کدام عاشورا

در سیر تطور بازخوانی عاشورا در جامعه ایرانی، سه دوره مشخص قابل تفکیک است.

اولین تصویر، برگرفته از مظلومیت بر حسین و خاندان اوست. این تصویر داستان واقعه ای است که در آن بهترین خلق، به دست شقی ترین و پلیدترین انسان، کشته میشود و خانوده اش را به اسیری، به غربت می برند. اوج دراماتیک این تصویر هم دو جاست، اول زمانی است که تیری بر گلوی فرزند شیرخواره امام، در حالیکه بر بالای دست او قرار دارد و امام آنها را بر تشنگی کاروانش به شهادت میگیرد، می نشیند و دیگری آن گاه که سر این شریفترین انسان، نه از گلو که از قفا بریده میشود.

این تصویر، عصاره و کهن-باور ناخودآگاه جمعی باور آدمی و بالاخص انسان ایرانی است که بسیاری از قواعد جهان را که نه بر له خویش که بر علیه خویش می بیند و میشود عصیانی خاموش بر شرایط موجود.

دومین تصویر که قدمت چندانی نیز ندارد، تصویر انسانی است که بر علیه ظلم بپا میخیزد و جان خویش را بر سر عقیده اش میگذارد. این تصویر میشود سمبل همه آنهایی که بر علیه یک نظام سیاسی می شورند.

بی شک شریعتی را میتوان یکی از مبلغین اصلی چنین تصویری دانست اما قدمت آن البته بیشتر از روزگار شریعتی است.

بی شک بعد از پیروزی انقلاب، این وجه عاشورا چندان تبلیغ نگردد، چرا که زمانه ما، دیگر زمانه نبرد حسین و یزید نیست که اینک حسینیان بر مسندند. تلاش برای همسان سازی یزید زمان، با استکبار شرق و غرب و امریکا هم، چندان دندان گیر نبوده است برای بازسازی این تصویر.

سومین تصویر که بسیار متاخرتر از آن دو تای دیگر است تصویری است که شاید بشود پاگرفتنش را به زمانه بعد از انقلاب اسلامی رساند. تصویری مردی که میشود عاشقش شد و بار رمانتیک آن بسیار قویتر از باز دراماتیک و سیاسی آن دو تصویر دیگر است. همین است که امام و یارانش صاحب عکس و صورت میشوند و جوانانی زیبا رو و خوشگل. داستان مردی که میشود بدو عشق ورزید و به بسیاری از چیزهایش. همین است که شعر ترانه های فارسی میشود متن نوحه هایش.

بی شک تصاویر دوم و سوم، بسرعت در حال از دست دادن قدرت جذب خویشند و چنین روایتهایی، پیش از آنکه بکار فهم پذیر نمودن وافعه عاشورا بیایند، بکار تاویل و پایین کشیدن تصویر امام میخورند.

در تصویر دوم میتوان براحتی همه کسانی را که در آرمانهایشان جان باختند را به جای حسین گذاشت. چه گوارا و ژاندراک و کسانی این چنین کمتر از آن تصویر دوم نمیتوانند مخاطب جذب کنند.

تصور میکنم هنوز تصویر اول بسیار انسانی تر و دلنشین تر باشد از آن دوتای دیگر.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :جامعه