لویاتان هیولا

جنگ داخلی در فرانسه 1871 کتاب فوق العاده ای است که خواندنش شدیدا توصیه می گردد.

بزرگترین نقد بر مارکسیسم بی شک در این است که دولت را دست کم می گیرد. آنجا که انگلس در مقدمه همین کتاب می گوید : ... دولت، در واقعیت امر چیزی جز ماشین سرکوب یک طبقه به دست طبقه دیگر نیست" (ص 46) و خوش بینانه آرزو میکند " که نسل تازه ای از مردم، که در شرایط اجتماعی تازه و آزادانه به بار آمده اند، چندان توانائی بیابند که بتوانند تمامی این زباله برانباشته را که دولت نام دارد بروبند و از پیش پای خود بردارند" (ص 47)

اما در همین کتاب اشاراتی هست که نشان میدهد چگونه دولت برآمده بر اساس هدفی معین، ممکن است سر از دستورات سازندگان خویش بربتابد و زندگی مستقلی در پیش بگیرد. هر چند این اندیشه به جد گرفته نمیشود، همین است که بعدها فاجعه ببار می آورد. اندیشه دولت ذیل هیچ اندیشه معلول اندیشی از خویش جای نمیگیرد. فرزندی است که بر والدین خویش پیروز می شود و راه خود را میرود.

رخدادهای دوماهه در مارس و آوریل 1871 در پاریس، قرن بیستم را شکل داده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ آبان ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :جامعه