همشهری

مدتیست در حال خواندن مذاکرات مجلس شورای ملی هستم. تصویری از نزدیک و دقیق از برخی وقایع، خواست ها، اندیشه 

دوره اول دوره ای مهم است و یکی از موضوعات آن فروختن دختران قوچان به ترکمان ها است. هیجان و تهییجی که در جامعه و به تبع آن در مجلس کاملا مشخص است و مدتها بطول انجامید و مجازات عاملین و رهایی اسرا تقریبا مدتها از موضوعات مطروحه بوده است که کمتر به نتیجه می رسیده است.

در این میان ناگهان یک همشهری پیدا می شود که یکی را رهانده و ازو طلب رهاندن بقیه را می کنند. مذاکران مجلس شورای ملی در 18 مرداد 1286 اشاراتی به این موضوع دارد که آمده است:

آقا سید محمد تقی – ملامحمد حسین که از اجله علمای کرد محله هستند وقتیکه بسفر بیت الله مشرف شده بودند در مراجعت بطهران وکلای استرآباد و قوچان از ایشان استدعا کردند که در باب اسرای قوچان بهر وسیله می‌توانند فکری نموده عده از آنها را خلاص نمایند ایشانهم کمال مجاهدت را نموده یک نفر را مسترد داشته‌اند تلگرافی هم در این باب کرده‌اند بدین مضمون (بتوسط وکلای استرآباد بحمدالله بمحض ورود یکنفر اسیر مسترد و درخانه است تکلیف چیست؟) حال عقیده بنده این است که از طرف مجلس تلگراف امتنانی بشود که اسباب تشویق ایشان و سایرین گردد.

آقا میرزا محمود – بنده میدانم این شخص عالم بزرگواری است تاکنون خدمات نمایان بملت کرده گمانم این است اگر از طرف مجلس تلگراف تشکری بایشان مخابره شود امیدواریم ایشان لااقل ده پانزده نفر را مسترد دارند.

آقا سید حسین – این شخص از علما و خودش سوار کار است آن سالی که ترکمان مسلمانان را اسیر کرده بودند اینمرد خودش سوار شده و رفته بود اسرا را استرداد کرده بود باید ایشان را تشویق کرد و مدد داد

نشانی از این همشهری در جایی دیگری هم هست. در نامه ای که یکی از استرآباد برای عالمی در ضدیت بامشروطه می نویسد و دو سالی بعد از این جلسه است. نویسنده از مشروطه چی ها بد می نویسد. آنجا هم دوباره ملامحمدحسین از خود شجاعت بخرج داده و بروایات نویسنده یکی از تروریست های نصارا را دستگیر نموده است.

به‌ طوری‌ در مورد ایلخانی، استرآبادی‌ها همت‌ کردند که‌ رعایای‌ او را بر او شورانیدند؛ به‌ نحوی‌ که‌ مدتی‌ محصور؛ بالاخره، دختر او را به‌ حق‌ حجت‌ عصر(ع) مدتی‌ نگاه‌ داشتند --- البته‌ استرآبادی‌ها عرض‌ می‌کنند --- قناعت‌ نکردند، نصارا را به‌ البسه‌ مبدل‌ فرستادند که‌ به‌ آلت‌ ناریه(19) او را بکشند، خدا نخواست‌ که‌ اقدام‌ این‌ نصارا مقارن‌ تحصن‌ در سفارت‌ شد. آنها بعضی‌ گریختند؛ فعلا پانزده‌ نفر از نصارا را قنسول‌گری‌ روس‌ دستگیر؛ در استرآباد محبوس؛ چهار نفر آنها را در دریا، کشتی‌ جنگی‌ روس‌ دستگیر؛ یک‌ نفر را جناب‌ مستطاب‌ حاجی‌ ملا محمدحسین‌ کردمحله‌ دستگیر؛ چند نفر دیگر که‌ به‌ جهت‌ قتل‌ جناب‌ ایلخانی‌ رفته‌ بودند؛ دستگیر شدند. حسب‌ الامر ایلخانی‌ تا نیشابور به‌ موجب‌ تلگراف‌ امروز رفته، تعاقب‌ کردند؛ دستگیر نشدند. 

شزمی برای خودش بوده است.

یادم باشد نشانش را از محلی ها هم بجویم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۳
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


عدالت

"اگر کسی نشانی توسعه را از شما پرسید، چنین راهنماییش کنید: میدان آزادی، آزاد راه مردم سالاری، خیابان توانمندی و اگر شماره پلاک را پرسید بگویید: در آنجا نیازی به دانستن شماره پلاک نست، زیرا همه درها بر پاشنه مسئولیت آگاهانه می‌چرخد و به روی توسعه پایدار، گشوده می‌شوند."

بازخوانی اندیشه‌های آمارتیاسن در «توسعه و آزادی»؛ تبیینی ایرانی از نگرش‌های آمارتیاسن

از تببین ایرانی اش بگذریم موضوعات قابل تاملی یافت می شود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٧
تگ های این مطلب :اقتصاد و تگ های این مطلب :جامعه


قضا و قدر

آیا اینگونه ایم؟

در تحمل مشکلات و مسائل مهارت و

در حل مشکلات و مسائل بی دست و پائیم.

به همین دلیل مشکلات همیشه با ما همراهند و ما با آنها کنار می آئیم. اگر چاله ای در مسیر هر روزه مان باشد و ما یا دیگران هر روز تویش می افتیم و می افتند، سعی می کنیم که جوری بیافتیم که خیلی اذیت نشیم. کلا تنها موضوعی که زیاد بهش فکر نمی کنیم اینست که آیا می توانیم حل و برطرفش کنیم؟

گوئی مشکلات مانند ما از مخلوقات خداوند منان اند و حق حیات دارند و ما نباید ازبین شان ببریم و آنها را از هستی ساقط کنیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢
تگ های این مطلب :ما