بیداد

دیدی گاه سرت را زیر آب میکنند و نفس کشیدن برایت هر لحظه سخت تر و سخت تر می شود. تمام نفس جانت را حبس میکنی و آنگاه که دمی سرت را از آب در میاوری آنرا بیرون میدهی و دوباره زندگی از سر میگیری.

بسیاری از ما ماندگارترین یادهای زندگی را در هجده سالگی تجربه میکنیم. و چه یادگاری ماندگارتر از موسیقی.

زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت

کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

بیداد شجریان و مشکاتیان هنوز یادآور آن نفس عمیق ناشی از خفگی برای هم نسلانم است. هنوز خوشترین یادگار هجده سالگی بسیاری است. سوگنامه زمانه ای که عود زهره نمیسوخت و دوق مستی مردمانم گم شده بود.

مشکاتیان هرگز نخواهد مرد

زیستن دوباره اش مدتهاست که آغاز شده است در تلالو آثارش.

به احترامش کلاه از سر برمیدارم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :موسیقی