حرفه ای بودن (۲)

گفته شد که مجموعه قواعد اخلاقی باید، ناظر به شکل دهی به روابط بین افراد و همچنین افراد با سایر بازیگران طرحها و سازمانها باشد.

بنابراین یکی از دسته های این مجموعه باید، از جنس اخلاق فردی باشند. این قواعد میتوانند با استفاده از قانون طلایی اخلاق بازیابی شوند. آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند. اما برخی بنظر میرسد مهمتر باشند که برخی هایش اینها هستند.

در این میان، ارزشمندترین ارزش اخلاقی، بی شک صداقت است. در کنشهای با دیگران، بی صداقتی یکی از مذموترین خصایصی است که سبب ایجاد فضایی تاریک، در میانه ما و دیگران می شود. صداقت در عرصه حرفه ای، سبب میشود که دیگران قادر باشند ما را از منظر این قواعد، ارزیابی و درک کنند. بی شک از منظر نمایندگی منافع جمعی، رعایت عنصر صداقت ضرورتی تام دارد.

دیگری، مسئولیت پذیری است که سبب میگردد، خود را مطلق العنان ندانیم. خود را با محدودیتهای خویش و دیگران وفق دهیم و نه تنها در پاداشها که در کمبودها نیز، خود را شریک بدانیم.

دیگری، نقد پذیری است. این یعنی اینکه، درک می کنیم که آنچه من می اندیشم الزاما تناظر یک به یکی با اعمالم ندارند. اندیشه ای که بوسیله اعمال بیان و ترجمه میشود، وابسته به دیگران است نه ما. نقد، نزدیک نمودن دو اندیشه، یکی آنچه که سبب عمل میشود و دیگری آنچه از عمل برداشت میشود، است.

دیگری تلاش برای آموختن است.

بیطرفی یکی دیگر از این دسته ارزشها می باشد.

اما مجموعه دیگری از قواعد نیز مورد نیاز است، که تبیین کننده روابط بین افراد و دیگر بازیگران است. اصلی ترین بازیگران بی شک ابتدا، جامعه و بعدی، طبیعت است. اخلاق حرفه ای باید قادر باشد، که در ساحت ارتباط با این دو بازیگر، راهنمایی مناسب باشد.

در این دسته دوم، اولین ایده، تلاش برای کاهش رنج آدمی است. این یعنی اینکه هرگز مجاز نیستیم خود را در افق دیدی کوچک محصور نماییم و آنگاه دست به عمل بزنیم.

دومین ایده این است که هرگز نباید تغییراتی عظیم در این دو ساحت ایجاد کرد. چون هرگز هیچکس قادر نیست تبعات دگرگونی های عظیم را برآورد کند. هر تغییری در این دو عرصه جامعه و طبیعت، باید جزئی، قابل کنترل و در حال ارزیابی مداوم باشد.

مبنای اصلی ارزیابی کارشناسی در کلان، نباید منافع فردی یا جمعی یا قومی یا حتی ملی باشد. ما فقط یک جا برای زیستن داریم فقط یک جا. مدتهاست که فراموشش کرده ایم. خیلی هم به سراغمان نمی آید اما اگر آمد نرانیمش.

همین؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :اخلاق