رضایت

اوس فخرالدین گچکار است و میگوید از 10 سالگی در کنار درس خواندن، به گچکاری نیز در تابستانها پرداخته است. اوایل به عنوان وردست اوستایی دیگر برای درست کردن گچ و بعد گچکاری و حالا تخصصش در آوردن نقشها و قابها و ابزار روی سقف و دیوار است. اجرت کارش به نسبت بقیه اوستا ها زیادتر است. در کارش علاقه مند به پیشرفت است و بنابراین مصصم است کلاس مجسمه سازی برود و این هنر را نیز به مهارتهایش بیاموزد. در کارش دقیق است و چندان در پی این نیست که کارش را فقط با پول بسنجد. اوستای خودش است و به کیفیت کارش اهمیت میدهد. از کارش راضی است و جایی که در آن قرار دارد اگرچه میتوانست جای دیگر باشد. اما حالا از جایگاهش راضی است. و میخواهد از همین جا برای رشد استفاده کند. اوس محمود کارش کاشی کاری است. تلاش میکند حتی الامکان از زیر کار و وظیفه اش شانه خالی کند بنابراین اگر بتواند کارهای ظریفتر را به کارهای ساده تر تبدیل کند خوشحال میشود. پس کلی چانه میزند که از اجرای مثلا لوزی در آشپزخانه سرباز زند و آجری کار کند. معمولا اگر ایرادی ازش نگیری و نشان ندهی که بالاسرش هستی، کلی از کار را دودره میکند. بیشتر یک بزن در رو است. از کارش راضی نیست چون جایگاه فعلی اش را حق برای خودش نمیداند و تصور جایگاهی بالاتر را برای خویش قائل است. جایگاهش را دوست ندارد به همین خاطر هرگز مثلا دیوار لوزی کار نکرده است و مهارتهایش از 10 سال گذشته به این طرف تغییر چندانی نکرده است. از جایگاه اجتماعی و شغلی مان راضی هستیم؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :زندگی و تگ های این مطلب :ضعفها