عیدانه

عید همه دوستان و عزیزان و آیندگان و روندگان مبارک

مدتی شد که خبری نبود از اینترنت و این جور قرتی بازیها و مانند معدودی از روستائیان برگشتیم به اصلمان و جای همه تان از دم خالی به همین خاطر نمیدانم خبری اینجا بود یا نه.

عذر تقصیر دارم از حامد و رامتین عزیز که تا این حد تاخیر افتاد در تشکر از تبریک عید.

هنوز تنها حظ عید، تعطیلات طولانی اش است و دیدار از شهری که سالها از آن دور افتادی.شهری که هنوز سینما ندارد. جایی که هنوز کنار جنگل است و مانند بسیاری دیگر از شهرها آنجا را فتح نکرده است.

یکی از بهترین هدیه های عید امسال پیدا شدن آقا غوله دوست داشتنی است.

فرصتی میشود برای خواندن از هگل و در باره هگل. یکی از آنها کتاب "هگل و جامعه مدرن" نوشته آقای "چارلز تیلور" و ترجمه آقای "منوچهر حقیقی راد". اول از همه متعجبم که چگونه به چاپ سوم رسیده است.

طبق معمول ناخوشنودی از اینکه باید ترجمه بخوانی آنهم ترجمه ای با این جور عبارات:

  • بیانگر باوری
  • پیش اندر
  • انسان متحقق کننده صورتی
  • بدنیت
  • کردوکار

احتمالا نشانه ای بد از اینکه حتی کتاب خرهای ما هم کتاب نمی خوانند.

مدتیست که خوشبختانه فاقد یکی از مهمترین مظاهر تمدن یعنی ماهواره ام. به همین خاطر وقتی بعد از مدتها آنرا تماشا میکنم نمیدانم چرا فکر میکنم که علیرغم اینکه ایرانیان خارج از این سرزمین، انسانهای بی نظیری هستند که من بسیاری شان را می شناسم و بهترین دوستانم نیز هستند ولی تعدادی از آنها را به جرمهای مختلف انداخته اند دیوانه خانه. منتها هر روز به شان مرخصی میدهند و آنها اوقات مرخصی شان را در یکی از این تلویزیونهای ایرانی میگذارنند و برنامه اجرا می کنند. در برخی جاها هم کلا دیوانه خانه را آورده اند در همان محل اجرای برنامه ها یا اینکه ببست و چهارساعته ار آن دیوانه خانه برنامه پخش میکنند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :روزمره ها