انقلاب

آنچه که از خاطرات انقلاب به یاد دارم، وقتی ۱۱-۱۲ ساله بودم، با این چیزهایی که در رسانه ها نشان داده میشوند، بیش از حد متفاوت است. تصویری که از ۱۲ بهمن هست، با طالقانی و سنجابی و آدمهایی از جنس آنان در فرودگاه عجین است. هیچ صدایی از رهبر انقلاب شنیده نمیشود. هیچ گاه سخنرانی کامل بهشت زهرا پخش نمیشود. یزدی و قطب زاده و صادق طباطبایی بازیگران رسانه های آن زمان بودند که دیگر هرگز از آنان نام برده نمیشود، و سفر عرفات به ایران. کاملا مشخص است که نباید بخشهایی از تاریخ بیان شود مبادا روایت رسمی خدشه دار گردد. اما هنوز هم صداقت اول چیزی است که باید قربانی گردد.

راه حل مشکلات عرصه اجتماعی، هراز چندگاهی منحرف میشود، به همین خاطر، راه حلها هم منتج به نتیجه نمیشوند. روزگاری خواست عدالتخانه، راه حلی حقوقی می یابد حال آنکه مسئله حقوقی نبود. روزگاری دیگر، راه حل معضل بحران هویت اجتماعی و مدیریت اقتصاد کلان یک دولت، با درآمدهای نفتی که ناگهان چندین برابر میشود، بدل به سرنگونی شاه میشود. مسئله مدیریت بود اما راه حلی سیاسی یافت. روزگاری دیگر خواست برای دموکراسی، بدل به ستیز جناح ها میگردد، اما راه حل، پیروزی جناحی بر جناحی دیگر نیست. امروز نیاز جامعه مان کدام است؟ حدس میزنم موضوع اصلی، خواست ایرانیان برای یافتن موقعیت خویش در این جهان پیچیده باشد. مهاجرت حجم عظیمی از مردمان این سرزمین، شاید نشانه مناسبی برای این جستجو باشد. اما هنوز شاید مسئله ما دموکراسی نباشد.

خیلیها در دوران جوانی و آرمانخواهی شان، حرص خوردند که این ملت ایران حاضر به پرداخت هیچ هزینه ای برای رسیدن به آرمانها و ارزشهای اصیل نیستند. برایم همیشه این سوال وجود دارد، که مگر، بقیه ملتها برای رسیدن به جایی که اکنون هستند، چیزی پرداخت کردند. البته جوابهایی از این دست وجود دارد که عده ای از جوانان و نیکانشان را در این راه قربانی کردند که خوب البته ما هم داریم همین کار را میکنیم.

باعث کمال تاسف است که هنوز هم رضا خان تنها حلال مشکلات ماست. این مدل بدی نیست که ببینیم چه کسی، راه برون رفت ما، از بن بستها را، در هر مرحله نشان میدهد. این ما ممکن است من و شما نباشیم و دیگران باشند. بنابراین زیاد جز نزنیم، که ملت ممکن است در انتخابهای پیش رو، به قهر یا به شانس، رهبرانشان با معیارهامان همسان نباشد. رای ...... احمدی نژاد.... سوم تیر ....

همیشه تصور میکنم تظاهرات میلیونی انقلاب.....پیک نیک......تعداد بسیار کمی از روحانیون....روسری زنان .... دکتر علی شریعتی......(بابا بی خیالش بشید)

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :تاریخ