آدام اسمیت

روزگاری بود که فلاسفه ترکتازان بلامنازع عرصه های دانش بودند. قرن هجدهم. کسانی که به جستجوی نظمی در میان هیاهوی مفاهیم بودند تا پریشانی را بسامان کنند. نظام سازان بزرگ. جادوگران جمع کننده نامتجانس ترین چیزها.
تصور میکنم بزرگترین درد جامعه روشنفکری این است تحت تاثیر مفاهیمی است که نمی شناسدشان یا درکی از آنها ندارد. چوت لعبتکانی در دستان این مفاهیم. اقتصاد. اندیشه روزگاری دل بست به معرفت شناسی و همه جیزش شد اپیستمه. اما غم نان اش نمیگذارد.

قدیما مهندسها میرفتند فلسفه میخواندند حالا میروند اقتصاد میخوانند.

وقتی قلاسفه اخلاق از اقتصاد مینویسند سازوکار های تولید انسانی تر میشود یا شاید هم شیطانی تر.

معمولا متخصصان از فلاسفه متنفرند.

کلاسیک ها اصیلند یعنی پایه اند و البته نه الزاما درست. شروع اند. بدون آنها هرز میرویم اگر بخواهیم راه بیافتیم.

البته توصیف کارکرد یک نظام به معنی تائید آن نظام و ضرورت زیستن مطابق آن نیست.

و البته تجربه گرایان هم نظام سازند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :اقتصاد و تگ های این مطلب :قدم زدن