دایی افشا کن افشا کن

گاهی اتفاقی تلویزیون میبینم، چون یکی از چیزهایی که از آن میشود براحتی متنفر شد، همین تلویزیون است. خود تلویزیون نفرت انگیز است، بخاطر یکسویه بودنش، اما حرفهایی که در آن پخش میشود، از خود تلویزیون نفرت انگیزتر است. یکی اش مصاحبه تلفنی علی دایی با عادل فردوسی پور است که ۵ شنبه ۱۵ فروردین در برنامه نود پخش شد. شاهکار منطق اش آنجا بود، که آقای دایی، نقدهای روزنامه نگاران را بر نمیتابد، با این دلیل، که مگر من در کار شما دخالت میکنم، که مثلا چگونه برنامه نود را برگزار کنید، پس شما هم حق ندارید در کار من دخالت کنید. اینجا نقد کردن یعنی دخالت کردن و خوب دخالت کردن هم که ممنوع است.
خیلی زور میزنم که این تیپولوژی شریفی ها را ننویسم. یا این بلاهتها و گندگوییهای ورزشکاران و هنرمندان و کسانی که در این جامعه، چهره های رسانه ای هستند برای خودشان، که عموما شعورشان و خیلی چیزهای دیگرشان، از متوسط جامعه پائین تر است. یا از آدمهای کوچکی که بیهوده بزرگشان کرده ایم. اگر رفتید نانوایی و نانوا، نان سوخته تحویلتان داد، زر نزنید. مگر نانواها تو کارشما دخالت میکنند که شما تو کارشان دخالت میکنید.
کاشکی تلویزیون و همه آدمهای تلویزیونی با هم بمیرند که راحت شویم همه مان کمپلت.
حقیقتا ظرفیت تلویزیون نگاه کردن نداریم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٦
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :قهرمانان و تگ های این مطلب :منطق