تماشاخانه

دیده اید وقتی کسی را سر بزنگاهی گیر می اندازند، طرف زبانش بند می آید و بعد از رهایی از مخمصه، شروع میکند به حرف زدن زیاد. این رو همین جوری گفتم.
دیده اید توی این تبلیغات تلویزیونی و حتی سریالها و فیلمهای سینمایی، آدمهای خوب یا قوی، اسامی عربی و اسلامی دارند و آدمها بد و یا ضعیف، اسامی ایرانی. (شاهدش این تبلیغ آخر وزارت کار و امور و اجتماعی در تلویزیون- لینکی برایشان پیدا نکردم)
دیده اید که توی تبلیغات تلویزیونی تصاویر و ارتباطات بین زن و شوهر اساسا بر خشونتهای کلامی و جر و بحث استوار است (شاهدش این تبلیغ آخر راه آهن جمهوری اسلامی ایران- لینکی برایشان پیدا نکردم)
دیده اید این هفته نامه شهروند امروز چه جوری با بازخوانی تاریخ اول انقلاب، بعضی ها را کالبد شکافی میکند.
دیده اید این آقای مهدی یزدانی خرم (نویسنده و محقق همان شهروند امروز پیش گفته) با توجه به برخی از افاضاتشان، میتواند ثایت کند که هنوز نسل آدمهایی که قصد دارند یک نظام فکری فراگیر بسازند، حتی با دیدن شکست آدمهایی گنده ای مانند فروید و مارکس، هنوز منقرض نشده است. (نمیدانم لینک دادن به متن چرا اینفدر سخت است ولی مصاحبه حضرتشان را با گلی امامی در باره سپهری را بخوانید آن گفتگوی خاطره انگیزشان با آقای گلستان نیز رویش سر جمع اینجا یه چیزیهایی پیدا میکنید).
دیده اید بعضی سفارتخانه های کشورهای خارجی توی تهران، جایی برای انتظار مشتریانشان در نظر نمیگیرند و کلی آدم باشخصیت را می بینید که عین..، باید وسط پارکها بنشینند و انتظار بکشند.
دیده اید اگر بخواهید جایی بروید مثلا میدان سرو در سعادت آباد تهران، یا باید یکساعت منتظر باشید تا ماشینی پیدا کنید که شما را به آنجا ببرد یا یک ساعت با ماشینتان باید دنبال جای پارک بگردید. همه جاهای قابل پارک با علائم توقف ممنوع پرشده است که البته هیچ کس هم نوجهی بدان نمیکند و ماشینش را زیر همان تابلوها پارک میکند و بعد پلیس تمام ماشینها را جریمه میکند.
این کارهای آقا اژدر - اسکلت - قند عسل - و ..... (متعلق به شهرداری تهران)شاهکار کارتونهای تلویزیونی است انشا ا... لینکش یافت شود برای استفاده همه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :روزمره ها