قلم به مزدها (۳)

در خصوص مشاورین سرویس دهنده به مجموعه های مدیریتی نیز این داستان تکرار میشود. البته در اینجا برخی کلی گوییها یا آشنایی با مدلهای مدیریتی زیادی، که همه سعی دارند موفقیت سازمانها بکار گیرنده را بدانها نسیت دهند، میتواند تا حدی، ضعف ها را کتمان نماید. در خصوص این آخری شاید داستان برعکس باشد یعنی مدل، موفق بود چون بکار گیرنده اش شرکت مزبور بوده است نه اینکه شرکت مزبور توانست موفق گردد چون از این مدل سود جسته است.

البته در این قسمت نکته دیگری نیز مهم است که باید در نظر گرفته شود که همانا مدیریت تغییرات در سازمانها است. موضوعی که به طور معمول بدان پرداخته نمیشود الا در هنگام آسیب شناسی عدم موفقیت طرحهای مشاوره ای ارائه شده.

این موضوع حداقل در باره کار خود حامد نیز وحود دارد. کاری که حامد و همکارانش در شرکتی که در آن مشغولم، با عنوان تعیین راهبردهای استراتژیک انجام داده اند، بی شک یکی از کارهای بسیار زیبا و نو در عرصه صنعت آب کشور بوده است. اما ارزیابی ام از آن کار مشورتی در سازمان، جندان دلگرم کننده نیست. که تصور میکنم اصلی ترین علت اش در نظر نگرفتن مدیریت تغییر در سازمانها بوده است. فاصله بین شرایط ایده آل و وضع موجود تقریبا هیچ نقشی در طراحی مدلهای اینچنینی ندارد. گاهی برخی ایده های بسیار زیبا را نمیتوان عملیاتی کرد فقط بخاطر اینکه باید بسترسازی های بسیاری پیش از آن انجام پذیرد تا بتوان محققشان کرد.

البته این موضوع را نیز ناگفته نباید گذاشت که مشاورین باید قابلیتهایی که دوستان بسیاری بدان اشاره کرده اند را دارا باشند. لیست منهم برای قابلیتهای مهندس مشاور خوب در اینجا  آمده است.

هنوز هم همان حرف اول، برخی چیزها یاد دانی نیست یاد گرفتنی است. مشاوره یکی از آن کارها است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :گفتگو