آهن و بانک و همه چیز با مشروطیت در ید قدرت دولت قرار گرفت که شاید در آن زمان اجتناب ناپذیر بود.

دولت اکنون پذیرفته است که کارخانه دار خوب، بهره بردار خوب، مهندس خوب، پزشک خوب، پیمانکار خوب، مشاور خوب و بانکدار خوب و خیلی چیزهای دیگر نمی تواند باشد و دارد از بسیاری از مشاغل گذشته اش دست بر میدارد اما آیا می تواند میرآب خوبی باشد؟

از گذشته دور تا مشروطیت، مدیریت منابع آبی در یک سازوکار تا حد زیادی مدنی انجام می شد که در این سازوکار بالاترین اقتدار به میرآب سپرده می شد که توسط مردم انتخاب و هزینه هایش پرداخت می شد. فردی که اشراف کامل به مهندسی آب دارد و امکانات و وسایل مختلفی برای تامین و تخصیص و توزیع آب را در اختیار دارد.

از سویی مالکیت زمین با سهم آب تعیین می شود که مساحی با دیگری اما نگهداری سهم آب یا میرآب است.

آن نظام البته کاستی هایی داشت که مهمترین اش نزاع دائمی بر سر منابع آب بود اما بمدت هزاران سال بطرز مناسبی کار می کرد. شاید اینک فرصت مناسبی برای ارزیابی حذف کامل آن نظام مبتنی بر حقوق مالکیت افراد و سپردن مالکیت به دولت باشد. اینکه آن منازعات را تعطیل کردیم اما کلا همه سهم مان را ازدست دادیم معقول بوده است یا خیر؟

دولت ها با این ادعا که صاحب پولند و صاحب دانش، مالکیت را تغییر دادند. اینک که اولی را ندارند و دومی را نیز به بخش خصوصی واگذارده اند، آیا توجیه موجه دیگری بر اقتدار دولت می توان یافت؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٧
تگ های این مطلب :سیاست


توابع

بزرگترین دردسرها با کوچکترین ناهنجاری ها آغاز می شود

بزرگترین جنگ ها با بی احترامی های کوچک.

عظیم ترین سوتفاهم ها با لغزش کوچک زبان.

بعضی توابع بطرز بیش از حد زیادی وابسته به برخی متغیرها هستند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۳
تگ های این مطلب :قدم زدن