چرا درمانده ایم

هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد اما بتبصره بر این جمله اینکه بعضی کتابها یکبار خواندنشان عین قورت دادن شمشیر است.

دوستی کتابی را معرفی میکند که در تعریفش، کلام را از حد گذراند.

از همان صفحات اول معلوم میشود که باید از راهی صعب گذشت نه برای فهمش که برای هضمش.

مثل عبور از باتلاق است. خسته و کوفته، همین است که طول میکشد خواندنش. سرانجام دندان بر جگر میگذارم و بپایانش میرسانم.

کتاب جامعه شناسی خودمانی با عنوان فرعی چرا درمانده ایم.

اولین اصل هر گفتگویی این است که دوطرف داشته باشد و البته هر کتابی بهترین خصلتش باید این باشد. کتاب از همان اول دهنت را میبندد که خواننده باید خفه شود و گوش کند. بیشتر از جنس منبر است تا کتاب.

هیچ متد و روشی وجود ندارد تجربیات شخصی نویسنده بدل به صغری های احکامی میشود که برای اثباتشان سالها تحقیق نیاز دارد. اما فاکت های کتاب برای این استنتاجات خاطرات نویسنده است.

فصول کتاب بی هیچ منطقی چیده شده اند بنابراین نخواندن بخشهایی از کتاب هیچ تفاوتی با خواندن کل کتاب ندارد.

عجیب است که روانشناسی ملل هنوز اینجا طرفدار دارد، شاید به این دلیل که نیاز به درک بسیاری از غموض و مشکلات استدلال را ندارد. برای اثباتش فقط یک شاهد هم کفایت میکند. بیچاره پوپر

متد نهان کتاب همان اصل سربازی است تنبیه همه بخاطر اشتباه یک نفر.

برای تبیین وضع موجود جامعه غیر از بیان سیئات فردی، روشهای مطلوبتری هم هست. مثلا چیدمان نیروهای موثر.

هنوز نمیتوانیم بفهمیم که ممکن است قواعد بازی عرصه افراد ممکن است با قواعد بازی در عرصه اجتماع و سیاست متفاوت باشد

از اینکه مردم ته سیگارشان را زمین میاندازند نمیشود نتیجه گرفت که هربالایی که سرمان آمده حق مان است.

امیدوارم متهم نمودن خویشتن بدلیل مبرا دانستن بازیگران دیگر نباشد. حتی اگر نویسنده اصرار نماید که چنین نیست.

کتابها برای دل خنک کردن نیستند برای اندیشیدنند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :ما