سوشیانت

قدیما که حالی نبود برای هم صحبتی با کسی در سفر، زمزمه سه تا شعر بلند و تعداد زیادی شعر کوتاه سپید و کلاسیک، دارازی سفر را کوتاه میکرد. دوست داشتنی ترینش مسافر سپهری بود و زیباترین قسمتش این یکی:
بدی تمام زمین را فرا گرفت
هزار سال گذشت
صدای آب تنی کردنی به گوش نیامد
و عکس پیکر دوشیزه ای در آب نیفتاد.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٥
تگ های این مطلب :شعر