تلاطم

چیزی ته این پست حامد هست که زیاد بهش پرداخته نمیشود. اینکه گاه میتوانی جایی زندگی کنی که همه ترتیباتش را قبلا دیگران داده اند و تو فقط دستورالعمل هایشان را رعایت کنی و گذاران عمر کنی. گاه اما میتوانی جایی باشی که هیچ آداب و ترتیبی ندارد و تو باید بنشینی از ازسر همه دستورالعملها را بنویسی. وسوسه شیرینی است که دیگران دستورالعملهای ترا رعایت کنند بجای آنکه تو دستورالعملهای دیگران را مراعات کنی.

اینجا یا نظم و سیستمی نیست و یا اگر هست معیوب است.این میتواند آزار دهنده باشد اما جوری دیگری نیز میتوان به آن نگریست. اینجا مسئولیت آدمهایی که کار میکنند بیش از آنکه از جنس حقوق باشد از جنس اخلاق است. تو آزادی، نظارتی بر تو نیست و تو میتوانی از این آزادی فرار کنی یا از آن استفاده های بسیار کنی آنهم از جنس سوء اش. اما میتوانی آنرا بدل کنی به مسئولیتی که باری اخلاقی را بر دوشت بگذارد. چیزی از جنس ماجراجویی. از جنس دیدن نقش ات در زندگی خود و دیگران. اینجا خیلی از کارها خیلی زود نتایجش را به تو بازمینماینند و تو نیازی نیست که زیاد صبر کنی.

امیدوارم حوصله مان سر نرود از اینهمه ولنگاری و آزادی.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :جامعه