کمال و ایثار

در 1902 راسل نامه های به فرگه نوشت و او را از تناقضی که در اصل پنجم کتاب قوانین حساب او کشف کرده بود آگاه کرد. جواب فرگه به این نامه لحنی آرام و بزرگ منشانه دارد. از راسل تشکر می کند و شکفت زدگی خود را از این کشف نشان می دهد.

شصت سال بعد هنگامی که از راسل اجازه انتشار نامه او را به فرگه می خواهند، این نامه را می نویسد:

پروفسور ون هی جنورت عزیز

بسیار خرسند خواهم شد اگر نامه فرگه و نامه مرا منشر کنید و از اینکه چنین پیشنهادی کرده اید سپاسگزارم. هنگامی که به کمال و ایثار می اندیشم می بینم، تا آنجا که میدانم، هیچ چیز با تعهد فرگه به حقیقت قابل قیاس نیست. حاصل یک عمر کار او نزدیک به اتمام بود، بسیاری از آثارش با بی اعتنایی روبرو شده بود، آن هم به سود کسانی که توانایی آنها بی نهایت کمتر از او بود، جلد دوم کتابش در آستانه انتشار بود، با این همه هنگامی که دریافت بنیادی ترین اصل او خلل دارد واکنش او رضایتی عقلانی بود که به وضوح هیچ گونه ناامیدی شخصی در آن دیده نمی شد. این تقریبا کاری فوق انسانی بود و شارتی گویا به کاری که از مردانی ساخته است که به جای تلاشهای خام در کسب سلطه و شهرت، تعهد آنان به خلاقیت و معرفت است.

ارادتمند شما

برتراند راسل

22 نوامبر 1962

در باره فرگه

ص 85

ارغنون /7 و 8 / پاییز و زمستان 1374

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :قدم زدن