ملت غیرقابل پیش بینی

احتمالا اصطلاح مندرج در عنوان فوق را زیاد شنیده اید و خوانده اید. اینکه ملت ایران یکی از غیرقابل پیش بینی ترین ملل دنیاست. ببینیم همینجوریست؟
این خصلتها در ما زیاد دیده میشود:
تعداد اندیشمندان و روشنفکران در جامعه ما کمی یا شاید زیادی بیشتر از متوسط جهانی است.
تعداد محققین ما اما کمی یا شاید زیادی کمتر از متوسط جهانی است.
مفروضاتم این است که محقق عموما داده تولید میکند و روشنفکر هم عموما داده ها را پردازش میکند تا قانون و قاعده استخراج کند.
عزیزی بسیار گرامی ذمی شبیه به مدح برایم داشت که فیلم ندیده را نقد میکنم و منهم مدحی شبیه به ذم برایش داشتم که سینمای کشوری را بدون دیدن حتی یک فیلم از آن سینما، نقد میکرد.
جلال آل احمد خدابیامرز و دکتر شریعتی که نسلی را ساختند با این دومی یعنی محققین سر دشمنی و با آن اولیها سرسپردگی بسیار داشتند.
معمولا داده های مورد نیاز برای تجزیه تحلیلها را خود استخراج میکنیم و بعنان یک تخصص ویژه ارزیابی نمیشود.
معمولا حیطه جمع آوری داده ها برای تجزیه تحلیل دور برمان هست. خانواده، همکاران و هم محلیهایمان.
معمولا حتی خوب به دور وبرمان نگاه نمیکنیم. چون تقریبا در هیچ ساحت و زمان از عمر برای آن آموزش نمیبینیم.
هیچ تناسبی بین میزان داده ها و حجم تجزیه تحلیلها وجود ندارد. در دفتر فرهنگی شریف یک مرض مسری وجود داشت که با تعداد کمی داده می نشستیم و جامعه و تئوری و اندیشه ای را نقد میکردیم.
نتایج عجیب و غریب که امروزه برای پدیده های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... طرح میشود مبتنی بر مفاهیم و عناصریست که هنوز هیچ تحقیقی در باره آن انجام نپذیرفته است.
روشنفکر، فقرا، بهبود اوضاع اقتصادی، چپ روی یا راست روی و.... که تا بحال هیچ مبنای تحقیقی و آماری نیافته اند فراوان در تجزیه و تحلیلها مان بکار گرفته میشود.
بهمین خاطر فکر میکنیم با ملتی غیرقابل پیش بینی طرف هستیم. آیا واقعا اینگونه است؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :رسانه