جنگ و جهان

این روزها سالگرد شروع جنگ ایران و عراق است و گفتنی ها در باره آن بسیار زیاد. بهر صورت، جنگی که هشت سال دو کشور را درگیر کرد و تبعات بسیار برای منطقه و جهان به همراه داشت باید مهم بوده باشد. اما شاید در این میانه یک چیز بیش از حد مغفول واقع شده باشد و آن رفتاریست که جهان با ایرانیان کرد. میشود خود را پشت شکاف دولت-ملت مخفی نمود اما این چیزی از بار مسئولیت دیگران نمی کاهد.

ریختن بمبهای نامتعارف، حملات شیمیایی که صدمه دیدگان آن نه سربازان فقط که مردمان عادی نیز بودند، غارت و تجاوز، نابودی همه زیرساخت های شهری و مدنی، به اسارت بردن مردم شهر و خیابان، و هزاران جنایت جنگی دیگر، سبب تحریک هیچ احساسی نشد. تا دوسال اول که عراق برنده جنگ بود هیچ قطعنامه، اعلامیه و کوفت و زهرماری موثر بر علیه اش صادر نشد (مقایسه کنید با حمله صدام به کویت که در عرض کمتر از یکسال ۴۰ قطعنامه صادر میشود) اما به محض اینکه احساس میشود که ممکن است ایرانیها بتوانند خاکی از عراق را فتح کنند، سیل اعتراضات مستقیم و غیرمستقیم دولتها و سازمانهای بین المللی به سمت ایرانیها سرازیر می شود. تمام دنیا به یاری صدام می آید، فرانسه هواپیمای کرایه ای میراژ در اختیارش قرار میدهد، آلمانیها و انگلیسی ها با بمب های شیمیایی تجهیزش میکنند و امریکایی عین یک داور طرفدار، از گذر ایرانیها از خطوط قرمز جلوگیری به عمل می آورد و هرچی نقشه و شنود و مدرک از ما دارند را در اختیار عراقیها قرار میدهند. عربها نیرو، پول، سرزمین و مشروعیت برای صدام میآورند. همه دنیا پشت صدامند و دوستامون، سوریه و لیبی و کره شمالی. خدایا چقدر دشمن داری؟ دوستات هم که مائیم یه مشت خل و چل و دیوانه.

اگر عده ای هنوز هم امریکایی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی را دشمنان ما بدانند، راه چندان خطایی ممکن است نرفته باشند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :دیگران