سد سیوند

امیدوارم آنچه قرار است گفته شود، سبب پر پر کردنم نشود، چون این جا، یکی از راه های بدبخت شدن، این است که کمی باورهای دیگران را به پرسش بکشانی.

آبگیری سد سیوند، حداقل دوسالی است که موضوع بحث محافل گوناگون، از جمله وبلاگنویسان است. تقریبا همه با آبگیری و ساخت سد، مخالفند و این مخالفت با این پیش فرضها، عجین گشته است:

  1. آبگیری سد، سبب زیر آب رفتن پاسارگاد میگردد، که مقبره کوروش است و کوروش شاه عادل و باعث فخر ایرانیان است و از این پادشاه به عنوان اولین شاه مدعی حقوق بشر، یاد میشود.
  2. اگر فرض بالا چندان جدی نباشد (با آبگیری سد، پاسارگاد زیر آب نمیرود) اما تنگه بلاغی، که مسیر اصلی باستانی بوده و آثار دوران غار نشینی و اساطیری ایران، در آن، بسیار است، زیر آب میرود.
  3. آبگیری سد، اگرچه سبب زیرآب رفتن پاسارگاد نمیگردد، اما به علت افزایش رطوبت خاک، سبب تسریع در تخریب این بنا میگردد.
  4. ما ایرانیان هیچ ارزشی برای میراثهای تمدنی خویش قائل نیستیم و در از بین بردن آن به خود تردید راه نمی دهیم.
  5. طراحی و شروع ساخت سد، در زمان آقای خاتمی شروع شده و حالا دوستان اصلاح طلب، برای ضایع کردن رقیب سیاسی شان، این همه داد و بیداد راه انداخته اند و خلاصه داستان زیر سر این آقایان است.
  6. طومارها و تظاهرات بسیاری، بر اساس این فروض راه افتاده است و بسیاری در این قضیه شرکت کرده اند و اما هنوز کاری از پیش نبرده اند (هدف این است که سد آبگیری نگردد و کلا بی خیال این سد باید شد)

اما مشخصات این سد به شرح زیر است:

  1. ارتفاع از پی: ۵۷ متر
  2. حجم مخزن: ۱۵۰ میلیون متر مکعب
  3. آب قابل تنظیم سالانه: ۱۰۰ میلیون متر مکعب
  4. سطح زیر کشت: ۱۰۷۰۰ هکتار

برای این که کمی اعداد معنا دار باشند، کافیست گفته شود که میزان آب موردنیاز شهر تهران با جمعیتی حدود ۷ تا ۸ میلیون نفر در سال ۱۳۸۱، برابر ۸۷۶ میلیبون مترمکعب است. یعنی این سد قادر به تامین حدود ۱۱.۵ درصد آب شهر تهران است.

ایران سرزمین کم آبی است و مهار هر چه بیشتر آب اساسی ترین مسئله برای توسعه در ایران محسوب میشود. مشکل اساسی تر اینکه توزیع منابع آبی نیز بسیار نامتقارن است غرب ایران سرشار از منابع آبی است و فاقد زمین و شرق و مرکز ایران خاک بسیار و آب بسیار ناچیز دارد. این مملکت به هرجایش نیز دست بزنی یک اثر تاریخی دارد و خلاصه ایرانی ها یک دره آباد نگذاشته اند. رفع نیازهای اولیه و توسعه و پیشرفت این سرزمین، در گرو توزیع مناسب آب در کل سرزمین است. این البته به قیمت خسارات گاه جبران ناپذیر به محیط زیست و آثار تاریخی و اجتماعات انسانی تمام خواهد شد. کلاه از سرمان برداریم که آثار تنگه بلاغی از بین خواهد رفت ولی ممکن است بتوان فقط آنها را جابجا کرد (با ساخت سد اسوان در مصر مجسمه های عظیم فراعنه را جابجا کردند و امروزه شاید کسی چندان معترض این موضوع نباشد). اما آنچه نیز که به دست می آید ممکن است ارزشی کمتر از آن نداشته باشد.

آنچه که در میان مغفول واقع شده است و هیچ کس سخنی در باره آن نمیگوید این است که برای تصمیم گیری هایی این چنین، بین انتخاب آب(شما بگیرید توسعه) و تخریب آثارباستانی یا زیست محیطی یا اجتماعی، باید هیئت منصفه ای از تمام گروه های اجتماعی سیاسی و فرهنگی تشکیل گردد و گزینه های کم خطر تر و با آسیبهای کمتر انتخاب شود. اما تعطیلی یک سد یعنی به هدر دادن سرمایه گذاری های میلیاردی (من عددی برای ساخت سد ندیده ام ولی چیزی بین ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومنی باید آب خورده باشد) و سودهای آتی آن، یعنی انجام همان کارهایی که بدان معترضیم و آن چیزی نیست جز به هدر دادن منابع و ثروتهای ملی. آثار تنگه بلاغی چند می ارزند؟(میدانم میگویید آثار باستانی قیمت ندارند اما چرا موزه ها و کلکسیونرها برایش پول میدهند؟ اگر میخواهیم احساساتی باشیم کمی هم برای کشاورزان و مردمی که قرار است آب تصفیه شده و تمیز بنوشند به اندازه آثار باستانی دل بسوزانیم تا نشان دهیم که مرده پرست نیستیم.)

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :گفتگو