خون آشام

بختکهای زیادی برجان مردمان این سرزمین افتاده است. بدترین آن آرمانخواهی کور بود.

سلسله کتابهایی با عنوان "نگاهی از درون به جنبش چپ ایران" که مجموعه گفتگوهایی با برخی از اعضای یکی از گروهای چپ توسط آقای حمید شوکت است، در بازار کتاب موجود است.

اولین کتابی که در فرصتی برای گذران اوقات از این مجموعه بدست آمد گفتگو با " ایرج کشکولی" بود. تصویر از نزدیک کتاب، فقط گفتگویی در باره تاریخ تجربیات شخصی یک فرد است، اما از بالا که مینگریستی، تباهی و ویرانی بهترین ها در پای بدترینهاست. جوانان پر شوری که خواستند بزرگترین تصمیمهای زندگی شان را به تنهایی، نه تنها بدون کمک اطرافیان و خانوده و دوستان بلکه حتی فازغ از عقل و اندیشه بگیرند. بدترین راه، بی شک، طاعت بی جون و چرا از مبانی اندیشه ای که آنها را بخود میخواند. اندیشه ای که مبانی اش در بهترین حالت میتوانست نتیجه استدلال های فراوانی باشد و طرفه آنکه حتی نتیجه منطقی همان سلسله استدلالات نبود. یعنی بسیار اش بمعنی دقیق کلمه و معرفت شناسی پوچ بود.

گرگی بود که به گله گوسفندان زده بود و همه فقط شاهد دریده شدن و نابودی این بهترین فرزندان سرزمین بودند.

کتاب بعدی که می یابم گفتگو با محسن رضوانی بود. آن تصویر بالا برجسته تر شد و اینکه سالها این مملکت از طرف همسایه شمالی اش همواره مورد هجوم قرار گفت روزگاری حمله نظامی و روزگاری دیگر با اندیشه های خشونت بار و احمقانه اش با عنوان اندیشه های چپ. هیچ چیز بیشتر از روسها و اندیشه چپ، سبب خرابی بسیاری از دستاوردهای خیزش های مردمی و جریانات بهبود اوضاع این مملکت نشده است. جایی به بلایی که تبریزهایی چپ شاگرد مجاهدین قفقازی رسر دستاوردهای انقلاب مشروطه آورند اشاره ای خواهم نمود.

کتاب بعدی گفتگو با کوروش لاشایی بود. اینکه چگونه یکی از سران حرکت چپ از شعارهایش پا پس می کشد و مصاحبه میکند و روزگار تنهایی انسان آزادی که میخواست برای جامعه و مردمش کاری کند و دو دشمن بظاهر آشتی ناپذیر چگونه بکار نابودی شان برمیآیند.

مجموعه این کتابها چنان است که تا تمامش نکنی رهایش نمی سازی.البته در آن دوتای اول نویسنده مسلط است اما در این آخری هیچگونه همدلی را با خواننده کسب نمی کند.

توصیه موکد میشود سی سال ببالاها بخوانند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :سیاست