احترام

از مغفولترین عادات پسندیده در میان ما ایرانیان امروزی، احترام گذاردن به یکدیگر است. نمیدانم چرا اینگونه است، اما رفتارهای زیر بی شک نشانگر فقدان این مهارت بزرگ زندگی با دیگران و حظ از زیستن، در رفتارهای ماست:
ترس از دیگران.
عدم رعایت قانون در شرایط نبود مکانیسمهای بازدارنده. فقط اگر پلیسی باشد رعایت قوانین رانندگی را الزامی میبینیم. بنظر میرسد رعایت قانون یکی از شاخصهای مهم رعایت حقوق دیگران و احترام به آنها باشد.
عدم رعایت فواصل مناسب ارتباط با دیگران. تقریبا هیچ حد و مرزی برای خویشتن نمی شناسیم وقتی قرار است با کسی صمیمتی بورزیم، همین است که رفاقتها به لودگی ها و سپس به دلخوریها بدل میشود.
عدم کنترل بر خویشتن در هنگام خشم و حتی شادیها. این دو وضعیت عموما بسترهای مناسبی برای تخریب همه حرمتها و فواصل میگردد. هر چه از ذهنمان میگذرد را به زبان می آوریم.
دادن نسبتهای ناروا به یکدیگر. همه بالادستی هایمان دزد و رانت خوار و همه پائین دستی هایمان تنبل و بی مسئولیت و از زیر کار در رو خوانده میشوند.هیچ ابایی هم نداریم که این باورهای دم دستی مان، را به هزار زبان و اشاره، به طرف منتقل نکنیم.
عدم قدردانی و قدرشناسی نسبت به یکدیگر. آنقدر به همدیگر بی احترامی روا داشته ایم که حتی در شرایط قابل تقدیر، قادر نیستیم خود را از زیر بار سنگینی خاطرات جسارتها و توهینهایی که به یکدیگر روا داشته ایم، رهایی بخشیم.
احترام را بدل به ترس یا توهین کرده ایم.
ما بی ادبیم؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :ضعفها