تصویرم از غرب (۱)

آقای جامی در فراخوانی برای تعمیر پلهای شکسته بین ما و غرب، در صدد ایجاد فضایی برای گفتگو، در محیط وبلاگهای ایرانی، برآمده است. این موضوع برای من، میتواند دو سویه داشته باشد، که یک سویه آن از منظر تئوریک است، تبیین شرایط پیش آمده و یافتن علل و عوامل اجتماعی، سیاسی و ... و سویه دیگر آن دیدگاه شخصی و خصوصی هریک از ما نسبت به غرب. هدفم در این نوشته چیزی شبیه تداعی معانی آزاد(درست گفتم؟) است، اینکه من وقتی این کلمه را می شنوم چه چیزهایی به ذهنم متبادر میشود. بدیهی است این نگاه کسی است که اینگونه است:

درسخوانده دانشگاهی ایرانی، که در نوجوانی انقلاب و در جوانی اش جنگ را دیده است، با پس زمینه های روستایی و مذهبی و از خانواده ای مذهبی،از آثار تمدن غربی مانند ماشین و تکنولوژی سود میجوید و نسبت بدانها موضع گیری دینی ندارد.

روبرو شدن با مفهوم غرب، برایم دوسویه کاملا متضاد داشت، اولین آن مدرنیزاسیون بود در عرصه های مختلف زندگی، ماشین و تلویزیون و رادیو و وسایل بسیار برای راحتتر کردن مشقات زیستن و طرف دیگر آن مواجه شدن با تصویری بود که این مدرنیزاسیون را سرمایه داری نام گذارده بود و محکومش میکرد و آن مارکسیسم و چپ ایرانی بود. بنابراین شکلی کاملا پارادوکسیکال را در برخورد با غرب میتوانستی تجربه کنی. در این میانه کسانی نیز علیرغم اقبال جامعه به وجه مدرنیزاسیون، این وجه را مسبب ویرانی عناصر فرهنگی و مدهبی جامعه میدانستند.

اما با مراجعه به متون کمی اصیلتر این تصویر ترک بزرگی برداشت. پس از آن دیگر امکان نداشت تصویری از غرب یکپارچه شکل بگیرد. پس مفهوم غرب شکسته شد به ماتریسی که در سطر آن کشورها و فرهنگها بودند و در ستون آن عناصر فرهنگی. غرب شکسته شد به امریکا و اروپا و اروپا نیز تقسیم شد به کاتولیک و پروتستان و ارتدوکس و همچنین فرانسه و آلمان و انگلستان و ایتالیا و دیگران. و در ستونهای این ماتریس هم عوام و نخبگان، فلسفه، هنر، علم، سیاست و چیزهایی از این دست. پس از این پس آنچه با آن روبرو میشویم چیزهایی مثل رمانتیسم آلمانی، یا خردگرایی کانتی آلمانی، یا اقتصاد بازار آزاد اسمیتی انگلیسی.

اما هنوز هم گاهی غرب یکپارچه رخ می نمایاند و یا دیگران آنرا یکپارچه مینمایانند. این اتفاق عموما در عرصه سیاست رخ میدهد و عمله آن نیز عموما رسانه ها هستند. پس این تصویر هنوز طرح میشود که مثلا انقلاب ایران موجودیت کل غرب را نشانه میگیرد و یا اینکه جهان استکبار میخواهد مانع دستیابی ما به انرژی هسته ای میگردد.

ایرادی ندارد این موضوع را بعدا ادامه دهم......

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :گفتگو و تگ های این مطلب :قدم زدن