قلم به مردها (۲)

نوعا کسانی میتوانند توصیه های مناسب و مشاورتهای کارآمد، ارائه نمایند که تجربه های مناسبی نیز، از موضوع مورد اشاره داشته باشند.  بنابراین اولین و صریحترین نتیجه گیری برای درک قابلیتهای مشاور، علاوه بر دارابودن دانش در باره موضوع، داشتن تجربه می باشد. البته می پذیرم که در صورت دارابودن قابلیت مدل کردن فعالیتها، میتوان تا حدی از وزن تجربه کاست. یعنی ممکن است بعضی افراد با مشاهده دقیق و جمع آوری اطلاعات مناسب، قادر باشند کل رفتار را به یک مدل تاویل نمایند و کاستی و تواناییهای یک رفتار را بشناسند. بنابراین پیش نیاز بعدی، داشتن قدرت مدل کردن و فهم رفتار است هرچند هرگز این قابلیت، همپای تجربه نیست.

این موضوع حداقل در حیطه کاری ام به شدت خود را نمایان میسازد. در اینجا عموما به علت فقدان ارزش مهندسی در عملیات اجرایی، هزینه های مشاوره بشدت پائین است. مطابق بخشنامه های موجود جهت تعیین هزینه های مشاوره ای، به طور معمول چیزی حدود ۳ تا ۴ درصد هزینه کل اجرا، به مشاوره اختصاص داده میشود. این سطح پائین درآمدهای مشاوره ای، عموم شرکتهای مشاوره ای را به این سمت سوق میدهد که هزینه های خود را کاهش دهند که اصلی ترین محور آن کاهش هزینه های نیروی انسانی است. همین است که بهترین جا برای جذب نیروهای تازه فارغ التحصیل و صفر، شرکتهای مشاوره ای هستند. از آن سو نیز چون دولت کارفرما اصلی بسیاری از پروژه ها است و هزینه کردن در بخش نیروی انسانی آن بسیار سخت و پیچیده است،آنها نیز بشدت بدنبال نیرو های ارزان قیمت و طبیعتا بدون تجربه است و رقابت تنگاتنگی بین دولت و شرکت های مشاوره ای برای جذب نیروی صفر است.

اتفاقی که می افتد این است که اکنون یک نیروی تازه کار، باید بتواند فعالیتهای یک نیروی اجرایی و دست به آچار را ارزیابی و گاه حتی مدیریت نماید. آخر داستان معلوم است یا کاری پیش نمیرود یا کارها مطابق نظر نیروی اجرایی، البته نه الزاما با ملاحظات مهندسی، که بیشتر با ملاحظات سود آوری، پیش خواهد رفت.

در عمل مشاورینی در این عرصه کارآمد و موفق هستند که از شرکتهای پیمانکاری و اجرایی به شرکتهای مشاوره ای رو می آروند. که البته همانگونه که گفته شد این موضع بسیار شاذ و استثنا می باشد. سیکل سالم، گذار افراد از پیمانکار به مشاور و بعد به دستگاه کارفرما است که در صنعت ما این سیکل تقریبا به طور کامل وارونه است. همین است که پیمانکار بیشتر از مشاور و مشاور بیشتر از کارفرما میداند و در این تفوق دانایی، ملاحظات تصمیم گیری نه فنی و مهندسی و علمی، که عموما مالی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :گفتگو