همه خطاهای یک نامزد

١. دوقطبی کردن فضا. این میتوانست نبرد یکی با بقیه نباشد بلکه نبرد همه علیه همه باشد. در نبرد یکی بر علیه همه، زور زیادی لازم است، اما در آن نبرد همه علیه همه، فقط کمی عقل. کروبی و موسوی از شما برای هم خطرناکتر بودند.نبرد سروش و دولت آبادی بی شک به نفع شما بود. ز هر طرف که شود کشته نفع اسلام است. گاهی بهترین کار این است که هیچ کاری نکنید.

2. کنار هم نشاندن خوب، بد زشت ها. هنوز میتوان دید که مردم خاتمی را دوست دارند پس او را در ردیف دیگر متهمان قرار ندهید که آدمها، به استقرا، خطای شما در باره خاتمی را به بقیه تسری میدهند.

3. باید به سرعت ثابتی پیش میرفتید نه اینکه وسط راه به اندیشه و شک بیافتید. آن زبان تحقیر و لحن بازجویانه در برابر موسوی و کروبی، نمی بایست بدل به روحیه سرباز فراری در برابر سردار  می شد.

4. مدام مجبور شدید از حرفهایتان، ادعاهایتان و آمارهایتان دفاع کنید یا از آن برگردید. چون سعی نکردید منصف باشید.

5. ذر میدان اقتصاد گیرتان انداختند و شما نتوانستید بازی تان را در زمین هسته ای انجام دهید.

6. به مشاورین تان نگفتید که حالا که دارند روزنامه آقای کروبی را میخوانند، لازم است نام آن روزنامه را هم بخاطر بسپارند.

7. هنوز ناموسی ترین موضوع در میان ایرانیان همان موضوع ناموس است. پس در این عرصه اگر به یقین مطمئن به پیروزی نبودید وارد نمی شدید.

8. اسطوره لایزال روح و حتی اندیشه ایرانی، حسین و سیاوش است. مظلومیت است. شما به راحتی این امکان را برای اصلی ترین رقیبتان فراهم کردید که نقش مظلوم را به تمامی بازی کند. ما همیشه همراه پیروزمندان نیستیم.

9.بعضی صنوف هستند که یکبار مصرفند. بعنی شما معمولا بعد از یکبار مراجعه ناموفق، میروید سراغ رقیبشان. روسای جمهور مدعی افشای فساد هم از این دسته اند.

10. ملت ایران را نشناختید. خوردن کباب شما و رای به رقیبتان، جزو امور مذموم و ناپسند محسوب نمی شود.

11. گفتند که مدیران باید هوای اعضای تیم شان را داشته باشند منتهی تا مرحله اتهام. نه اینکه بعد از احراز جرم همچنان هواخواهشان باشید. یعنی در دنیا بدیلی برای آقایان کردان و محصولی یافت نمی شود؟

12. هنوز متوجه تاثیر عظیم چیزی بنام موج و تب و اینجور قرتی بازیهای اجتماعی نشده اید. اینجور مواقع روبروی این امواج قرار  نگیرید. والا با جوک و تکه کلام، نابودتان میکنند. دکتر کت خریده، دروغگو دشمن خداست.

13.قوتبالیست و از آن مهمتر دروازبانی نمیدانید وگرنه میدانستید بهترین راه برای گرفتن ضرب یک توپ، در گام اول هم جهت شدن با حرکت آن است. کاشکی برخی خطاهای کوچکتان را به گردن می گرفتید.

14. نمیدانستید ترس برادر مرگ است، والا بخاطر ترس از رشد آرا رقیب، دست به هرکاری نمیزدید. از قضا سرانگبین صفرا فزود.

15. هیچ تلاشی نکردید خوش تیپ بنظر آئید. عقل مردمان هنوز به چشمانشان هست.

16. ترساندن و ارعاب ممکن است سبب احترام گذاشتن کسانی که با شما کار میکنند یا نانشان دست شماست، گردد. اما سبب رماندن دیگرانی میشود که در دوردست شمایند و از قضا رای هم میدهند.

17. به کارشناس هایتان بد گفتید. هیچ خطایی برای یک مدیر از این فاحش تر نیست که کار کارشناسی کارشناسانش را کوچک فرض کند. چون بعد به طرف نشان میدهند که کارشان کوچک نبوده است.

18. دروغ نمی گفتید.

19. باور کنید اگر ترس از آسید مصطفی نبود، این لیست اگر سه رقمی نمی شد، حداقل به پنجاه میرساندمش.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :سیاست