پیش فرضهای انتخاباتی

حضور بیشتر مردم در انتخابات نمایانگر مشروعیت بیشتر نظام است لذا اگر رای بدهیم مشروعیت نظام را افزایش داده ایم و اگر رای ندهیم آن را تضعیف نموده ایم.
دادن رای هم حق است هم تکلیف. حق یعنی اینکه باید رای بدهی تکلیف یعنی اینکه اگر رای ندهی مجازات خواهی شد.
انتخاب آدمها مهمتر از انتخاب گروهها، و انتخاب گروهها مهمتر از انتخاب برنامه هاست.
برنامه، کلمه ای است که فقط دو جا در زبان فارسی استفاده میشود : برنامه درسی و برنامه-بودجه.
ما اگر از کسی خوشمان بیاید در انتخابات شرکت میکنیم و به او رای میدهیم و اگر بدمان بیاید، اصلا رای نمیدهیم.
دنبال کسانی نخواهیم گشت که کمی از باورها و خواسته هایمان را نمایندگی کنند.
آدمها یا خوبند یا بد، کارایی، هوشمندی، برنامه ای مناسب داشتن، و ایده داشتن، شاخصهای مناسبی برای انتخاب نمایندگان نیست.
هیچ تعریف منسجمی از وظایف و کارکردهای مجلس نداریم.
قانونگذاری هیچ نیازی به داشتن مبانی تئوریک ندارد.
پاسخ به سوالات اساسی مانند نسبت آزادی و برابری، دموکراسی، اصل تفکیک قوا، حقوق، وظایف افراد و سازمانها و نهادها، نظارت بر دولت، پاسداشت مفاهیم مورد وثوق جامعه و ... قرتی بازی است.
انتخابات روش جدید منازعات قومی است.
اینکه ما کی هستیم، مهمتر از این است که ما چه کاری میتوانیم بکنیم یا چه کاری باید انجام دهیم.
استقلال مهمتر از جیره خواری است.
همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات