بیاد برادر

در کنج دهشت انتظار، ترس از فروریختن مصیبت کم نیست، که بلای به خواب ماننده، بر سرت آوار می شود و تو میمانی و سالها و سالها تلخکامی از عدم درک دلایل جان ستاندن از آدمی با چسباندن نامی  که در قاموس لغات به خطی نیز کفایت میشود برای توضیحش، اما صف آدمهای مورد اشاره اش که مرگ نصیبشان شده است بسیار.

و آوار استیصال

آرزو میکنی برای دیگری چنین نباشد و می بینی دعایت بالا نمیرود همین است که خویشتهای بسیاری را می بینی به کنج غم نشسته مستاصل و در کنج دهشت انتظار و ترس از فروریختن مصیبت.

بیاد آنکه و آنانی که میتوانستند بمانند و نگذاشتند.

و برای همه آنانیکه به انتظار نشسته اند تا عزیزشان از در بدرآید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :خانواده