معضل

مشخصه نگاه صحیح به وقایع و رخدادها، گاه متناسب با دقت در جزئیات است. مانند همه دورانهای زندگی آدمی، عموم نویسندگان و مردمان هر دوره، عصر خویش را منحط ترین دوره می دانند. چنین تلقی، از منظری، برای خواست اصلاح می تواند محرک خوبی باشد. این مقدمه آورده شد تا یکی از موضوعاتی که عصر ما را نامزد منحط ترین دوره ها میسازد، را دست مایه بررسی قرار دهد.

نظام پزشکی ارائه خدمات سلامت به بیماران با انگیزه های مالی را ممنوع کرد.

نظام پزشکی اصلی ترین نهاد کنترل کننده فعالیت های پزشکان است، اجازه کار بدانها می دهد، به شکایات دیگران از پزشکان رسیدگی می کند، نرخ فعالیتهای پزشکان را تعیین و پیشنهاد می کند. البته همه اعضای آن پزشک یا از کادر پزشکی و توسط پزشکان انتخاب می شود.

در متن خبر آمده است که توصیه هایی به پزشکان داده شده است که درست و اخلاقی رفتار کنند و بزبان عامیانه کلا مردم را تلکه ننمایند.

اولین نتیجه گیری ساده آن است که چنین شرایطی، بصورت یک جریان قابل توجه در حال حاضر در میان پزشکان وجود دارد، که مجبور شده اند آنرا را ببینند و اصلاح کنند.

نکته دوم آن است که روش رویارویی با معضل مزبور، از نظر نظام پزشکی، ارائه توصیه های اخلاقی می باشد. چنین رویکردی، نشان می دهد هیچ علاقه ای به حل معضل از مسیر قانون وجود ندارد. یعنی چنان معضلی هنوز به وضع قوانین پیشگیرانه منجر نمی شود. قانون، شاکله محدودیت متناسب با خطا را دارا می باشد. اما نظام پزشکی این امر را جرم تلقی نمی کند که انجام آن را منجر به داد کیفری قلمداد کند.

با این استدلال نظام پزشکی، می توان همه خطاها و جرم ها را به امری اخلاقی فروکاست، و سپس با توصیه های اخلاقی آنها را اصلاح کرد. کاری که در تاریخ ایران و جهان، با نصحیت نامه ها در صدد اصلاح قدرت سیاسی بودند و نتایجش را دیدیم. یه دیکتاتورها توصیه کنیم، ظلم نکنند. به سارقین و دزدان توصیه کنیم از فقرا ندزدند. به اختلاسگران توصیه کنیم، مال یتیم را نخورند. به کارفرمایان توصیه کنیم با کارگران مهربانه تر رفتار کنند. به برده داران توصیه کنیم، بر زنان و بچه ها سخت نگیرند. در همه این مثالها، قانون جای خود را به توصیه های اخلاقی میدهد و جنایت را بدل به بددلی می دهد.

اساسا نمی شود فقط به یک دسته از افرادی در امری ذی تفع هستند، قدرت تصمیم گیری را داد و دیگر ذی نفعان را محروم کرد. نظام پزشکی هنوز ساختاری غیردموکراتیک دارد که وظیفه اش را استیفای حقوق پزشکان در مقابل جامعه می داند که تقریبا هیچ قدرتی برای محدود کردن پزشکان ندارد. حتی آنجاهایی که دولت وارد اصلاح سازوکار نظام پزشکی می شود، باز هم از پزشکان سود می برد که خود عضو نظام پزشکی هستند.

هرگز مکانیسم قیمت گذاری فعالیت هایشان را در عرصه جامعه ارائه نمی دهند. بنابراین قیمت ها همچنان افزایش می یابد و اگر در صدد پیشگیری برآیند، تهدید به توقف خدمات می کنند. اینگونه است که مردم برای یک سرماخوردگی ساده باید بابت 5 دقیقه نشستن روبروی پزشک 200 هزار ریال می دهند. متخصصینشان برای همین زمان و حتی کمتر با کمترین میزان مشورت پزشکی دو تا سه برابر این مبلغ دریافت می کنند. همواره بطور کلی از برج های کارشان (منشی، جا، تجهیزات، تخصص) برای توجیه مبالغ دریافتی سخن می گویند. هیچ شکی نیست که هزینه های فعالیتهای پزشکی در همه جا گران است، اما تناسب نرخ ها با موفقیت ها و امکانات اینجا برای هیچ یک از افراد جامعه توجیه نشده است.

نمادی از رفتار اجتماعی مستبدانه را می توان در ساختار نظام پزشکی ایران دید. نظامی که معضلات فراوانی را به جامعه تحمیل کرده است. تقریبا همچون ارتشی اشغالگر به وضع قوانین می پردازد و جامعه را تنبیه می کند اما به اعضای خود فقط توصیه های اخلاقی می کند.

این متن هیچ تناقضی با احترام به پزشکانی که همه هم خویش را وقف کاهش رنج آدمیان می کنند ندارد. البته چنان سازوکاری کم کم مجبور است این چنین پزشکانی را بعنوان عنصر نامطوب از دیدرس خویش دور بدارد، که با پاداش دادن به افرادی که چنین مسیری ارزنده ای را در پیش نمیگیرند، تنبیه کند. کانت می گوید که شخص باید همواره چنان عمل کند که گویی شیوهٔ عمل او قانون فراگیر طبیعت خواهد شد و همواره و همه‌وقت قانون کلی خواهد بود. با چنین رویکردی نظام پزشکی نه یکی از برطرف کنندگان مشکل، بلکه خود مشکل است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :اخلاق


ام القرا

اگر روزگاری مکه را، قومی غیر مسلمان فتح کند، همه آثار دینی اش را تغییر دهد، و حتی نامش را عوض کند جهان اسلام و مسلمانان چه خواهند کرد؟. این همان بلائی است که بر سر قسطنطنیه از بیش 500 سال پیش آمده است. خوب است که عصبیت مذهبی مسیحیت مدتهاست از سکه انداخته شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :مسیحیت


ایده نویسی - پاپ ها

این گزاره ها در این ارتباط با اقتدار پاپ ها نیازمند بررسی و تحقیق است:

وصیت عمومی مسیحیان برای انتقال بخش از ماترکشان به کلیسا، آنرا اول ثروتمند ساخت. نهاد کلیسا برای گسترش مسیحیت، علاوه بر ایمان، نیازمند منابع مادی نیز بود.

ثروت آن عصر، عموما در قالب زمین نمود می یافت. بنابراین نظام کلیسیایی، شکل زمینداری بخویش گرفت. اگرچه آباد نمودن بخش زیادی از سرزمینهای شمالی اروپا مدیون عشق و ایمان راهبان مسیحی بود، اما ثروت کلیسا را نیز افزون کرد.

زمیندارن امیر و امرای زمیندار، توانی برای مقابله و رقابت با این نهاد بزرگ شونده نداشتند و خیلی زود به اقندارش تمکین کردند.

آمیزه ای از باور مردمان به تمکین به اقتدار پاپها بعنوان جانشینان مسیح، توان اقتصادی و تمرکز اداری در نهاد کلیسا، ضعف قدرت های دیگر، وحشت از هم گسیختگی امور، سلطه پاپان را ممکن ساخت.

منکوب ساختن پادشاهانی که سر از اطاعت پاپان برمی داشتند، دیانت را بر سیاست مسلط ساخت. پاپ علاوه بر نظام اداری و سیاسی، برای حفظ اقتدار خویش، اینک نیازمند ارتش نیز گشت.

اینبار ثروت بدنبال سیاست آمد. بخش از این ثروت، صرف مدنیت (معماری، هنر، آبادانی) و بخش اعظمی از آن بدل به تجمل در دستگاه پاپی شد.

ثروت چون آب شور، دارنده اش را نه سیرآب، بلکه تشنه تر می سازد. پس منابع درآمد قبلی کفاف نمی کند و بعد از مناصب کلیسایی، خانه های بهشت نیز به فروش گذارده می شود و پولش را نهاد کلیسا اخذ میکند.

تجمل نهاد کلیسا، با معماری عظیم و نقاشی و مجسمه هایی که در هنر هر یک شاهکاری برای خود محسوب می شوند، و زندگی لاابالی کاردینالانی که برای شراکت در اقتدار کلیسا، نه با ایمان که با پول وارد شده بودند، شراره های شورش را در میان مردمانی که هزینه های کلیسا را تامین می کردند بی آنکه بهره ای از مواهبش برند، روشن ساخت. در نگاهی برخی اینک پاپ جانشین مسیح به دجال و روم به بابل بدل گشته بود، و آوار ساختن نهاد کلیسا آرزویی بود.

اصلاح دینی جنبشی از نوع بازگشت به اصل بود که باور داشت ایمانی که در کتاب مقدس بود اولا توسط نهاد کلیسا غصب و تحریف شده بود و ثانیا هنوز بدون هیچ مانع و رادعی باز می تواند در اختیار انسانها قرار گیرد. همین ایمان مایه رستگاری است نه هفت فعل مقدس. اصلاح دینی سوال "مسیحیت چیست؟" را بدل به مسئله ای برای همه تاریخ کرد.

در سرزمینهایی شمال اروپا، نظامات حکومت های ملی، با چشم طمع دوختن به دارایی های کلیسا، جنبش های اصلاح دینی را پشتیبانی کردند. این جنبش ها نیز این جیفه  های دنیوی را به دولت های مدرن  سپردند.

یکی از واکنش های مسیحیت جهانی به اصلاح دینی، روشن کردن ماشین تفتیش عقاید بود. اما اینک زورها با هم برابری می کردند و هریک سرزمین هایی را برای خویش نگهداشتند.

مسیحیت بعد از مدتها سعی کرد غبار ثروت و قدرت را از دامن خویش بتکاند و جهان را به دولت های مدرن واگذارد و خود در پی ایمان رود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :اروپا و تگ های این مطلب :مسیحیت


نسل

ویل دورانت می گوید فلسفه هر نسل، ادبیات نسل بعد است. اینک جلف بازی های هر نسل، هنر نسل بعد است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :روزمره ها


تصادف

یکی از اتفاقی ترین رخدادهای تاریخ، سرآغاز علمی شدن تمدن غرب بوده است. عرفا و کشیش ها بانیان آن بوده اند. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :علم


ایده نویسی - یهودی مابی یا یهودی سیتزی اصلاح دینی

بازگشت به متن و انجیل از سویی یهودی مابی را در بین مصلحین دینی افزایش داد اما از سوئی دیگر یهودی ستیزی خصوصا در اندیشه های لوتری نسبت بین یهودیت و پروتستانیزم را دستخوض تحولات بسیار نمود. آیا می توان نسبت مشخصی بین این دو برقرار نمود؟ ایجاد موجی از آموزش زبان عبری و ترجمه و تنقیح متون عبری در عصر روشنگری، نگاه رهبرانی مانند تسوینگلی به یهودیت و زبان عبری در جنبش اصلاح دینی، دادن آزادی های دینی به یهودیان در برخی از سرمین های اروپای شمالی از جمله لهستان در برابر اندیشه ها لوتری، نسبت بین پروتستانیزم را همواره دستخوش تغییرات نموده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :مسیحیت و تگ های این مطلب :یهودیت