جاده

پیرمرد فرتوت، مانند دیوانه ها، به بچه هایی که از سر خوشی و شوخی، سنگهای راه را برمیداشتند، سنگ می انداخت. او تمام جوانی و عمرش را صرف ساختن این جاده صعب العبور کرده بود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۸
تگ های این مطلب :زندگی و تگ های این مطلب :واگویه