شرق دیگران و غرب ما

۱. میدانم نوشتن در باره تعطیلی شرق، که دیگر این اواخر چندان چنگی به دل برای خواندن نمیزد، کمی دیر باشد. خیلی ها میتوانند موضوع را سیاسی قلمداد نمایند، اینکه شاید در فضای انتخاباتی، برخی ها که زور بیشتری دارند، شاید دوست داشته باشتند بعضی ها نباشند، و با چنین توجیهاتی تمام بار مسئولیت را از دوش خویش بردارند.

۲. این تعبیر که هیچ چیزی، آزادی افراد را محدود نمی نماید، الا آزادی دیگران، چندان نیاز به ارائه حجت و دلیل نداشته باشد.

۳. این تعبیر جان رالز، در موضوع عدالت نیز، چندان نامعقول به حساب نمی آید، که تنها نابرابریهایی موجه اند که همگان از آن منتفع شوند.

۴. ارزیابیهای اعمال و رفتارها را نه در حیطه انگیزه ها که در حیطه روش و نتایج نیز باید تسری داد.

۵. از این دو تعبیر میتوان نتیجه گرفت که آدمیزاده تقریبا در هیچ نظام سازگاری از تعیین حقوق و تکالیف، فعال مایشاء نیست. و این دیگران هم از اهمیتی برخوردار هستند.

۶. با این مفروضات تصور میکنم مسئولیت اخلاقی تعطیلی شرق و به تبع آن آسیب رساندن به افرادی دیگر که از راه شرق ارتزاق میکردند، میخوانندش، در آن می نوشتند، کمی هم به عهده شخص آقای مجتبی پورمحسن باشد حتی با آن همه توجیهات مطولش.

۷. قربانی دانستن ایشان و درونی سازی سانسور و همه زشتی ها را در دیگران دیدن و چیزهایی از این دست، یعنی اینکه افراد چندان تعهدی اخلاقی، در مقابل رفتار و نتایج اعمالشان ندارند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :ضعفها و تگ های این مطلب :اخلاق