جعبه مار

روبروی رسانه های فارسی زبان که می نشینی، یا باید احساس شرمساری و خجالت کنی، از اینکه ایرانی هستی یا در ایران زندگی میکنی، بسکه بد و بیراه نثارت میکنند بابت این بی دست و پایی ات.

یا اینکه ملقب به القابی موهن و زننده شوی، اگر مرد هستی یا مذهبی داری، و خلاصه میتوانی هزاران ناسزا بشنوی که یا نثارت میشود و یا به یکی و یا گروهی حوالت میدهند. خداوندان حرمت کلام. جوری که برنامه هایشان عموما بالای ١٨ سال است.

یا اینکه بنشینی به پیامهای عمیق خوانندگان و هنرمندانی که مدتی زیادی نیست که از خانه شان قهر کرده اند یا در سنین شصت هفتادسالگی هم دست از مبارزه با کهولت سن که هم مخرب جسم است و هم عقل برنمیدارند. و تنها کار مفیدشان آواز خواندن بود.

با آدمهایی که هنوز فکر میکنند مصدق نخست وزیر است و مردم را به این اطلاعات تاریخی مفتخر میسازند.

یا کسانی که هم هنرمند هم شاعر هم سخنور هم سیاستمدار هم روزنامه نگار و هم بازیگر و خلاصه آنچه خوبان همه دارند آنها یکجا دارند.

یا افرادی که مدام در حال حرف زدن هستند و هیچ رخدادی سبب نمیشود که حتی زیر تصویرشان عنوان "خبر فوری Breaking News" درج شود بسکه حرفهایشان قلمبه و سلمبه است.

یا آنهایی که دارند داروها و تجهیزاتی را معرفی میکتتد که قادرند تمام مشکلات آدمی را از کچلی و گری گرفته تا مرگ درمان کنند.

همین است که فقط در حد ثانیه ای میتوانی تحملشان کنی.

شنیده بودم که بی بی سی دارد کانالی فارسی ایجاد میکند و البته با سابقه سایت خبری اش تصورم این بود که جذابیتی نباید داشته باشد برایم. اینکه مدتهاست منبع خبری ام را بی بی سی انتخاب نمیکردم. بسکه یکسویه بود چیزی تو مایه های VOA.

اما مدت کوتاهی فرصت شد که برنامه هایش را ببینم و اعتراف میکنم شاهکار است. هنوز فقط انگلیسی ها هستند که ما را بدرستی می شناسند اگر نگویم ما چنان رفتار میکنیم که آنها میخواهند.

حداقلش اینکه احساس حماقت، بی شعوری، خیانت، نادانی، نفهمی، بی شعوری، بزدلی به آدمی دست نمیدهد.

اینکه بسکه بقیه حرفی ندارند برای گفتن باید بری تو نخ لباس و طرز آرایش و حرکات گوینده، اینجا عده ای جوان که معلوم است تیمی حرفه ای پشتشان هست ترا نگه میدارند پای این جعبه مار.

اینکه تا دهان طرف باز میشود، تو خودت را در آنور مرز ایدئولوژیک گوینده میبینی، که آماج حملات مختلف کلامی قرار میگیری، یعنی اینکه تو دشمنی یا قریب خورده. اینجا خوشبختانه برایت چنین آزمونهای هول آوری تدارک نمی بینند.

اینک ممکن است برای تو هم اصل خبر مهم باشد و اقلا یکی شان یادش بیاید که اول باید خبر را گفت بعد در باره اش مزخرف گویی کرد. پس اقلا به عنوان رسانه، وظبفه ات را این ببینی که خبر بدهی. مثلا سخنان اوباما را در اجلاس لندن در کنفرانس خبری اش بصورت زنده پخش کنی، نه اینکه بنشینی در باره کوفت و زهرمار مملکت گل و بلبل ما افاضات بفرمایی.

امیدوارم این شاید تنها رسانه قارسی زبانها همین گونه باقی بماند

خنثی اما سریع و دقیق

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :رسانه