حوادث الواقعه

١. خطرناکترین بازیگران صحنه ورزش تماشاگرانند. آنها هستند که در جنگ تن به تن با بازیکنان، بازیکنان را تحقیر میکنند و به هرسوی که میخواهند میکشند. جنگ تنازع بقا. قوانین که نه، آنچه که در جنگلها حاکم است اینجا بازتولید میشود به چه دفتی. دیکتاتوری، عوام فریبی، قلدری، تلاقی زر و زور و تزویر. این فوتبال تعطیل بشود، خیرش نه تنها به این نسل که نصیب همه آینده ایران میشود.

٢. روزگاری قرار بود زبان دانشی بیافرینند که هیچ سنخیتی با زبان متعارف نشد. نفرین شان کردند کارشان شده است بنشینند در باره همان زبان متعارف تئوری بدهند و فرضیه ببافند.

٣. قافیه که تنگ بشه باید بنشینی پل بزنی از ضرورت بتاته سهروردی به ابطال پذیری پوپر.

۴. برای سیاستمدار هیچ نعمتی بالاتر از دشمن از نوع خیالی و البته از نوع خیلی قدرتمندش نیست.

۵. ساعت 11 شب تو یک آپارتمان فکسنی، بلندگو ١٠٠٠ وات کارگذاشتی، آدم آوردی برایت میخواند به چه چهچه ای، دیگ بار گذاشتی و دعوت عام دادی که ایام فاطمیه را زنده نگهداری. فحشهاش را چه میکنی پس.

6. اینجا مدتهاست شیر گاو نر بفروش میرسد.

7. خوب شد ختم نبوت اعلام شد وگرنه با اینهمه معجزاتیکه رو میکنند الان تعداد انبیا 7، 8 و یا حتی 9 رقمی میشد.

8. ما روستایی ها چلوکباب نماینده ای را میخوریم که به مخالفش رای خواهیم داد. پس با زیادی سیاهی لشکر، وهم برتان برندارد.

٩. اینجا کمی شلوغه منتظرم کمی خلوت شه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۸
تگ های این مطلب :واگویه