چرا و چگونه میتوان چیزهای نفرت انگیز را دوست داشت؟

اول از همه اینکه احتمالا برای اینکار، نیازمند داشتن حافظه ای ضعیف و در کنارش قوه ی تخیلی قوی باشیم.

١. بپذیریم که حتی چیزهای نفرت انگیز نیز، نه از یک جز، بلکه از اجزایی تشکیل شده باشند. و ممکن است صفت نفرت انگیز فقط ممیزه یک جزء باشد، بد نیست بدنبال صفات مناسبتر در اجزای دیگر شی باشیم.

٢.بپذیریم که چیزهایی که دوستشان داریم نیز اجزای نفرت انگیز دارند و بنابراین میشد ازشان متنفر باشیم اما نیستیم.

٣. همانگونه که، عادت، همه اشیای دوست داشتنی را نفرت انگیز می سازد، قادر خواهد بود نفرت انگیزها را نیز قابل تحمل سازد.

٣. بسیاری از مواقع، ارزش زندگی، وقت، توان، ذهن و حسی که برای نفرت از چیزی صرف میکنیم، بسیار گرانبهاتر از شی مورد تنفر است.

۴. وقتی از چیزی تنفر داریم یعنی اینکه پذیرفته ایم که آن چیز از ما قوی تر است. حال آنکه چیزهای نفرت انگیز کمی هستند که از ما قویتر باشند.

۵. ما اشیا را با صفاتیکه بهشان نسبت میدهیم، فهم میکنیم. کافیست سعی کنیم اشیا را بدون صفاتشان درک کنیم.

۶. بسیاری از مواقع زحمت دادن صفات به اشیا را، دیگران کشیده اند. اگر بند قبلی را نمیتوانیم اجرا کنیم حداقل سعی کنیم صفات خود ساخته شخصی مان را به اشیا بدهیم.

٧. چیزهایی که امروز از آنها متنفریم، ممکن است روزگاری، قبلترها  یا بعدترها، محبوب خودمان یا دیگران بوده باشد. بد نیست به افکار خودمان و دیگران نیز احترام بگذاریم.

٨. دوست داشتن چیزهای دوست داشتنی، نیاز به هیچ چیز جز غریزه ندارد، حال آنکه برای دوست داشتن چیزهای نفرت انگیز،  روحی لطیف، ذهنی نقاد، قلبی بزرگ و همانگونه که در بالا اشاره شد قوه تخیلی عظیم است. دوست دارید شما را انسانی فقط دارای غریزه بدانند یا انسانی لطیف، باهوش، مهربان و هنرمند. تصمیم با خودتان است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :اخلاق