قلم به مزدها (۱)

حامد در چند نوشته اش + + + دارد درباره تکاور و کار مشاوره طرح موضوع میکند. البته من چیزی از تکاوری نمیدانم اما چون نانم از یک شرکت مشاوره ای درمی آید اجازه میخواهم که ما نیز قاطی گفتگویش شویم.

شروع داستان از تعریض به عده ای کارشناس تحصیل کرده آغاز میشود که کار تمام کن نیستند. پیش فرض اساسی حامد برای ارزشگذاری این است که یک کار مشاوره ای باید در زمان مشخص شده جمع گردد. البته یکی دیگر از فروضش نوعی تیپ شناسی بچه های شریف است که دارم چیزهایی در باره اش جمع میکنم و امیدوارم روزی روزگاری همین جا درجش کنم. البته نقطه افتراقم با حامد از آنجا شروع میشود که چه کسی را مشاور بنامیم؟

تجربه شخصی ام میگوید حداقل دو دسته مشاور را میتوان از هم تفکیک کرد اول مشاورینی که سرویس دهندگان به مجموعه های مدیریتی هستند و دوم مشاورینی که سرویس دهندگان به مجموعه های اجرایی هستند. اگرچه آنچه در گفتگوهای حامد بدان پرداخته میشود بیشتر افراد گروه اول هستند. احتمالا اما دلیل وجود گروه اول موفقیتی است که گروه دوم حاصل کرده اند.

بررسی فعالیتهای مشاوره ای حداقل در دو ساحت امکان پذیر است یکی قابلیتها و تواناییهایی که یک مشاور یا تیم مشاوره ای باید داشته باشد و دیگری ارزیابی توصیه هایی است که مشاورین به استفاده کنندگان ارائه میدهند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٤
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :گفتگو