خودکشی

بی شک مناظزه آقایان موسوی‌ و احمدی نژاد نقطه عطفی در تاریخ انقلاب میباشد.

  1. از سه هفته قبل، رشد آرای آقای موسوی بشدت فزونی میگیرد

 و این یعنی اینکه کسانی که قرار بود در انتخابات شرکت نکنند، اینک میخواهند به صف رای دهندگان بپیوندند و البته دل به آقای موسوی دارند. از سویی دیگر، آن بخشی از آرا که تصور میشد جزو آرای همیشگی آقای احمدی نژاد است، (با شعارهای اصولگرایانه) دارد توسط آقای موسوی جذب میگردد. گویی آقای موسوی پیغام میدهد مستحق نام اصولگرا اوست و نه آقای احمدی نژاد. همین است که میشود دید سخنان آقای احمدی نژاد در باره مشارکت در مدیریت جهان، نابودی مستکبرین، و صدور انقلاب،  ظلم ستیزی، نابودی اسراییل، امریکا ستیزی و پناه مستضعفان بودن نظام جمهوری اسلامی ایران، نه شعارهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد بلکه باورها اصلی انقلاب اسلامی در سی سال پیش بوده است که آقای موسوی در راس هیات اجرایی اش ایستاده است. البته آقای موسوی هم با انقلاب رشد کرده است و تغییر یافته است اما این بار آن باورها دوباره به صحنه می آیند. البته در برابر اصل جنس، بدل نباید خریداری داشته باشد. آنکه در برابر آقای موسوی به آقای احمدی نژاد رای میدهد، حتما شعارهای انقلاب را درک نکرده است. البته حریف برای مقابله با چنین رشدی دو راه در پیش دارد:

  • تخریب آقای موسوی
  • توصیه به مردم برای عدم مشارکتشان در انتخاب

تخریب آقای موسوی چندان نیاز به آدرس ندارد. از بداقبالی حریف است که موسوی متاسفانه نه جاه طلب، نه عاشق قدرت و نه اسیر دنیاست و البته اینجور آدمها هیچ گافی ندارند بدهند دست دشمنانشان. او شریف است همین است که حداکثر میتوانند به چوب نابلدی در سخنوری و چیزهایی از این دست براندندش. اما این اقبال مردم اوست که سالهاست سیاستمدارانشان هرچه داشته باشند، چندان دغدغه شریف بنظر آمدن را نداشته اند.

اما برای کاهش مشارکت، ابتدا باید مفهومی تحت عنوان ضد رای را ارائه دهم:

در هر انتخاباتی، افراد و گروههایی هستند که رای بخشی از جامعه را با خود دارند. در ان میان افراد و گروههایی نیز هستند که ممکن است در جامعه چنان وجهه ناموجهی داشته باشند که بخشی از جامعه فقط رفتاری ضد آنان را در پیش در میگیرد. برآوردها مثلا برای تلویزیون در این روزها تا 5 میلیون ضد رای را بحساب می آورد. یعنی کافیست مثلا تلویزیون از کاندیدایی حمایت کند تا در مقابل 5 میلیون رایی که برای طرف جمع میکند، ده میلیون رایش را هم برباد دهد. آقای طبسی در مشهد ضد رای آقای موسوی است. در این مرحله، تلویزیون از این خاصیت ضد رایش، برای کاهش میزان مشارکت سود می برد. هرچه آرا کمتر باَشند، شانس آقای احمدی نژاد بیشتر می شود.

اگر راههای فوق جواب ندهند باید حتی منتظر کودتا در این مدت زمان باقیمانده بود.

  1. با مناظره شب گذشته میتوان دید که قدرت چگونه میتواند عرصه نمایش پلیدترین ساحات وجود آدمی باشد. هنوز هم ایستاده بر موضع حمایت از کردان و رحیم مشایی. مهره ماری دارند این مازندرانی هاو بدجوری دل از آقای احمدی نژاد برده اند.
  2. ضعف هردو طرف مناظره در این بود که هیچ یک از طرفین با هم حرف نمیزدند. هریک حرفهای از پیش حفظ کرده خود را میزدند. به همین خاطر بسیاری از سوالات و نقدهای طرفین پاسخ روشنی برای بینندکان به همراه نداشت.
  3. پایه های انقلاب شکافی یافته است که هر چه زودتر ترمیم نشود ممکن است به قیمت فروریختن آن تمام شود.
  4. چرا در اولین و بهترین زمان ممکن، رهبری واکنشی در برابر این اتهامات نشان نداده است و گویی آنها را تائید هم کرده است.در این هنگامه نبرد کی با کیه؟ رهبری در برابر آقای هاشمی؟ آقای احمدی نژاد در برابر آقای ناطق؟ رهبری و آقای احمدی نژاد در برابر آقای هاشمی و آقای ناطق و آقای خاتمی و آقای لاریجانی.
  5. آیا فساد در نظام سیاسی ایران تا بدین حد ریشه دار است که صاحبانش هم در مظان اتهامند. اینحوری چی باقی میماند.
  6. تصور میکنم آقای احمدی نژاد حالا که دارد آرا انقلابیون را از دست می دهد، میخواهد آرای ضدانقلابیون را به سوی خود جلب نماید. آقایان موسوی و کروبی روی آرای خاموش، سرمایه گذاری کرده اند، آقای احمدی نژاد روی آرای مخالفین ذاتی انقلاب. با این تحلیل نتیجه انتخابات اگر به پیروزی آقای احمدی نژاد باشد، نشان از فزونی ضد انقلابیون بر انقلابیون ندارد؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٤
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سیاست