انقلاب اسلامی

احتمالا همه چیز از شکست ایران در جنگ با روسیه آغاز شد. با آنکه علما اعلان جهاد نیز داده بودند. اوایل قرن نوزدهم و چند دهسالی پس از انقلاب کبیر فرانسه. طبیعی است که باید بفکر فرو میرفتند که علل شکست را بیابند.
عباس میرزا به این نتیجه رسید که ارتش درست و حسابی، شاید موثرتر از جهاد باشد. بهمین خاطر، عده ای از شاهزاده های قاجار راهی فرنگ شدند تا توپ و تفنگ درست و حسابی بیاورند برای جنگ. اما فاصله عمیق بین جامعه ایرانی و فرنگ، برایشان مسئله ای شد مهمتر از جنگ. به این نتیجه رسیدند که خوبست همه چیز فرنگ را بیاورند اینطرف. از راه آهن و تلغراف گرفته تا نظامات اجتماعی و سیاسی. بی هیچ درکی از پس زمینه های فلسفی و فکری آن. هرچند کار های دکارت از اولین کتابهای ترجمه شده بود. بعد حقوق بشر بوسیله مستشار الدوله و بعد ملکم و آخوندزاده و چندتایی دیگر.
بعد پیش خودشان نشستند حساب کردند که اگر کالایی جدید، بدون مجوز شرعی وارد شود، شاید با منع مذهب مواجه شوند. بنابراین نشستند و لباسی شرعی بر قامت این موجود سکولار و عرفی دوختند.منتها آنقدر اغراق در اسلامیتش کردند که مذهب حق مالکیت آن را برای خود دانست.
بنابراین صدسال پس از انقلاب کاملا سکولار فرانسه، در ایران زودتر از هر جایی دیگر از جهان آسیایی-افریقایی، انقلابی با پس زمینه همان شعارها، اما بدست مذهب، به انجام رسید.
خواستهای عده ای معدود از روشنفکران، در قالبی ایرانی شده به مشروطیت، ختم بخیر گردید. که نه روشنفکران را از آن نمد کلاهی شد و نه مذهب را. مفت چنگ رضاخان. که دولتی مقتدر ساخت در تناقض کامل با مشروطیت، البته عناصر تجدد را وارد کرد، به ضرب زور و دگنگ.
اما چرخ روزگار گردید و میراث مشروطیت بدل شد به خواست عمومی برای مشارکت در عرصه قدرت سیاسی. مطالبات مردم سوق یافت به سمت احقاق حق فردیت سیاسی شان. اینکه همه خواستار برسمیت شناختن رای شان شدند در تغییر نظام سیاسی. من اسمش را میگذارم فردیت سیاسی. این فردیت سیاسی اینک در راه رسیدن به نقطه اصلی لیبرالیسم امروزین است. یعنی احقاق حقوق فردیت اجتماعی. فردیتی ناب. در حریم خصوص آدمها هیچ نیرویی حق دخالت ندارد. و این دستاورد بزرگی است برای انقلاب ۵۷.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٩
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ