سوالات از همدان تا تهران

۱. چرا تعداد مردان باشخصیت ایرانی، تا به این حد کم شده است؟
۲. میدانید کجاست که آدمهای باهوش و نابغه تحویل میگیرد و خل تحویل میدهد؟
۳. آیا هنوز هم تعداد کودک های شریف از بزرگ هایش بیشتر است؟
۴. چرا همیشه پشت فرمان نشستن من، با شروع به کار پلیسهای جاده همزمان است؟
۵. اگر سگی پای آدم را گاز بگیرد به تلافی آن ما نیز باید پای سگ را گاز بگیریم؟
۶. چرا وقتی چهارنفر آدم گنده دور هم جمع میشوند نمیتوانند تلویزیون را خاموش کنند مزخرف نگویند و نوار بنان و پریسا گوش کنند و لذت ببرند؟
۷. کار کردن با کدام اینها سخت تره؟ مدیر قبلا توده ای- قبلا چریک- قبلا حزب اللهی-قبلا شاهدوست (راستی هیچ دقت کردید همه چی شد قبلا)
۸. چه جوری میتوانم به هومن وقتی ازمن میپرسد این چه سنگی است جواب درست بدهم؟
۹. قدیما که نه جرثقیل بود، نه تیرآهن، نه دوربین و نه هزار کمک کار دیگر، کوره های آجرپزی به آن بلندی را چه جوری میساختند؟
۱۰. اگر کسی از زندان لذت ببرد، فلسفه وجودی زندان از بین میرود؟
۱۱. دروغگویی موجه تره یا چاپلوسی؟
۱۲. چرا در کارهای زنانه، مردها سر هستند و در کارهای مردانه، زنان؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :روزمره ها